چند روزی میشه که برگشتم.
خیلی خسته بودم و به همین دلیل دو، سه روزی در نهاوند به استراحت پرداختام و امروز به کرمانشاه آمدم. از فردا باید دوباره برگردم سر کار و بارم. امّا با وظیفهای که به تازگی بیشتر حس میکنم، تلاش برای زندگی همهی مردم جهان در صلح و آزادی.
ماهنامه فردای نهاوند در شمارهی آخر خود مصاحبهای با من داشته که متن آن در ادامه آمده است.
برندگان اصلی درحقیقت پدر و مادرم هستند
اشاره: حضور در همایشها و مسابقات جهانی را میتوان آرزویی همگانی دانست، خواستهای كه اكثر ما آنرا حداقل در مرحلهای از زندگی خود تجربه كرده و برای رسیدن به آن تلاش كردهایم، امّا معدود بودن تعداد نفراتی كه به این آرزو دست مییابند، سبب شده نسبت به كسانی كه در این سطح حضور دانرد، نگرش متفاوتی وجود داشته باشد.
امّا وقتی یك نفر از كنار خودمان به همایشی جهانی راه مییابد، احساس دیگری داریم، او را همان كسی میدانیم كه بارها دیدهایم و یا شاید بارها با او همراه شدهایم و این برایمان احساس نزدیكی میآورد.
محمّد رضا عطایی جوان نهاوندی یكی از این دسته افراد است. او كه در همایش جهانی فیزیك سال 2008 میلادی كه در دانشگاه دهلی برگزار شده به عنوان ارائهدهنده مقاله حضور داشته، توانسته رتبه پنجم ایم همایش را از آن خود كند. مقالهی او با عنوان «جهانهای چندگانه كوانتومی» علاوه بر این به عنوان مقالهی برتر آسیا و مقاله اول بخش دانشجویی هم شناخته شد و هیئت داوران همایش عنوان جوانترین مرد علمی فیزیك سال 2008 را نیز به این جوان نهاوندی دادهاند.
این موضوع سبب شد كه مصاحبهای با او كه تازه از سفر به هند برگشته، ترتیب دهیم و پای صحبت این جوان نهاوندی بنشینیم.
- لطفاً خودتان را به صورت مختصر معرفی كنید.
* محمّد رضا عطایی؛ فكر میكنم صورت مختصرش همین باشد.
- درست است؛ امّا توضیح بیشتری در مورد سن و سال و زندگیتان بدهید.
* هفده روز از اولین ماه زمستان سال 64 گذشته بود كه به دنیا آمدم، گرچه پدرم كه دوست داشت پسر بزرگاش زود مرد شود، تاریخ تولدم را 19 شهریور ثبت كرد، تا یك سال زودتر به مدرسه بروم و همیشه از همهی همكلاسیهایم حداقل چند ماه كوچكتر باشم.
سومین عضو یك خانواده چهارنفریام و تا پیش از رفتن به دانشگاه، بیشتر سالهای عمرم را در نهاوند گذراندهام. هماكنون هم دانشجوی سال آخر مهندسی فیزیك هستم.
بچهی خیابان شریعتی و به نوعی پشت دروازهایام. خانه قبلیمان در خیابان شریعتی بود و خانه جدیدمان جایی حوالی پشت خانهی سابق، راستهی میرزا آقا، كوچه «پری جو» (شهید محجوب)
- در مورد همایشی كه در آن شركت كردید، بگویید.
* همایش دوسالانه جهانی فیزیك كه هر دوره در كشوری برگزار میشود و این دوره نیز در كشور هند برگزار شد. بیشتر جایی است برای عنوان كردن موضوعات جدید فیزیك و یا تعابیر جدیدی از مسائل قبلی فیزیك.
به نظر من قصد كشورهای برگزار كنندهی اینگونه همایشها، نشان دادن میزان پیشرفت علمی خود و ایجاد امكان تبادل نظر محققین داخلیشان با اساتید و پژوهشگران دیگر كشورهاست. البته استفادههای علمی كه سخنرانیها و برنامههای جنبی همایش برای دانشجویان و پژوهشگران آن كشور دارد را نمیتوان نادیده گرفت.
اگر به عنوان مثال بگوییم كه هر مقاله حاصل مطالعه و تحقیق حداقل صد منبع و صد ساعت آزمایش و بررسی است –كه بیشك مقالههایی در سطح جهانی تحقیق و بررسی بیشتری میخواهد- حاضران در این همایش با شنیدن 10 مقاله ارائه شده، از چكیده دست كم هزار منبع و هزار ساعتبررسی كارشناسانه به راحتی و با كمتریم هزینه بهرهمند شدهاند؛ كه امتیاز بزرگی برای آنان به حساب میآید.
- در مورد مقالهی خودتان توضیح دهید.
* عنوان مقالهی من «جهانهای چندگانه كوانتومی» است. برای توضیح در مورد آن باید چند نكته را ذكر كنم.
كوانتوم به عنوان یكی از بخشهای فیزیك جدید مطرح است كه برای رفع پارهای ابهامات كه در توجیه پدیدهها با فیزیك كلاسیك وجود داشت به وجود آمد. به زبان ساده كوانتوم جوابگوی پدیدههایی شد كه به حركت در اندازههای اتمی و زیر اتمی میپردازد. امّا از همان ابتدای كار دانشمندان بنیانگذار كوانتوم میدانستند كه این شاخهی جدید فیزیك به موضوعاتی بسیار فراتر از این خواهد پرداخت.
امروز با گسترش علم كوانتوم، در بسیاری موارد به موضوعاتی برمیخوریم كه بیشتر فلسفی است تا علمی و حتی شاید از سوی برخی متافیزیكی و كاملاً غیر علمی پنداشته شود؛ حال آنكه این موضوعات صد در صد علمی بوده و حتی توضیحی كاملاً منطقی دارند. اگر با این دید به دنیا نگاه كنیم، خواهیم دید كه تمام پدیدههای جهان دارای دلایل مشخص علمیاند. حتی اگر به ظاهر عجیب و غیرممكن به نظر برسد.
به عنوان مثال همهی ما میدانیم كه شخصی به نام دیوید كاپرفیلد از دیوار رد میشود، یك مرتاض با اشاره دست ترنی را كه با سرعت بیش از 200 كیلومتر در ساعت در حال حركت است، متوقف میكند و یك یوگی بر خلاف قانون جاذبه بین زمین و آسمان معلق مینشیند. این كارهای خارقالعاده را نمیتوان اموری غیر علمی و متافیزیكی دانست، شاید امروز ما نتوانیم هیچ دلیل قانعكنندهای برای این قبیل كارهای ارائه كنیم. امّا بیشك همهی این امور دلایلی علمی یا بهتر بگویم فیزیكی دارند مه با پیشرفت بیشتر علم مشخص خواهند شد.
همهی امور جهان ما از قوانین فیزیكی تبعیت میكنند، حتی من به خودم اجازه میدهم بگویم، سرمنشا تمام اموری كه متافیزیكی قلمداد میشوند، در حقیقت به خاطر جهل ما از قوانین فیزیكی است. یك مثال ساده، هزار سال پیش كسوف و خسوف برای مردم امری خارقالعاده بوده و به دلیل جهل آنها به اموری متافیزیكی و یا حتی اسطورهای تعبیر میشد، در حالی كه امروز هر كودك 6،5 سالهای به خوبی میداند كه جریان از چه قرار است.
در این مقاله سعی بر آن بوده كه با ارائه دلایل فیزیكی جهانهای چندگانهای كه با اندیشه ما ساخته میشوند و نقش آنها در زندگی روزمره در عالم واقع به اثبات برسد. تا از این طریق بسیاری از اتفاقات به ظاهر غیرعادی و نتافیزیكی به راحتی توجیه شوند.
- از اینکه در این همایش برگزیده شدید، چه حسی دارید؟
* کم سن و سال بودن من سبب شده بود، بسیاری از حاضران در ابتدا مقالهی مرا چندان جدی نگیرند، امّا پس از ارائه مقاله و در زمان اهدای جوایز بسیار خوشحال بودم که به عنوان تنها ایرانی حاضر در جلسه توانسته بودم سربلند از همایش بیرون آیم.
اما در حقیقت احساس میکنم از آن روز بار سنگینی روی دوشم قرار گرفته است، دیگر نمیتوان نسبت به بسیاری از امور بیتفاوت باشم.
- آیا به جز این همایش در برنامههای علمی دیگری هم شركت كردهاید؟
* در همایش آموزش فیزیك سال 2006 اندونزی هم شكت كردهام. در چند همایش و سمینار دیگر هم مقالهام برگزیده شد، امّا به دلیل مسائل مالی امكان سفر به آن كشورها را نداشتم و به همین دلیل تنها عنوان پذیرش مقاله در همایش فیزیك سال 2005 اسپانیا 2007 آلمان را دارم.
- دلیل موفقیت خود را چه میدانید؟
* شاید به نظر بسیار کلیشهای باشد که بگویم اول از همه پدر و مادرم. اما من به جرأت میتوانم دلیل اول و آخر این موفقیت را تلاشهای پدر و مادرم بدانم و در بین آنها مطالعه تحقیقات بررسی و راهنمایی اساتیدی که حق بزرگی به گردن من دارند.
امّا پدر و مادرم که با وجود وضعیت مالی متوسط، هزینههای سنگین آزمایش، تحقیق و دیگر موارد مربوط به کارهای عملی مرا با هر زحمتی تأمین کردهاند؛ در حقیقت برندگان اصلیاند و من هر افتخاری که دارم را مدیون آنها دانسته و این عناوین را به ایشان تقدیم کردهام.
- خوانندگان فردای نهاوند شما را بیشتر به عنوان یک روزنامهنگار میشناسند تا یک محقق علمی، در این زمینه چه حرفی برای گفتن دارید.
* درست است. بنده علاوه بر فعالیتهای علمی در زمینه فیزیک که رشته تحصیلیام است، در کار نشریه و روزنامهنگاری هم فعالیت دارم. البته عمده فعالیت روزنامهنگاری من در کرمانشاه و تهران است ولی خوب به عنوان یک نهاوندی با ماهنامه فردای نهاوند و فصلنامه فرهنگان هم همکاری دارم.
البته از کودکی به هر دو موضوع علاقه داشتم. دانشمند شدن و روزنامهنگاری. و امروز به خواست خدا اندکی از راه را طی کردهام.
- آیا در روزنامهنگاری هم افتخاراتی كسب كردهاید؟
* افتخاراتی در این سطح نه، فقط به عضویت انجمن بینالمللی روزنامهنگاران (IFJ) پذیرفته شدهام، در جشنواره مطبوعات استان كرمانشاه سال 85 به عنوان خبرنگار مورد تقدیر قرار گرفتم و در چهارمین جشنواره مطبوعات غرب كشور هم در بخش گزارش برگزیده شدم.
- به عنوان یك جوان، چه توصیهای به جوانان نهاوندی دارید؟
* خود را بسیار كمتر از آن میبینم كه بخواهم به دیگران توصیهای كنم. امّا آنچه لازم میدانم به جوانان نهاوندی بگویم، تاكید به مطالعه است. سرانه مطالعه در كشور ما پاین است و در نهاوند بسیار پاینتر. در دنیای امروز هر چه كه انسان میتواند بهدست آورد از طریق مطالعه است، از كتاب و نشریه گرفته تا سایتهای اینترنتی. وقتی میبینم بسیاری از كتابهای درجه اول اصلاً به نهاوند نیامدهاند، یا بیشترین استفاده از اینترنت در نهاوند به كار با مسنجر و یا حداكثر فرستادن ایمیل محدود میشود، واقعاً تاسف میخورم و دلم میسوزد برای بچههایی كه ناچارند در این فضا زندگی كنند.
یادم میآید چند سال پیش استادی به من گفت: «بخوان و بخوان و بخوان، در اوقات فراغت مطالعه را فراموش نكن و هر زمان هم كه خواستی استراحت كنی كتاب خواندن را در برنامه استراحت خود داشته باش.» یادمان باشد، اولین كلمهای كه برای مسلمانان واسط زمین و آسمان شد، بر مطالعه تاكید داشت؛ «اقرا» (بخوان)
- همانطور كه گفتید، شما هم در فضای نهاوند بزرگ شدید؛ پس چگونه به مطالعه روی آوردید؟
* اینجا بازهم باید بگویم به لطف پدر و مادرم. تا جایی كه یادم میآید از همان اوایل كودكی و زمانی كه دو سه سال بیشتر نداشتم، پدرم بیش از دیگر اسباببازیها برایم كتاب میخرید و مادرم هم هر روز شاید هر كدام از كتابها را دو یا سه بار برایم میخواند آنقدر كه من در سنین قبل از مدرسه صدای هر حرف را میشناختم، بی آنكه اسم حروف را بدانم میدانستم چه صدایی دارند و باید چهطور تلفظ شوند به حدی كه كتابهایم را میتوانست تا حدی بخوانم. بعد از آن هم هیچگاه از خریدن هیچ كتابی منع نشدم. و این سبب شد علاقه به مطالعه در من تقویت شود.
- در پایان اگر حرفی دارید، بفرمایید.
* لازم میدانم باز هم از پدر و مادر، خانواده، تمام دوستان و اساتید ارجمندی كه مرا كمك كردهاند تشكر كرده و دعا كنم، خدا كمكمان كند تا حال آن یخفروش را نداشته باشیم كه در بازار فریاد میزد: یخ به سه سكه خریدهام و به یك سكه میفروشم.
پرسیدند: چرا؟
گفت: یخ دارد آب میشود و اگر به یك سكه هم نفروشم، همهاش ضرر شده و آنرا هم از كف دادهام.
امیدوارم موفق باشیم و عاشق، فقط همین.


نظرات (۱۲)
بابا خود شيفته!!
ارسال شده توسط سميرا | ۲۵ خرداد ۱۳۸۷ ۱۰:۰۰ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۵ خرداد ۱۳۸۷ ۱۰:۰۰
Salam
Khaste nabashi Marde bozorg!
Zemnan Samira jan, kodaam khodshiftegi???!!!
Shad bashi!
KAMRAN
ارسال شده توسط Kamran | ۲۵ خرداد ۱۳۸۷ ۸:۳۶ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۵ خرداد ۱۳۸۷ ۲۰:۳۶
ْسلام
با آرزوي موفقيت روافزون براي شما
البته يه چيز جالب منم متولد 28 آبانم ولي بابام خيلي دوست داشته زود مدرسه برم براي 27 شهريور شناسنامه گرفته
ارسال شده توسط خودم | ۲۶ خرداد ۱۳۸۷ ۲:۳۸ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۶ خرداد ۱۳۸۷ ۱۴:۳۸
محمد رضای عزیز سلام
تبریک می گم موفقیتت رو ...
امیدوارم همونطور که گفتی ، هیچ وقت توی زندگی؛
تلاش ِ کسایی که بران زحمتی کشیدن رو فراموش نکنی
خوشحال م کردی
شبت بخیر
ارسال شده توسط دختر نارنج و ترنج | ۲۶ خرداد ۱۳۸۷ ۱۱:۲۳ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۶ خرداد ۱۳۸۷ ۲۳:۲۳
سلام محمد جان
باز هم تبریک میگم. باز هم افتخار میکنم باز هم خوشحالم. دوست خوبم برای تو بهترین موفقیتها رو آرزو دارم و بیشترین ظرفیتها و بالاترین پذیرشها و برترین شادیها و آرامترین خوابها
از اینکه اینقدر به پدر و مادرت محبت داری خیلی خوشحالم و تو رو یک دوست خوب میدونم چون محبت به پدر و مادر از نشانههای بهترین دوستان است.
ممنونم که هنوز به یاد ما هستی. خدا نگهدارت
ارسال شده توسط سجاد | ۲۷ خرداد ۱۳۸۷ ۱۰:۲۳ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۷ خرداد ۱۳۸۷ ۱۰:۲۳
نه خسته محمدرضا جان!
مخلصیم!
راستی
جالب که من هم زمستانیام و پدر و مادر جان، تابستان (شهریور)یام کردند.
خیلی
با آرزوی موفقیت و شادی و عاشقی
تا آزادی ایران و ایرانی
ارسال شده توسط پیامبر دیوانه | ۲۷ خرداد ۱۳۸۷ ۰:۰۱ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۷ خرداد ۱۳۸۷ ۱۲:۰۱
سلام ممنون که به من سر زدی
موفق و شاد باشی همیشه
ارسال شده توسط ریحانه مظاهری | ۲۷ خرداد ۱۳۸۷ ۵:۵۲ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۷ خرداد ۱۳۸۷ ۱۷:۵۲
سلام
باعث افتخارید...باز هم تبریک میگویم هم به شما و هم به همهی ایرانیان!
حرف آخرتان هم ... تامل برانگیز بود و زیبا!
ارسال شده توسط شینا | ۲۸ خرداد ۱۳۸۷ ۹:۳۶ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۸ خرداد ۱۳۸۷ ۰۹:۳۶
تبریک میگم. از صمیم قلب. برایت آرزو میکنم که تند تند پلههای ترقی را بالا بروی.
امیدوارم سالم باشی
محمدرضای عزیز و همیشه احساس آرامش و خوشبختی کنی.
به امید اینکه روزی صلح جهانی شود.
ارسال شده توسط من بدون سانسور | ۲۸ خرداد ۱۳۸۷ ۴:۲۵ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۸ خرداد ۱۳۸۷ ۱۶:۲۵
doorood va salame vijhe khedmate pedar va madare bozorgvaretan
arezooye movafaghiyat barayetan daram va en sha allah madareje aliye ra be sorat tay konid
ya hagh
ارسال شده توسط iran banoo | ۲۹ خرداد ۱۳۸۷ ۵:۲۱ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۹ خرداد ۱۳۸۷ ۱۷:۲۱
خسته نباشی!
تبریک تبریک.
افرین! من به تو افتخار میکنم!
:دی
ارسال شده توسط nooshin29 | ۲۹ خرداد ۱۳۸۷ ۸:۲۱ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۹ خرداد ۱۳۸۷ ۲۰:۲۱
خدایی خیلی از خودت ممنونی اخهه خرهم تو کرمانشاه زندگی میکنه فکر میکنی لس انجلسی بچه سوسول خاک بر سر کسی که با تو مصاحبه کرده
***************************
پاسخ: دوست عزیز؛
ممنون.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط غ | ۳۱ خرداد ۱۳۸۷ ۲:۵۴ قֽظֽ
ارسال شده در ۳۱ خرداد ۱۳۸۷ ۰۲:۵۴