اوضاع خانه مطبوعات استان کرمانشاه شلم شوربایی است که نگو و نپرس، سرمقاله این شماره (۱۴۱) را در این خصوص نوشتم.
نهادهای صنفی به عنوان نماینده افراد و اعضای آن صنف یكی از نمادهای جوامع مدرن میباشند، اما از آنجا كه در اینجا باید همهی چیزهایی كه داریم با هم منطبق شود، بیشتر نهادهای صنفی از وظیفه اصلی خود دور شده و جایی شدهاند برای برخی استفادههای شخصی. در چنین شرایطی وظیفه رسانهها آن است كه با تذكر این مسائل، راه را بر انحراف ببندند؛ و در جهت اعاده حق افراد مذكور تلاش كنند. اما بعضی وقتها اقداماتی صورت میگیرد كه به نظر میرسد بهتر است در باب آن سكوت كرد، وقتی خانه مطبوعات آنقدر از برنامههای خود عدول میكند كه مجامع نظارتی تصمیم به تشكیل هیئت موسس جدید و تشكیل مجدد خانه میگیرند، به عنوان عضوی از این خانواده باید روی را از دیگران پنهان كرد، چرا كه مصداق همان ضربالمثل شدهایم كه: وای به روزی كه بگندد نمك!
اما موضوع به همین جا نیز ختم نشد و دور جدید خانه مطبوعات استان كرمانشاه در اول كار خود نشان داد، نوزادی است كه مرده به دنیا خواهد آمد.
هیئت یازده نفره به نمایندگی مطبوعات استان كرمانشاه و با عنوان هیئت موسس خانه مطبوعات استان قرار بود مسئول برگزاری انتخابات مجدد و حامی حقوق مطبوعاتیهای استان باشند. اما واقع امر چنین بود كه این یازده نفر به جای تلاش برای برگزاری هرچه سریعتر انتخابات و حل كردن مشكلات موجود در خانه مطبوعات در اولین اقدام خود به دو دسته 5 و 6 نفره تقسیم شدند و اختلافات موجود را دامن زدند تا آنجا كه بیش از 5 ماه هیچ كاری از پیش نبردند. جالب آن است كه این عده حتی در دو دستگی خود نتوانستند در هیچ سوی اكثریت قابل قبول را به دست آورند.
در همین بین برخی تصمیمگیریها در این هیئت صورت گرفت كه بنا بر آن تعدادی از نشریات و خبرگزاریهای استان از عضویت و شركت در انتخابات محروم شدند! جالبتر آنكه چنین تصمیمی وارد مرحله اجرایی شد و اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی هم كه گویی در خواب خرگوشی به سر میبرد این تصمیم را به استناد نظر این هیئت نافذ دانسته است. حال آنكه »هیچ مقام دولتی و غیردولتی حق ندارد هیچ شخص و گروهی را به عضویت در انجمن صنفی مربوطه مجبور و یا از آن بازدارد« و بنا بر این حق قانونی در نظر گرفتن اصول انسانی، حتی مجلس شورای اسلامی به عنوان ركن قانونگذاری در جمهوری اسلامی ایران نیز نمیتواند تعدادی از نشریات و كاركنان آنرا از عضویت در خانه مطبوعات استان كرمانشاه منع كند.
حال با این وضعیت، چه امیدی میتوان به بزرگ شدن و بالیدن این كودك مرده داشت، با این اوصاف بیشك همان اعضای قبلی اداره امور خانه مطبوعات را به دست خواهند گرفت و این یعنی طی دوباره دوری باطل، گه اگر این اشخاص میتوانستند از عهده اداره خانه مطبوعات و رعایت عدالت بین اعضای خانه برآیند، دیگر چه نیازی به انحلال و تشكیل مجدد آن بود؟!
با این اوصاف بهتر آن است كه عطای این خانه را به لقایش بخشید، چرا كه بد نیست اگر اعضای سابق هیئت مدیره خانه مطبوعات استان كرمانشاه در جلسهای اقدامات خود را برای اعضای این خانه بازگو كنند تا معلوم شود هر عضو در ازای پرداخت حق عضویت سالانه چه میزان خدمات دریافت كرده است.
گذشته از این اگر قرار بر خدمت است پس این همه جار و جنجال برای چیست، كه برای انتخاب شدن بیایی و عدهای را از حق طبیعی خود محروم كنی.
همیشه بر این اصل معتقد بوده و. هستیم كه نباید نشریات را به عرصهای برای بحثهای شخصی وگروهی تبدیل كرد، اما این بار ظلمی بر جماعت مطبوعاتی استان رسیده و »خدا دوست ندارد كسی صدایش را به ناسزا بلند كند، مگر كسی كه به او ظلمی رسیده، كه خدا شنوا و داناست.« (قرآن كریم)


نظرات (۲)
چرا درباره خانه مطبوعات شهر خودمان نمينويسي؟ كه همه چيزش مرتبه...گله ...بلبله..رئيسش سنبله!
ارسال شده توسط samira | ۵ اسفند ۱۳۸۷ ۲:۳۵ بֽظֽ
ارسال شده در ۵ اسفند ۱۳۸۷ ۱۴:۳۵
اومدم اما هنوز هیچ کدوم از نوشتههات رو نخوندم میدونی که حال خوبی ندارم بعدا میخونم نظر میدام.
ارسال شده توسط سروناز | ۶ اسفند ۱۳۸۷ ۱۱:۱۵ بֽظֽ
ارسال شده در ۶ اسفند ۱۳۸۷ ۲۳:۱۵