تابستان بیگرما و زمستان بیسرما
یادداشت سردبیر این شماره هفتهنامه نقدحال را در خصوص گرما و سرمایی نوشتم که هربار دلیلی میشود برای تعطیلی کشوری که میخواهد همین روزها ژاپن اسلامی شود.
یادداشت سردبیر این شماره هفتهنامه نقدحال را در خصوص گرما و سرمایی نوشتم که هربار دلیلی میشود برای تعطیلی کشوری که میخواهد همین روزها ژاپن اسلامی شود.
در جامعهای مثل ایران که همه چیز دو قطبی است و چیزی جز درست و غلط و سیاه و سفید وجود ندارد، رسانهها نقش ویژهای مییابند. البته نمیتوان نقش دولت را در دامن زدن به تفکر دو قطبی نادیده گرفت.
یادداشت سردبیر شماره ۱۸۹ نقد حال را در این خصوص نوشتهام.
چند وقتی بود که کارهای پیشبینی نشده فرصت هیچ کار اضافهای را نمیداد و این شد که مدتی این مثنوی تاخیر شد.
از این به بعد سعی میکنم زود به زود به روز کنم.
فعلا یادداشت سردبیر این شماره نقدحال را بخوانید و دعا کنید شاید فرجی شد برای زود به زود به روز کردن نت هشتم.
فعالیت رسانهای، عرصهای متفاوت از سایر مقولههاست. اما در بسیاری موارد هم درست مقولهای اقتصادی است، حالا فرض کنید از نوع فرهنگی آن. یعنی به عنوان یک فعالیت اقتصادی در چرخهی تولیدکننده، محصول و مصرفکننده درگیر است. حالا برای حفظ احترام یک فعالیت فرهنگی اسمهای بازاری را برداشته و اینگونه نامگذاری میکنیم: اصحاب رسانه، مطبوعه و مخاطبان. اما ناگفته پیداست که حتی این نامگذاری نیز چیزی را عوض نمیکند تنها یک رسالت مطبوعاتی بر عهدهی اصحاب رسانه میگذارد که همین رسالت نیز گاه در میانهی بازار مکارهی نیاز، رنگ میبازد.
فردا 10 ارديبهشت روز ملي خليج فارس است. به همين مناسبت صفحهاي ويژهي اين روز منتشر كرديم در آن صفحه در يادداشتي با عنوان «جسارت ديپلمات اماراتي» پاسخي به رفتار اين ديپلمات عرب دادم.
در جوامع انسانی بر خلاف نظر عامه، دموکراسی هدف نیست؛ بلکه وسیلهایست برای نیل جامعه به سوی عدالت.
تحقق دموکراسی در جامعه، مسیر نیل به عدالت اجتماعی را هموار میکند؛ اما باید در نظر داشت که خود دموکراسی در حقیقت دیکتاتوری اکثریتی است که گاه تنها یک نفر بیشتر از گروه مقابل بوده و با تغییر نظر تنها همان یک نفر تمام معادله قدرت به هم میریزد.
در جوامع دموکراتیک، به گروه اقلیت توصیه میشود به نظر اکثریت احترام گذاشته و از تقسیم جامعه به چند دسته جلوگیری کنند و در صورتی که مایل به کسب قدرت هستند؛ برای دورههای بعدی برنامهریزی و تلاش کنند تا به صورتی قانونی قدرت را به دست بگیرند.
مشکل اینگونه حکومتها آن است که معمولاً گروه پیروز، تمام توان خود را مصروف آن میکند که نظرات، برنامهها و عقاید خود را در جامعه حاکم کند. در نتیجه بیشتر توان بخشهای مختلف جامعه صرف آن میشود که راهکاری برای جلب آرای عمومی و قرار گرفتن در راس داشته باشند.
در این حالت نیز دو مسئله قابل بررسی است:
اول- از آنجا که آرای عمومی بیشتر تابع احساسات لحظهای و برنامههای مطرح شده از سوی طالبان قدرت بوده و فاقد کارشناسی لازم میباشد، به طور معمول بهرهگیری از احساسات مردمی و حتی گاه فریب عمومی یکی از راهکارهای معمول در انتخابات میشود.
دوم- با توجه به اینکه هر گروه، برنامه و عقاید خاص خود را دارد، با تغییر قدرت، اکثر برنامههای جاری عوض شده و کارهای ناتمامی روی دست جامعه میماند.
در حالی که عدالت به معنای آن است که حقوق همهی بخشهای جامعه رعایت شود. به عنوان مثال اگر جامعهای ۱۰۱ نفر عضو داشته باشد و صد نفر آن بر یک نظر بوده و تنها یک نفر نظری مخالف داشته باشد، تحمیل نظر این صد نفر بر آن یک نفر اگر بخشی از حقوق او را ضایع کند، همانقدر مذموم است که تحمیل نظر یک نفر بر صد نفر، در حالی که در جامعهی دموکراتیک در صورتی که ۵۱ نفر بر یک نظر و ۵۰ نفر بر نظری دیگر باشند، نظر ۵۱ نفر بر ۵۰ نفر دیگر تحمیل خواهد شد، بی آنکه حقی از حقوق ۵۰ نفر دیگر در نظر گرفته شود.
نتهشتم
نوشتههای کسی است که
میخواهد از حرفهایی بنویسد
که احتمالاْ
بسیاری آنرا میدانند؛
ولی شهامت ابرازش را
حتی برای خودشان هم ندارند.
© این
سایت بر طبق کنوانسیون برن برای
محمّد رضا عطایی تحت قانون حمایت از
داراییهای ادبی و هنری قرار دارد.
Copyright for
Mohammad reza Ataei with Berne Convention
©