دیروز بعد از ظهر اومدم بمبئی. امّا متاسفانه وقت زیادی برای گشتن توی این شهر ندارم. چون بعد از ظهر امروز به شهرهای گودآواری و حیدرآباد میروم. شب را در حیدرآباد میمانم، البته اگه وقت داشته باشم فردا صبح یه سری هم به شهر کریشنا میزنم.
ظهر فردا از حیدرآباد به سمت کلکته پرواز دارم.
برای شرکت در کلاس یوگا و دیدار از معابد اطراف رود گنگ باید فردا بعد از ظهر به کلکته برسانم تا بتوانم مسیر رود گنگ را برخلاف جهت آب حرکت کنم.
با توجه به فشرده بودن برنامه این چند روز آخر سفر، احتمال اینکه بتوانم به اینترنت دسترسی داشته باشم و سایت را به روز کنم خیلی کم است.
بقیه حرفها بماند برای بعد.
باز هم از همهی دوستانی که به بنده لطف داشتهاند و این لطف را به شیوههای گوناگون ابراز کردهاند کمال تشکر را دارم.
***************************
مناسبت: امروز سوم خرداد و روز آزادسازی خرمشهره. از امسال عید که رفتم و خرمشهر و آبادان رو دیدم، هر وقت اسم جنگ و آزاد سازی خرمشهر و شکست حصر آبادان مییاد یه جور دیگه میشم.
یکی از دوستان یه ایمیل در اینباره برام فرستاده،از توی تمام نوشتش من از یه بیت خیلی خوشام اومد که توش نوشته بود:
خون به دل کردند دشت و نهر را
باز گرداندند خرمشهر را
بقیه نامهاش سراسر شعاری بود ولی این یه جمله بدجوذی به دلام نشست.
من کاری به هیچ موضوعی ندارم، امّا معتقدم وقتی یه نفر در راه هدفی که داره ایستادگی میکنه و حتی برای رسیدن به اون هدف میجنگه، هر قطرهی خوناش که به زمین میریزهُ کفاره گناهان نسل بشره.
البته این چیزی از نفرت من از جنگ کم نمیکنه.


نظرات (۱۱)
محمد رضا جان امیدوارم بهت خوش بگذره، راستی اگه تونستی مطالبی از اونجا واسمون بنویس تا حداقل از طریق مطالب تو بیشتر با اونجا آشنا بشیم.
ارسال شده توسط پدرام علیزاده | ۳ خرداد ۱۳۸۷ ۱:۰۳ بֽظֽ
ارسال شده در ۳ خرداد ۱۳۸۷ ۱۳:۰۳
سلام محمد جان تبريك عرض مي كنم واقعاً خوشحال شدم و برات آرزوي موفقيت دارم.خوش بگذرد.
ارسال شده توسط محمد رضا | ۳ خرداد ۱۳۸۷ ۴:۳۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۳ خرداد ۱۳۸۷ ۱۶:۳۷
حماسه خرمشهر از جنس حماسههای شاهنامه بود
ارسال شده توسط soheil | ۳ خرداد ۱۳۸۷ ۶:۵۳ بֽظֽ
ارسال شده در ۳ خرداد ۱۳۸۷ ۱۸:۵۳
حرفهات قبول اما اگه منم جای آقای سفیر بودم همین کارو میکردم شایدم می زدم توی سرت که صدای قورباغه بدی! لطفا توضیح بده چرا؟
ارسال شده توسط samira | ۳ خرداد ۱۳۸۷ ۹:۳۹ بֽظֽ
ارسال شده در ۳ خرداد ۱۳۸۷ ۲۱:۳۹
سلام خوش بگذره
تا میتونی از سفر هند استفاده کن
من خودم خیلی سفر و جهانبینی و جهانگردی رو دوست دارم و حتی پیگیرشم.
این سفرها خیلی چیزهاواسه آدم داره!
ارسال شده توسط احسان دباغیان | ۳ خرداد ۱۳۸۷ ۱۱:۳۹ بֽظֽ
ارسال شده در ۳ خرداد ۱۳۸۷ ۲۳:۳۹
zendegi mesle 2charkhast! age savaresh beshi vali harekat nakoni miofti zamin ... ma`loome to docharkheh savare maheri hasti! ride ... ride ... good luck
ارسال شده توسط Behnam | ۴ خرداد ۱۳۸۷ ۱۱:۵۰ قֽظֽ
ارسال شده در ۴ خرداد ۱۳۸۷ ۱۱:۵۰
سلام
خوب داريد ميگرديد.
اميدوارم كه خوشيش همچنان ادامهدار باشه.
من هم از جنگ خوشم نميآيد ولي كساني كه در آن دوره رفتند و شهيد شدند واقعا هدف داشتند.
ارسال شده توسط خودم | ۴ خرداد ۱۳۸۷ ۸:۲۸ بֽظֽ
ارسال شده در ۴ خرداد ۱۳۸۷ ۲۰:۲۸
سلام ممدجون خوب هستي - سفر خوش ميگذره بابا كجايي دل ما واست پوكيد. پس كي برميگردي
به جون ممد دست تنهام برس به دادم
راستي خواستي بياي سيتا يادت نره حتما از اون داووهاش بياري. مواظب خودت باش منتظرتم
ارسال شده توسط دوست خپل | ۵ خرداد ۱۳۸۷ ۱:۳۷ قֽظֽ
ارسال شده در ۵ خرداد ۱۳۸۷ ۰۱:۳۷
تو که میدونی من وقتی بخوام کاری رو انجام بدم می دم حتی اگه آتش جلومو بگیره! از نظر من تو افتخار اون شهری حتی اگه... به هیچکس و هیچ مقامی هم ربطی نداره که از چه راهی؟ حالا یا به زبون خوش عکستو میل میکنی یا به مامانت میگم که...
ارسال شده توسط samira | ۵ خرداد ۱۳۸۷ ۶:۳۳ بֽظֽ
ارسال شده در ۵ خرداد ۱۳۸۷ ۱۸:۳۳
خیلی بی تربیتی که کامنتهای منو نمیذاری اینجا؟ مگه فحش نوشتم مسخره؟!
ارسال شده توسط samira | ۷ خرداد ۱۳۸۷ ۶:۵۲ بֽظֽ
ارسال شده در ۷ خرداد ۱۳۸۷ ۱۸:۵۲
خوش به حالتون.یکی از آرزوهای من سفر به هند.
شاد باشید.
ارسال شده توسط بهارنارنج | ۱۱ خرداد ۱۳۸۷ ۱:۴۴ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۱ خرداد ۱۳۸۷ ۰۱:۴۴