متن «یاداشت سردبیر» ویژهنامه انتخاب دهم این هفته نقد حال:
گسترش رسانههاي ديداري-شنيداري (مولتيمديا)، حوزه نفوذ بالاي صدا و سيما و حضور رقيبي جدي چون سايتها و روزنامههاي سايبر (اينترنتي) فضاي كار مطبوعات را چنان رقابتي كرده؛ كه نشريات امروز براي حفظ بقاي خود چارهاي جز حرفهاي بودن ندارند؛ اما اين زيست حرفهاي معيارهايي دارد كه يكي از آنها نوآوري و پرهيز از تقليد است. ذهن مخاطب قرن بيست و يكمي چنان مهيا شده كه تقليد محض ديگر جايگاه خود را نزد او از دست داده و عاقلان دانند.
اما روزنامهنگاري هميشه حركت بر لبه تيغ تيزي است، كه اگر بيفتي چارهاي جز اين نخواهي داشت كه دست به لبهي همين تيغ تيز بگيري؛ و ما ادعا داريم بارها افتاده و باز برخيزيدهايم و گواهمان همين دستهاي پاره پاره است.
معتقديم اولين و مهمترين رسالت يك نشريه آگاهي بخشيدن است، كه بيشك ادامه راه انبيا است، از اين رو تصميم گرفتيم ويژهنامهاي براي اطلاعرساني –توجه كنيد اطلاعرساني نه درآمدزايي- جهت دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران منتشر كنيم و فرصت برابري كه رسانه ملي از نامزدها گرفته را در حد توان خود احيا كرده و افكار و ديدگاههاي كانديداها و ديدگاه هواداران آنان را بدون مرض منتشر كنيم.
شعار تحمل مخالف و استفاده از توانمنديهاي او براي پيشرفت يكي از زيباترين كلماتي است كه در ادبيات انسان امروز جا گرفته و كمتر ديده شده كه از حرف به عمل تبديل شود؛ اما در جمع كوچك تحريريه و كاركنان نقدحال در حال تمرين اين هستيم كه بياموزيم حق ما اثبات خود است نه تخريب و تعرض به رقيب.
پذيرفتهايم رسانه جدا از گرايشات گردانندگان و تحريريه، بايد ضمن حفظ استقلال خود، همچون آئينهاي منعكس كننده همزمان خوب و بد بوده و عقايد، انديشهها و اخبار را بي غرض و مرضي واگو كند. هميشه در تعريف خبر و گزارش آمده كه خبرنگار حق ندارد بنا بر عقايد خود در آن دخالت يا تحريف كند و ما پذيرفتهايم در جمع خودمان حتي تا ساعتها به بحث در خصوص اعتقادات سياسي و حزبي بپردازيم، اما زماني كه در قامت يك رسانه در معرض ديد قرار ميگيريم چنان بنمائيم كه گويي هيچكدام از جريانات سياسي برايمان تفاوتي ندارد.
نشريه براي ما تريبوني است كه تلاش ميكند انديشههاي خود و ديگران را ارائه كرده و تشخيص سره از ناسره را به مخاطب واگذارد. هيچگاه به خود اجازه نميدهيم نشريه را به چشم مغازهاي دو نبش در خيابان اصلي شهر بنگريم و نگاه كاسبكارانه را به نوشتههاي قلمي بيندازيم كه ارحم راحمين بدان سوگند خورده است.
انتشار ويژهنامه بدون در نظر گرفتن درآمد ناشي از آن، در اين آشفته بازار؛ هزينههاي مادي و معنوي بسياري دارد كه چندان عقلاني نمينمايد، اما استقبال دلگرم كننده خوانندگان كه منجر به افزايش مكرر تيراژ و كم شدن پي در پي برگشتيها شده، دلمان را گرم ميكند به ادامه مسيري كه حركت بر روي لبه تيز تيغ است.

