« روزگاری دیگر | صفحه اصلی | رسانه و ضد رسانه »

آخرین رسانه نهاوند

در پی درج برخی حقایق شهر نهاوند، همچون عدم وجود امنیت، عملکرد نادرست نیروی انتظامی و الی‌آخر در ماهنامه «فردای نهاوند» رفتار عجیب و غریبی از سوی اکثر مسئولین شهر سر زد؛ که جای تعجب دارد.
مطلب زیر که با عنوان «فردای نهاوند تنها مطبوعه زنده شهر» در شماره تیر ماه این ماهنامه چاپ شده، پاسخی است به این نوع رفتارها.

چیزی نزدیك به یك‌صد و هفتاد سال پیش وقتی ترسوترین شاه قاجار – محمد شاه- اجازه انتشار مطبوعه را صادر كرد اتفاق جدیدی در ایران رقم خورد كه تاثیر خود را برای همیشه در تاریخ ایران حفظ خواهد كرد. این تاثیر تنها مربوط به آن مطبوعه كذایی كه بیشتر به نامه‌های پرتملق درباریان شبیه بود تا روزنامه‌های امروزی، نبود؛ بلكه سرآغازی بود بر ایجاد نهادی در كشور كه می‌توانست و بنا به وضعیت‌اش باید خواستگاه تغییرات شگرفی در آینده می‌شد.
نقش مطبوعات در آگاهی مردم پیرامون مشروطیت را در دوره انقلاب مشروطه و سقوط استبداد صغیر نمی‌توان انكار كرد. اطلاع‌رسانی‌هایی كه از سوی نشریات در دوران سلطنت رضا شاه و اشغال كشور توسط متفقين، بر كسی پوشیده نیست. در پیروزی انقلاب اسلامی هم نمی‌توان از كار بزرگی كه روزنامه‌نگاران انجام دادند چشم پوشید.
از انتشار نخستین مطبوعه در ایران تا امروز تاریخ به خوبی گواهی می‌دهد كه چه روزنامه‌داران و روزنامه‌نگارانی كه مورد آزار و اذیت حكومت‌های خودكامه قرار نگرفتند؛ تنها به یك دلیل آن هم حقیقت‌گویی آنان و ترس خودكامگان از بیداری مردم بود.
تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی پایین بودن آستانه تحمل هیئت حاكمه سبب شده بود، روزنامه‌نگارانی كه اندكی دست به انتقاد می‌زدند با سركوب‌هایی مواجه می‌شدند؛ از جمله دستگیری و یا توقیف نشریه.
با پیروزی انقلاب فضای آزادی برای روزنامه‌نگاران به وجود آمد، که چندان نپایید و با اعلام انقلاب فرهنگی و تشکیل ستاد و شورای عالی انقلاب فرهنگی باز هم راه بر بسیاری از نشریات بسته شد.
این روال تا آغاز دوران اصلاحات ادامه داشت و در آن دوران با صدور گسترده مجوز انتشار بار دیگر رونقی به جامعه مطبوعاتی بخشیده شد. گرچه این رونق هم با اعمال نفوذهای دیگر چندان مداوم نبود، امّا به هر حال چندین نشریه پا به عرصه‌ی نشر گذاشتند که تاثیرشان در همان مدت انتشار چنان بود که صدا و سیما با تمام امکانات صوتی و تصویری که داشت برای جا نماندن از غافله دست به کار انتشار روزنامه شد.
امّا این فضا هم دیری نپایید و مجلس اصولگرای پنجم در آخرین سال عمر خود -تیر ۷۸- تغییراتی را در قانون مطبوعات تصویب کرد که همین آب باریکه هم قطع شود. تغییراتی که روزنامه‌ی «سلام» آنرا پیشنهاد سعید امامی دانست؛ و همین مهر توقیفی موقتی شد برای «سلام قولا من رب الرحیم» که گویی رنگ ابد به خود گرفته است.
و امروز هم هر از چند گاهی خبر توقیف فلان نشریه و یا برخورد با فلان روزنامه‌نگاران خبر روز می‌شود، البته خبری که دست آخر در یک ستون شنیده‌ها چاپ می‌شود، تا بهانه‌ای نشود برای توقیف این نشریه دیگر.
آخرین اقدام هم که شده انحلال انجمن صنفی روزنامه‌نگاران؛ به عنوان آخرین پناه روزنامه‌نگارانی که درمانده‌اند از قلم زدن در این همه اختناق.*

اما اینجا در نهاوند...
گرچه در ذهن بسیاری از مردم چیزی به عنوان مطبوعه وجود ندارد اما آنچه جسته و گریخته از تاریخ به دست می‌آید حكایت از آن دارد كه در زمان مشروطه‌خواهی گاهنامه‌ای با نام «مشروطه» چند شماره در نهاوند منتشر شد و پس از آن هم در حدود سال 1305 هفته‌نامه‌ای با نام «نهاوند» قریب به 15 شماره منتشر و بعد خاموش شد.
عدم وجود آرشیو منظم و مدونی از آن زمان سبب شده چیز زیادی از محتوا و نام ناشر به دست نرسد.
پس از آن هم دیگر چیزی به نام روزنامه‌نگاری وجود نداشت تا زمانی كه ندای ابوذر منتشر شد و بعد هم نوبت به فردای‌نهاوند رسید.
در حال حاضر شهرستان نهاوند دارای سه مطبوعه به شرح ذیل است:
ندای ابوذر؛ هفته‌نامه‌ای كه مدتی است از آن خبری نیست و تنها در اواخر سال گذشته بود كه با انتشار یك شماره نوید انتشار مجدد آن داده شد كه متاسفانه دولت مستعجل بود.
فرهنگان؛ فصل‌نامه‌ای كه از سوی موسسه فرهنگی علیمرادیان به صورت فصلی –البته با تاخیر- منتشر می‌شود و بنا بر قاعده فصل‌نامه و فاصله زمانی انتشار بالطبع جایی برای انتشار اخبار روز ندارد.
و دست آخر فردای نهاوند؛ كه می‌شود تنها مطبوعه زنده نهاوند كه ماهی یكبار روی دكه می‌رود و گه‌گاه روزنه‌ای می‌شود برای مردم كه حرف دل خود را در آن بازگو كنند.
اما گویی این آب‌باریكه هم زیاد به مذاق بعضی‌ها خوش نمی‌آید...
آستانه پایین تحمل برخی مسئولین سبب شده كوچكترین انتقادات این ماهنامه برخوردهایی را در پی داشته باشد كه چندان برای كارگزاران نظام جمهوری اسلامی مناسب نیست.
در جامعه‌ای که روزنامه‌نگاران آن از کمترین حقوق کار برخوردار نیستند و گردانندگان نشریات هم به ناچار از درآمد شخصی خود برای انتشار هزینه می‌کنند و حتی حقوق‌شان به عنوان یک صنف مشخص برای داشتن سندیکا محترم شناخته نمی‌شود و از سوی دیگر دولت کوچک‌ترین امتیازی برای روزنامه‌نگاران که شغل‌شان در رسته مشاغل بسیار سخت قرار می‌گیرد؛ قائل نیست، مسئولان آن چه‌طور به خود اجازه می‌دهند که از تمام امکانات و ابزار‌های خود برای ضربه زدن به ای قشر ضعیف استفاده کنند. این رفتارها تا آنجا ادامه می‌یابد که حتی محراب نماز جمعه هم تبدیل می‌شود به جایی برای تسویه حساب شخصی امام جمعه با ماهنامه‌ای به نام «فردای نهاوند»*
وقتی دیدار با روزنامه‌نگاران جزء اولین برنامه‌ها و ملاقات‌های امام خمینی(ره) در روزهای آغازین پیروزی انقلاب قرار می‌گیرد و یكی از نخستین روزنامه‌های بعد از انقلاب –روزنامه جمهوری اسلامی- به صاحب‌امتیازی مقام معظم رهبری منتشر می‌شود از مسئولین دولتی جمهوری اسلامی هم انتظار می‌رود كه در برخورد با نشریات مماشات بیشتری داشته باشند.
اما نباید از نظر دور داشت كه روزنامه‌نگاران نیز باید اصول كار حرفه‌ای را رعایت كرده و در نوشتن مطالب خود به گونه‌ای رفتار كنند كه بوی تخریب شخصیت یا توهین از آن به مشام نرسد.
باشد كه همه با هم به سوی جامعه‌ای سالم قدم برداریم. والسلام لاهله.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تذکر: نوشته‌هایی که در متن به رنگ آبی آمده‌اند و با علامت ستاره (*) مشخص شده‌اند، بخش‌هایی هستند که از یادداشت چاپ شده در فردای نهاوند حذف کردم تا مبادا دلیل قاطعی باشد برای تعطیلی آخرین رسانه در نهاوند.
از خودسانسوری بیزارم، ولی اینرا می‌پذیرم و حتی چنان رفتار می‌کنم که سردبیر و مدیر مسئول را در مضیقه سانسور قرار ندهم تا ارج تمام نهم بر تمام زحمت‌های دوستانی چون علی عبدالملکی، مدیر مسئول؛ سمیرا قیاسی، سردبیر فعلی؛ احمد حسین لرستانی، توکل دارایی و جواد گودرزی، سردبیران سابق؛ و دیگر عزیزانی که روزها و شب‌های بسیاری تلاش کردند تا این چراغ خاموش نشود.

mohr.gif



نظرات (۲۳)

محمد رضا جان درود

این روزها در کشور ما به جای آنکه روزنامه‌نگار بودن برای قلم شخص آزادی و مصونیتی ایجاد کند تا مسائل ریز و درشت کشور ببیند و تجزیه و تحلیل کند بیشتر قلم شخص را محصور و منزوی می‌کند!!

پايدار باشي چون سپيدار

Salam

Dorood bar To! Omidvaram dar in Raahe Khatir Pirooz va Kaamyab bashi!
Matlabat ra khaandam. Shahr Nahavand ra kam mishenasam amma khosh halam ke azizaani chon To dar aan Mashghooland.

Shad bashi!

Kamran

سلام
مرسی دوست عزیز از حظور و نظرتون
بازم بیاین خوشحال می‌شم

سلام
من مطلب شماره قبلی فردای نهاوند رو در مورد عملکرد نیروی انتظامی خوندم .
اما به نظرم چیز خیلی خاص و تندی نبود که بخواد به اینجا برسه!
یعنی اصلا فکرشو نمی‌تونم بکنم که بخوان واسه این مطلب در نشریه رو ببندند!!!!
من در سفرم به نهاوند تعدادی از شماره‌های آرشیو نشریه را دیدم
و حتی مطلبی هم از سفرم به نهاوند به نشریه دادم که شایدم تو همین شماره چاپ شده.؟! (شایدم این همکاری ادامه پیداکنه!) من سال 77 تا اوایل 81 کار روزنامه کردم (البته نه حرفه‌ای و مدام).
و به خاطر همبن کاملا با روزنامه‌نگاری آشنا هستم و فرق نشریه خوب از بد رو می‌دونم. دردها و محدودیت‌هاشم می‌دونم!
فردای نهاوند واقعا نشریه پر باری است که به نظر من فقط به دنبال بالابردن ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی و حتی اقتصادی مردم و شهر نهاوند است. به نظر من مدیر مسئول این نشریه و سردبیر قبلی و فعلی نیز از راه و روش صحیح و قابل قبولی برای انتشار یک نشریه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، ورزشی استفاده کرده‌اند و مسیرشان واقعا برای فردای پر بار و ارزش‌های فراموش شده نهاوند است.
اما مطمئن هستم که امر بسته و یا انتشار نیافتن این نشریه اتفاق نمی‌افتد زیرا آنقدر دارای ریش‌های ارزشی و معنوی در دل فرهنگ و مردم نهاوند است که:

هیچ گاه دستی نمی تواند به ناحق روشنی فردای نهاوند را خاموش کند!


خصوصی:
سری نمیزنی؟!
احوالی بگیر من دو بار آپ کردم نیومدی؟
النم با کهنه کفشها آپم بیا سری بزن و نظری بده!

شاد باش و آزاد

اولا" سلام
دوما"حق با تو بود فكر مي‌كنم درست بگي معلومه كار يكي ديگه هست اين جور حرفا از من بدو.... بعيده.
سوما" نهاوندهاي بسياري هستند كه از اين محدوديت‌ها رنج مي‌برند ودر كنار آنها هم قلم بدستان ناپاكي وجود دارند كه عرصه را بر پاك سرشتان پاك انديش تنگ تر مي‌كنند،چاره‌اي نيست بايد نوشت و در همين فضاي تلخ هم بايد قلم پاك بدست گرفت و نوشت تا فرصت‌طلبان زماني براي خودنمايي نيابند.
بدرود

اگه كامل مي‌دادي بهتر بود همه اشو چاپ مي‌كردم ديگه هم آقاي مدير مسئول نمي‌گفت چرا دوستمون محافظه كار شده! به هر حال خيلي ممنون از لطفت همدردي‌ات و بودنت كه از همه چي مهم‌تره

***************************
پاسخ: دوست عزیز؛
سردبیر محترم فردای نهاوند؛ در نوشته هم آوردم خود سانسوری به چه دلیل بود.
ان‌شاءالله برای بعد.
موفق باشی و عاشق

متاسفانه اين دولت زورش به روزنامه‌نگاران رسيده. هر روز و به هر بهانه‌اي نه تنها در نهاوند كه در همين تهران به بهانه‌هاي واهي روزنامه‌اي را تعطيل و عده‌اي زيادي را از كار بيكار مي‌كنند بدون اينكه برايشان مهم باشد اينها چگونه روزگار مي‌گذرانند...

عبدالملکی:

حضور جواني شجاع،آزاده،فهيم و دانشمند در عرصه‌هاي مختلف اجتماعي، سياسي وعلمي مايه‌ي افتخار وموجب دلگرمي ماست
[مدير مسئول فردای نهاوند]

***************************
پاسخ: دوست عزیز؛
جناب آقای عبدالملکی حضور چند ساله‌ی شما در عرصه مطبوعات نهاوند مایه‌ی دلگرمی و شادکامی ماست.
موفق باشی و عاشق

سلام حتما" آخرین مطلبم رو به خاطر حمایت از وبلاگ "من بدون سانسور " بخون و به اونایی که می‌شناسی هم توصیه کن بخونن ونظر بدین ...ممنونم

سلام....
خودسانسوری چرا؟


***************************
پاسخ: دوست عزیز؛
فکر می‌کنم دلیل این خودسانسوری را به صورت مبسوط در متن آورده باشم.
موفق باشی و عاشق

زرینی:

بزرگ پهلوان
بعدازظهر یکشنبه‌ها در موسسه منتظر قدوم مبارکتان هستم.

سجاد سیف:

از زحمات دایی خوبم جناب آقایی عبدالملکی به خاطر تحمل هزینه‌های چاپ نشریه و به موقع منتشر شدن آن کمال تشکر را دارم و امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق و پیروز باشید

ابوذر:

سلام
مدتي است روزنامه شما را به دقت مطالعه مي‌كنم

ابوذر:

سلام
روزنامه شما را مدتي است با دقت مطالعه مي‌كنم جهت بالا رفتن كيفيت كار مطالب زير را پيشنهاد مي‌كنم:
1 روزنامه مي‌تواند به جاي پرداختن به برخي از مسايل كه مسئله روز شهر ما نيست بيشتر به مباحث توسعه بپردازد
2 واقعا بپذيريم كه علت عقب ماندن شهر از ساير شهرهاي استان پرداختن به اين مسايل حاشيه‌اي مي‌باشد
3 اگر ما صادقانه حرف بزنيم و مطالبات عموم مردم را بر تلافي برخي رنجش‌ها ترجيح دهيم نتيجه بهتري حاصل مي‌شود
4 اي كاش دغدغه‌هاي شما عزيزان در مسائل پروژه‌هاي عقب مانده بيش از مسائل سياسي بود چرا كه اولي نان است ودومي آب
5 اين مطالب را روي سايت بگذاريد تا شايد جرقه ايدهاي نو در ذهن انيشتني سياسي يا اقتصادي يا اجتمايي ايجاد شود
با تقديم احترام


***************************
پاسخ: دوست عزیز؛
چشم من موضوع را به دوستان مسئول انتقال می دهم.
موفق باشی و عاشق

سلام
از اينكه در فضاي مجازي هم نوشته‌هايي در باره شهرم مي‌بينم خوشحالم و سرمست از اين شادي آرزوي تداوم اين حركت زيبا را از خداوندگار قلم خواهانم .
به شخصه از اينكه دوست بسيار توانمند،دلسوز، پيگير و دوست داشتني مثل آقاي عبدالملكي دارم مفتخرم و معتقدم كه وجود اين مرد نازنين براي تمامي مردمان شهرم به حق ذخير ه‌اي است كه بايد قدرش را دانست، پشتكارش را ستود و انديشه‌اش را پاس داشت. انتشار نشريه بدون هيچ پشتوانه‌اي در شهر كوچك و البته محدودي مثل نهاوند عزيز فقط و فقط از عهده ايشان بر مي‌آيد. از اينكه در اين نشريه دوست داشتني هراز گاهي مطلبي مي‌‌نويسم خوشحالم و افتخار سردبيري چند ساله بر آنرا به رخ همه مي‌كشم . براي فرداي نهاوند تداوم و براي مدير مسوول عزيزش طول عمر با عزت مسالت مي‌كنم.

منصور:

با سلام. یعنی می‌شه ما یه روز شاهد نهاوندی آباد و با فرهنگ‌تر باشیم. یعنی می‌شه نهاوند ...

مهدی سنایی:

سلام. با صفحه شما امروز آشنا شدم. به نوبه خود به وجود جوانانی چون شما می‌بالم.
سنایی نماینده نهاوند

محمدعلی شهبازی:

بسیاری از شهرهای ایران حتی کلان‌شهرها از جو فکری و فرهنگی خاصی برخوردارند. بهمین دلیل می‌توان با کمی دقت در نوع نگرش هر کدام نحوه زندگی کردن و رفتار با مردم آن منطقه را آموخت.
اما نهاوند با همه محدودیت‌هایی که دارد MP3 شده ایران است. هر نوع اتفاقی که در آن رخ می‌دهد تطابق عجیبی با رویدادها در سطح کلان کشور دارد.
لذا اگر نشریه‌ای مثل فردای نهاوند بر این اعتقاد است که در عین بقا مشکلات شهرستان را منعکس کند باید راه نشریاتی را که در سطح کلان کشور چنین هدفی دارند دنبال کند.
انشاالله موفق باشید

ندا :

سلام
می‌خواستم بگم من روزنامتونو چند وقته که می‌خونم،
ممنون می‌شیم اگه گهگاهی در رابطه با دانشگاه‌های نهاوند و امکاناتشون هم گزارش تهیه کنید.
راستی بگید که آقای سنایی کو اون همه قولایی که به ما دادید واسه آبادانی شهرمون؟


پاسخ: دوست عزیز؛ سلام
نمی‌دونم منظور شما کدام نشریه ماست، اگر فردای نهاوند است که باید به عرض برسونمکه مدتی است بنده چندان ارتباط کاری با این نشریه ندارم. اما موضوع مد نظر شما را در اولین شماره ویژه نهواند نشریه خودمان (نقدحال) درج خواهم کرد.
فکر نمی‌کنم از اول هم قرار بوده باشد که آقای سنایی به قول‌هاشون عمل کنن. این‌ها همه قول‌های انتخاباتی است که اعتبارش هم در همان زمان‌هاست ان‌شاالله نزدیک انتخابات دوباره مجلس به تعدادی از این قول‌ها عمل خواهد شد.
موفق باشی و عاشق

سعید شهبازی:

سلام مممممممممممممممممممممممممنننننننننننننننننننن عاااااااااااااااااااااااااااااااااشققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققق نهاوندم.
زنده باد نهاوند

از وبلاگت دیدن کردم وبلاگ خیلی قشنگیه.
همشهری چون موضوع وبلاگ من با وبسایت شما یکیه اگه دوست داشتی منو به آدرس www.navancity.blogfa.com لینک کن تا منم شما رو لینک کنم.
منتظرت هستم.

با سلام
احتراما دانشگاه پیام نور در نظر دارد همایش ملی تحت عنوان همایش طرح توسعه نهاوند با محوریت گردشگری برگزار نماید از شما جهت تبلیغ این همایش ملی به منظور تبلیغ برگزاری همایش با این مرکز دانشگاهی همکاری نمایید
با تشکر از همکاری و حسن نظر شما

ارسال نظر

(اجازه بدهيد نظر شما را قبل از ديگران خودم بخوانم، از صبر شما متشكرم.)

درباره

نت‌هشتم گفتنی‌هایی است که احتمالا بسیاری آنرا می‌دانند، ولی شهامت ابراز آنرا حتی برای خودشان هم ندارند.

ارسال قبلی این وبلاگ روزگاری دیگر بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ رسانه و ضد رسانه است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.


صفحه اصلی سایت
پیوندها
مووبیل تایپ
گزارشگران بدون مرز
فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران
انجمن صنفی روزنامه‌نگاران
انجمن فيزيك ایران
مجله علم(science)
سایت جهانی فیزیک
مجله جهان فیزیک
جوایز نوبل فیزیک
دپارتمان فیزیک امپریال کالج لندن
دپارتمان فیزیک کالج سلطنتی
دپارتمان فیزیک دانشگاه کمبریج
دپارتمان فیزیک دانشگاه آکسفورد
دپارتمان فیزیک دانشگاه لندن
دپارتمان فیزیک دانشگاه شیکاگو
دپارتمان فیزیک دانشگاه هاروارد
دپارتمان فیزیک دانشگاه پرینستون
دپارتمان فیزیک دانشگاه ماساچوست
دپارتمان فیزیک دانشگاه واشینگتون
كانون پژوهشگران فلسفه و حكمت
كانون وکلای دادگستری
کانون نویسندگان ایران
مسعود بهنود
سید ابراهیم نبوی
سید ابراهیم نبوی (وبلاگ)
نیک آهنگ کوثر
شیرین عبادی
عمادالدین باقی
مسیح علی‌نژاد
سید مصطفی تاج زاده
عباس عبدی
عباس معروفی
عطاالله مهاجرانی و جمیله کدیور
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
احمد شاملو
هوشنگ گلشیری
دکتر احمد فردید
دکتر علی شریعتی
عبدالکریم سروش
محسن کدیور
دکتر امید مسعودی
دکتر احمد توکلی
امیر بابایی
روح الله باقرآبادی
افشین شورجه
سجاد سليماني
سمیرا قیاسی
عادل سلیمانی
مهرداد حمزه
روح انگیز دولتشاهی
حنیف مزروعی
سهیل (بند۲۰۹)
علی (همین جا روی زمین)
تورج (مشق های من)
امید توسلی (دریغا انسان...)
میرا
بابک
شیرین ناز (پابرهنه در بهشت)
دیدگاه‌نو
علی یگانه
سجاد جلیلیان
مهدی مرادی
یوسف سیفی
پارسا فرزین
ابوذر آذران
محمد علیجانی (اسیر)
کابوک (عاطفه‌انوارفرد)
آرش روزبه
سجاد نیکنام
میثم کریم‌پور
سولماز شریفی
احسان سلگی
کامیار فلامرزی
احسان ولی‌زاده
پدرام علیزاده(فردا)
من بدون سانسور
شینا (تنها ماو می‌داند و رود...)
کامران مهاجر
سرگشتگی‌ها
مقداد نوروزی (سرگردون)
حمید حقیقی
بني‌اشراف
تریبون نهاوند
لیلا دائمی (ازبه)
غلامرضا نوری‌علاء
فضول نهاوندی
ثریا صفری
دانشجویان پیام‌نور نهاوند
سپید
شکوه
سپیده
محمدرضا علی‌حسینی
گیلدا