وقتی تنهایی پارک بری، یعنی حسابی داغونی؛
وقتی مجبوری تنها غذا بخوری، یعنی بد جور به هم ریختی؛
وقتی تنها چای مینوشی، یعنی نظم زندگی از دستات خارج شده؛
وقتی تنهایی کافیشاپ بری و قهوه تلخ سفارش بدی، یعنی باید فکری برای خودت بکنی؛
وقتی کسی رو نداری که باهاش قدم بزنی و تنها زیر بارون راه میافتی، یعنی داری به آخر خط میرسی.
این موضوعات را تقریباً همه قبول دارند، امّا کسی نیست به من بگوید، وقتی خودت به جای در جمع بودن و همراهی با دیگران، تصمیم میگیری تنها باشی، یعنی چه؟!؟!
مدتی است که حوصله جمع و دیگران را ندارم و این برای چون منی که ارتباطات زیادی داشتم، یعنی یک فاجعه، قبلاً اگر تنها بودم، چیزی نمیخوردم، ولی الآن ترجیح میدهم به دور از دیگران غذا بخورم؛ تحمل مردم برایم روز به روز سختتر میشود.
فقط امیدوارم این موضوع دورهای باشد و زود هم به سر آید.
هر سفری که میروم، تغییرات زیادی را در من سبب میشود و این سفر آخر بیشتر از بقیه اثر کرد؛ این حس خلوتگزینی به حدی جدی است که دارد من را میترساند.
حتی حوصلهی نوشتن هم ندارم. باید یک تغییر بزرگ در من به وجود آید.
کاش میآمدی و در کنارم میماندی، تا خط بطلانی بودی بر تمام دلتنگیها و بیحوصلگیهایم.
***************************
در خصوص دفتر کرمانشاه خبرگزاری موج هم باید بگویم که از 7 شهریور همکاری من با این دفتر قطع شده، قرار بود که این دفتر راه بیفتد که انجام شد و امیدوارم که دوستانی که در آن مشغول فعالیت هستند موفق باشند.
وبلاگ خبری کرمانشاه فیوز در یکی از پستهای اخیر خود، بنده را مدیر وبلاگ خبری کرد پرس و عضو تحریریه نشریه نقدحال معرفی کرده است، در این خصوص هم لازم است بگویم که بنده به جز دوستی با مدیر وبلاگ کرد پرس هیچ ارتباطی با این پایگاه خبری ندارم و از اوایل تیرماه نیز به همکاری خود با هفتهنامه نقدحال پایان دادهام و در فضای مجازی مجموعه وبلاگهای نتهشتم تنها وبگاههایی است که در آن به انتشار نظرات خود میپردازم.
***************************
از سفر به انگلستان نکتههایی برداشتهای برداشتهام که سر فرصت بخشهایی از آن در نتهشتم خواهم نوشت.


نظرات (۷)
در همین نزدیکی خدایی هست که اگر تنهاترین تنهایان شویم ...
ارسال شده توسط افشین | ۲۱ شهریور ۱۳۸۷ ۱۱:۵۴ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۱ شهریور ۱۳۸۷ ۲۳:۵۴
ایشالا که دورهاییه.. یکی از این روزا همه چی عادی میشه..
ارسال شده توسط زهره | ۲۲ شهریور ۱۳۸۷ ۰:۲۸ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۲ شهریور ۱۳۸۷ ۰۰:۲۸
من هميشه تنها چاي ميخورم. فكر نميكنم چيزي خيلي بينظم باشه. اين يه قاعده نيست!
***************************
پاسخ: دوست عزیز٬
این یه نظر شخصیه نه یه قاعده.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط آتفه | ۲۲ شهریور ۱۳۸۷ ۱:۴۱ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۲ شهریور ۱۳۸۷ ۰۱:۴۱
سلام از لحظاتت استفاده کن میدونی علم روان پزشکی ثابت کرده که انسان لازم داره زمانهایی رو در خلوت خودش به سر ببره تو این خلوت به خیلی چیزها میرسی به چیزهایی که تا آخر عمرت حاضر نیستی از دستشون بدی
ارسال شده توسط سروناز | ۲۲ شهریور ۱۳۸۷ ۱:۵۵ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۲ شهریور ۱۳۸۷ ۰۱:۵۵
کی گفته آخر خط میرسی؟
یعنی باید راه بیفتی دنبال یه کسی که باهاش بری کافیشاپ. به شرطی که شما حساب کنی!
ارسال شده توسط بهارنارنج | ۲۲ شهریور ۱۳۸۷ ۱۰:۱۹ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۲ شهریور ۱۳۸۷ ۲۲:۱۹
اون خط آخر يعني چي؟ كي بايد بياد؟!!!!!
ارسال شده توسط samira | ۲۳ شهریور ۱۳۸۷ ۹:۰۰ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۳ شهریور ۱۳۸۷ ۰۹:۰۰
س.لام. وقتي كسي هست كه در خلوتت به او بينديشي تنها نيستي!
ارسال شده توسط شينا | ۲۴ شهریور ۱۳۸۷ ۷:۴۸ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۴ شهریور ۱۳۸۷ ۰۷:۴۸