دو سال گذشت
دو سال پیش بود که اسباب و اثاثیهام را از بلگفا جمع کرده و به این خانه نقل مکان کردم. خانهای جدید که دیگر جایی بود برای خودم، بدون هیچ پسوند یا پیشوند اضافهای.
« شهریور ۱۳۸۷ | صفحه اصلی | آبان ۱۳۸۷ »
دو سال پیش بود که اسباب و اثاثیهام را از بلگفا جمع کرده و به این خانه نقل مکان کردم. خانهای جدید که دیگر جایی بود برای خودم، بدون هیچ پسوند یا پیشوند اضافهای.
چند وقت پیش نینی تصمیم گرفت برای اینکه در کارها به من کمک کند، خواندن و نوشتن را بیاموزد، من هم که خیلی دوست داشتم دخترم با سواد شود، قبول کردم و برطبق روشی که خودم خواندن و نوشتن را آموخته بودم شروع کردم به آموزش.
به نقل از نتهشتم در وقت اضافه

علی الفتی هم دوست خوب من است و هم یکی از شاعران خیلی خوب کرمانشاه.
جریان مدرک جعلی وزیر کشور آنقدر در بوق و کرنا شد که دیگر حال خودم از این موضوع به هم میخورد که درباره آن چیزی بشنوم چه برسد به اینکه بنویسم.
امّا وقتی در تاریخ سیر میکردم به موضوعی برخوردم در همین باب از زمان کزیم خان.
بعد از ظهر با نینی رفته بودیم بیرون، داشتیم تو خیابان راه میرفتیم که نینی دستم را کشید و گفت: «بابا جونم، این بَدِه دیکار میدُنه؟!»
گفتم: کی چه کار میکنه؟!
به کودکی که گوشهی خیابان نشسته بود اشاره کرد و گفت: «این بَدِه رو میدَم!»
به نقل از نتهشتم در وقت اضافه
این صفحه حاوی تمام نوشته هایی که به نت هشتم در مهر ۱۳۸۷ ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.
آرشیو قبلی شهریور 1387 می باشد.
آرشیو بعدی آبان 1387 است.
در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.
© این
سایت بر طبق کنوانسیون برن برای
محمّد رضا عطایی تحت قانون حمایت از
داراییهای ادبی و هنری قرار دارد.
Copyright for
Mohammad reza Ataei with Berne Convention
©