بازتابهای ساخت و اکران فیلم «Body of lies» توانست برای مدتی تمام اخبار مربوط به حوزه فیلم و سینما را در کشور ما تحت تاثیر قرار دهد.
این موضوع نه مربوط به شیوه ساخت فیلم بود و نه مربوط به محتوی و فیلمنامه؛ بلکه حضور یک بازیگر زن ایرانی سبب شد که حرف و حدیثهای بسیاری در ایران راه بیفتد، از بحث بر سر ممنوع الخروج شدن آن بازیگر تا درخواست برای ممنوع التصویر شدن وی.
«گلشیفه فراهانی» از میان بازیگرانی که پس از انقلاب اسلامی در ایران به ایفای نقش پرداخت، نخستین زنی است که در یک فیلم هالیوودی بازی کرده است. فشارهای وارد شده بر او تا آنجا ادامه یافت که گلشیفته ۷ اکتبر ۲۰۰۸ میلادی، در مصاحبه با روزنامه آمریکایی دیلی نیوز گفت: «این فیلم برای من دردسرهای زیادی ایجاد کرد. گذرنامهام را توقیف کردند و چندین بار از طرف وزارت اطلاعات بازجویی شدم. در نهایت قاضی دادگاه انقلاب اعلام کرد که باید ابتدا فیلم را ببیند سپس حکم قضایی را برایم صادر کند».
امّا مراسم آغاز اکران این فیلم در هالیوود و حضور گلشیفته به صورتی که موی سر و دستهای وی پوشیده نشده بود، روی فرش قرمز اکران و مصاحبهی او که گفته بود: «ایران را دوست دارم، ولی حاضر نیستم فرصتهایم را از دست بدهم، به همین دلیل در امریکا خواهم ماند.» به بسیاری از این حرفها پایان داد و سبب شد که بسیاری طبق معمول همیشه پس از گذشتن کار از کار، فریاد وااسفا سر دهند که داریم فرار مغزها میشویم.
چند سال پیش هم بازی «شهره آغداشلو» در یک فیلم هالیوودی و کاندید شدن وی برای دریافت جایزه اسکار بحثهای زیادی را در پی داشت، امّا چون آغداشلو پس از انقلاب در ایران فعالیت هنری نداشته بازتابهای این عمل تنها در سطح شبکههای ماهوارهای خارج از کشور و برخی سایتهای اینترنتی ماند.
پیش از آن خروج «فائقه آتشین» به همراه شوهرش از کشور و ورودش به امریکا نیز توانست برای مدتی خبر داغ روز شود. در آن زمان انعکاس بازگشت دوباره گوگوش علاوه بر شبکههای ماهوارهای و سایتهای اینترنتی توانست خوراک بسیاری از نشریات زرد و جنجالی را تامین کند. و برخی از نشریات مطرح یا اصلاً به موضوع نپرداختند و یا تنها در حد یک خبر کوتاه مساله را پوشش دادند.
امّا این بار موضوع فرق میکند، گلشیفته فراهانی که تاکنون بیش از 10 فیلم در ایران بازی کرده و در 14 سالگی توانسته جایزه بهترین بازیگر نقش اول بخش بینالملل جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۷۶ را به خاطر بازی در فیلم درخت گلابی که اولین بازی حرفهای او بود به دست آورد و تا کنون دو سیمرغ بلورین جشنواره فجر و یک تندیس زرین جشن خانه سینما و جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره بزرگ سه قاره نانت فرانسه را ازآن خود کرده حدیث دیگری دارد. به شکلی که رسمیترین نشریات فعلی کشور از دو جناح غالب هرکدام لااقل یک صفحه را به جریانات مربوط به خروج وی اختصاص دادهاند، حال هرکدام از منظر خود.
حضور بدون حجاب زنان ساکن در جمهوری اسلامی اولین بار زمانی مسئلهساز شد که «شیرین عبادی» برنده جایزه صلح نوبل، در مراسم اهدای این جایزه و چند سخنرانی بعد از آن بدون حجاب حاضر شد. پس از آن بحثهای متعددی پیش آمد، امّا از آنجا که کسب جایزه صلح نوبل موضوعی نبود که بتوان با آن شوخی کرد، مسئله را اینگونه پایان دادند که حضور بیحجاب عبادی در خارج از کشور بوده و مشمول قوانین داخل کشور نمیشود.
البته زمانی که در کشور ما رسم بر این است که دانشجویان، روزنامهنگاران، دانشمندان و حتی ورزشکارانی که به هر دلیل جدا از سیستم اعزام به همایشها و مسابقات به خارج از کشور میروند، هنگام بازگشت مورد عتاب و بازجویی قرار میگیرند که «چرا رفتی؟»، «هدفات از این مسافرت چه بود؟»، «در این سفر با چه کسانی دیدار کردی؟» و الی آخر؛ و هیچکس به خاطر نمیآورد او که برگشته چه افتخاری برای کشورش کسب کرده است؛ طبیعی است که با یک بازیگر زن به خاطر اتخاذ پوششی که در بسیاری از کشورهای اسلامی پوشش مرسوم زنان است، در یک فیلم چنان برخورد شود که او را که پس از بازی در این فیلم به عشق کشورش بازگشته، ناچار به جلای وطن کند.
این داستانی تکراری است که در کشور ما هر بار در صنف و گروهی اتفاق میافتد و گویی کسی از مسئولان نمیخواهد فکری برای آن کند.


نظرات (۱۱)
س.لام. چقدر خوب نوشتي تكرار ِ تكراري ِ تكرارها را ... !
از بالا كه نگاه كني به حال اين كرمهاي محبوس در پيله كه هيچگاه خيال پروانه شدن ندارند گريهات ميگيرد محمدرضا !
ارسال شده توسط شينا | ۱۱ آبان ۱۳۸۷ ۷:۳۶ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۱ آبان ۱۳۸۷ ۰۷:۳۶
سلام عزیز دلم خوبی
امیدوارم همیشه موفق باشی
ارسال شده توسط ترابی | ۱۱ آبان ۱۳۸۷ ۱:۵۵ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۱ آبان ۱۳۸۷ ۱۳:۵۵
به نظر من که کار این خانوم گلشیفته درست نبود... این کشف حجابو نمیگم ( چون این مسائل شخصیه و به خود آدما مربوط میشه) اون مصاحبه اشو میگم... چون به هر حال ایشون خوب یا بد قوانین این مملکتو میدونست و این کار و انجام داد.
ارسال شده توسط زهره | ۱۲ آبان ۱۳۸۷ ۹:۵۱ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۲ آبان ۱۳۸۷ ۰۹:۵۱
نیمکت کهنه ی باغ
خاطرات دورش را
در اولین بارش زمستانی
از ذهن پاک کرده است
خاطره شعر هایی را که هرگز نسرودم
خاطره آوازهایی زا که هرگز نخوانده بودی.
حسین پناهی
ارسال شده توسط سروناز | ۱۳ آبان ۱۳۸۷ ۲:۵۹ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۳ آبان ۱۳۸۷ ۰۲:۵۹
دوستی نیز گلی ست مثل نیلوفر و ناز
ساقهی ترد و ظریفی دارد
بیگمان سنگ دل است
آن که روا میدارد جان این ساقه ی نازک را دانسته بیازارد
فریدون مشیری
ارسال شده توسط سروناز | ۱۷ آبان ۱۳۸۷ ۱:۵۳ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۷ آبان ۱۳۸۷ ۰۱:۵۳
منم اون فيلمو ديدم متاسفانه تو اون فيلم خيلي نافرم نبود... نميدونم چرا اينهمه به بنده خدا فشار ميارن...
ارسال شده توسط كامبيز به همين سادگي | ۱۸ آبان ۱۳۸۷ ۳:۲۹ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۸ آبان ۱۳۸۷ ۱۵:۲۹
آقایان ضد فرهنگاند
آنوقت گلشیفته باید ناسزا بشنود.
شاد زی محمدرضا جان!
ارسال شده توسط اسیر | ۱۹ آبان ۱۳۸۷ ۶:۰۸ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۹ آبان ۱۳۸۷ ۰۶:۰۸
مطلب جديد؟
ارسال شده توسط كامبيز به همين سادگي | ۲۵ آبان ۱۳۸۷ ۱:۵۸ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۵ آبان ۱۳۸۷ ۱۳:۵۸
همذات پنداري ميكني با خانم گل شيفته؟ نكنه تو هم عكس بيحجاب گرفتي؟!
ارسال شده توسط samira | ۲۶ آبان ۱۳۸۷ ۸:۲۱ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۶ آبان ۱۳۸۷ ۰۸:۲۱
جدید بنویس دیگه چرا از نینی چبزی نمینویسی؟
ارسال شده توسط سروناز | ۱ آذر ۱۳۸۷ ۱:۵۳ قֽظֽ
ارسال شده در ۱ آذر ۱۳۸۷ ۰۱:۵۳
bale
moteasefane hagh ba shomast
va kheilia asan be in nokte ke golshifte che eftekhari mitune be hamrah avorde bashe fk nemikone
va in vaghean fajeast
ارسال شده توسط nazanin | ۲۶ آذر ۱۳۸۷ ۱۱:۵۶ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۶ آذر ۱۳۸۷ ۱۱:۵۶