
دوم مردادسالروز مرگ احمد شاملو است.
اگر حافظهام اشتباه نكند سهشنبه ۴ مرداد ۷۹ بود كه روزنامه همشهری در آخرين تيتر صفحه اول خود نوشت:
«احمد شاملو در گذشت»
چند سال پيش كه صفحه ادبی يكي از نشريات را اداره میكردم، مطلبی درباره شاملو نوشتم كه در سالروز تولد او با اندکی سانسور که برای بقای نشریه اعمال شد، چاپ شد و حالا فكر میكنم بشود متن کامل آنرا منتشر كرد.
طولانی بودناش را شما ببخشيد.
ادامه "گلادیاتور سرزمین شعر" »

روزنامهنگار آزاد بودن یعنی هر وقت هرکجا خواستی کار کنی و هر زمان هم که خواستی سبک سفر کنی به یک دیار دگر.
الآن هم چند روزی است که با همکاری چند نفر از دوستان قدیم و جدید، دفتر خبرگزاری موج در کرمانشاه را راهاندازی کردهایم.
ادامه "دفتر کرمانشاه خبرگزاری موج " »
«دانستن بهتر از ندانستن است.» فكر میكنم این جمله را اكثر مردم قبول داشته باشند و جملهای خلاف این دور از عقل به نظر برسد.
امّا با توجه به مسائل روز جامعه ایران، به خود این شهامت را میدهم كه جای «ن» را عوض كرده و بنویسم: «ندانستن بهتر از دانستن است.»
ادامه "پارادوکس نادانی" »
باز هم این دفتر کهنه ورق خورد و به ۱۷ مرداد رسید تا دوباره شروع شود همهی تبریکات کلیشهای روز خبرنگار.
امّا آنچه برای ما باقی مانده، مصیبتهای روزنامهنگار بودن است.
متن زیر یادداشتی است که به مناسبت روز خبرنگار برای ماهنامه فردای نهاوند نوشتهام و دلیل دیر آپ کردناش هم آن بود که نمیخواستم پیش از انتشار ماهنامه منتشر شود.
ادامه "مصیبت روزنامهنگار بودن" »
خیلی وقتها اتفاقاتی میافتد که آدم باورش نمیشود.
وقتی در جامعه نظم، معنی و مفهوم خود را از دست میدهد، دیگر نمیتوان انتظار داشت که چیزی سر جای خودش باشد؛ و اینگونه میشود هرج و مرجی که ما در آن دست و پا میزنیم.
ادامه "از ماست كه بر ..." »