
مناظره سید میرحسین موسوی با محمود احمدینژاد این روزها بحث داغ بین مردم است؛ یادداشتی در این باره نوشتم ولی چون قرار بود در ویژهنامه انتخاب دهم هفتهنامه نقدحال چاپ بشه، منتظر موندم تا این شماره بیاد بیرون.
البته توی هفتهنامه با اسم مستعار «بابک آریاپور» چاپ شده، البته عکسی که برای اون طراحی کردیم رو با نظر جمعی در آخرین لحظه عوض کردیم.
البته من هنوز فکر میکنم بهترین عکس همینه.»
یك مناظره بین دو نامزد دهمین دور انتخابات رئیس جمهوری برگزار میشود و بعد تا چند روز هنوز بحث داغ مردم است:
- وقتی دید نمیتونه جواب بده، چقدر عصبانی شد!
- چرا ساكت بود، انگار بلد نبود حرف بزنه.
- خیلی كار بدی كرد عكس زنش رو نشون داد؟
- دیدی دستش چطوری میلرزید؟
- بابا تو این مملكت چه بخور بخوریه!
- چقدر مودب جواب داد.
- دلم خنك شد، اسم كسانی رو كه پو ل بردند، آورد.
- آخرش رو خوب تموم كرد.
- چرا آخر سر اونجوری بالا و پایین میپرید؟
- دیدی بهش چی گفت؟ گفت به خاطر این رفتار تو احساس خطر كردم.
- چقدر گفت چیز.
- دستش رو روبروی صورتش گرفت و گفت: چرا میپری توی حرف من، قانون و وقت را رعایت كن.
اینها، تنها بخشی از حرفهایی است كه مدام بین مردم رد و بدل میشود و هر گروه احساس میكنند طرف مقابل به خاك مالیده شده است. اما به نظر میرسد واقع امر آن باشد كه آنچه در این بین مورد هجوم قرار گرفت، حیثیت نظام و كشوری بود كه همه به او عشق میورزیم.
در جریان مناظره اتفاقاتی افتاد كه برخی از آنها جالب بود:
موسوی با چند برگ كاغذ به جلسه آمده بود و در ابتدای برنامه برای نشان دادن پایبندیاش به قانون و وقت، ساعت مچیاش را درآورد و روی میز گذاشت تا وقت را تنظیم كند؛ در مقابل احمدینژاد با چندین پرونده، كاغذ و یك موبایل به جلسه آمد.
احمدینژاد مدام تلاش میكرد، موسوی را به هاشمی و خاتمی پیوند داده و به جای انتقاد از موسوی آنها را محاكمه كند، موسوی چندین بار تذكر داد كه وقتی آنها نیستند و فرصت دفاع ندارند نباید در باره آنها حرف زد و گفت: »چون شما چیزی از من پیدا نكردید دارید این مسائل را مطرح میكنید.«
میرحسین در حدود 28 بار از كلمه »چیز« به عنوان تكیه كلام استفاده كرد، احمدینژاد احتمالاً به قصد تحریك موسوی ترجیع بند »من شما را دوست دارم و دلم برای شما میسوزد.« را مدام تكرار میكرد.
احمدینژاد رسما سه نامزد دیگر را متحدانی علیه خود دانست و با صراحت آیت اله هاشمی رفسنجانی، و خانواده رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را به عنوان »عامل براندازی دولت نهم« و »صحنه گردان تخریبها علیه خودش« عنوان كرد؛ در مقابل موسوی گفت: »واقعاً شایسته یك مسئول دولت نیست كه كسانی را كه در قوه قضائیه محكوم نشدهاند نام ببرد،این جرم است كه ما اینجا بدون اینكه قدرت دفاع داشته باشند، از آنها نام ببریم.«
اكثر سخنان موسوی پیش از این در سخنرانیهای عمومی مطرح شده بود، اما این احمدینژاد بود كه بر طبق وعدهی قبلیاش، حرفهای داغ و ادعاهای بزرگی برای مناظره داشت.
میرحسین در زمان شنیدن حرفهای احمدینژاد ساكت و خونسرد و بدون رفلكس به نظر میرسید، اما احمدینژاد در زمان استماع سخنان طرف مقابل عصبی بود و سعی میكرد با پوزخند و لبخند طرف مقابل را نگاه كرده و عصبی بودن خود را به این شیوه پنهان كند.
وضعیت پسر رفسنجانی، میلیاردر شدن پسر ناطق نوری و صفایی فراهانی، فروش كارخانه رشت الكترونیك به همسر كرباسچی از آخرین شلیكهای احمدینژاد بود؛ موسوی در پاسخ گفت: »یكی از دلایل مهمی كه من وارد عرصه شدم همین پرونده سازیهایی است كه این دولت تلاش دارد به انحا مختلف علیه افراد و آبروی آنها مطرح كند.«
احمدینژاد گفت: »در سه دوره گذشته یك ساختار اداری و حلقه مدیریتی شكل گرفت كه از مسیر انقلاب فاصله داشت«؛ موسوی هم در جواب گفت: »دوست داشتم آقای احمدینژاد موفق باشد تا من نیازی برای ورود به عرصه در خود نبینم.«
موسوی گفت: » بنظرم برخلاف نص صریح فرمان هشت مادهای حضرت امام است. دولت مردم را خودی و غیر خودی میکند این را بخودش جذب میکند و آن یکی را خلاف سلیقه خودش میداند آنرا از این جدا میکند.«؛ كه احمدینژاد پاسخ داد: »چرا شما خیال میکنید آنها که برای شما جمع میشوند فقط آدم هستند و مردم ایران هستند اتفاقا شما دارید مردم را جدا میکنید.«
موسوی از »بی اعتنایی آشکار به مدرک جعلی آقای کردان« انتقاد كرد و احمدینژاد در مقابل گفت: »ماجرای کردان به این ترتیب است که دردهه هشتاد یعنی از سال 70 به بعد اتفاقاً در دوره آقای هاشمی که حامی جناب آقای موسوی است یک موجی درمدیران درست شد که همه میخواستند دکترا بگیرند، دانشگاه آزاد هم پشت قضیه بود دکترا صادر کرد.«
احمدینژاد عكس زهرا رهنورد را نشان داده و گفت: »من اینجا پروندهای دارم برای یک خانم، شما میشناسید در تبلیغات انتخاباتی کنار شما مینشیند،برخلاف همه قوانین کشور همزمان که کارمند بوده دو تا رشته فوق لیسانس خوانده در دانشگاه آزاد دکترا گرفته بدون کنکور و بعد در رشته غیرمرتبط دانشیار شده، استادیار شده بدون اینکه شرایطش را داشته باشد رئیس دانشگاه شده اینها بیقانونی است.«؛ موسوی در دفاع از همسرش گفت: »ایشان جلوی بنده عکس خانم بنده را میگیرد که این را اینجوری کردن اینجوری کردن؛ ایشان مهمترین روشنفکر زن این کشور است؛ ده سال برای دکترای علوم سیاسی زحمت کشیده، سندهایش هست، مدارکش هست، سایتهای مرتبط با شما برگشتن علیه ایشان جوسازی کردند، ایشان قرآنپژوه است بله ایشان افتخارش این است که فوق لیسانس رشته هنر هم دارد دکترای علوم سیاسی هم فوق لیسانس علوم سیاسی هم دارد.«
در 12 دقیقه پایانی میرحسین ناگهان شدت انتقادهای خود به احمدینژاد را افزایش داد؛ در این میان احمدینژاد وارد صحبتهای موسوی شد؛ كه میرحسین به او تذكر داد: »شما نباید در وقت من دخالت کنید. سعی كنید حداقل در این فرصت قانون را رعایت كنید، ما میخواهیم عادلانه برخورد کنیم. بنده 4 سال در مورد شما صحبت نکردم. وقتی از نظر وظیفه، کارد به استخوانم رسید و دیدم که این رفتار قانونگریز شما کشور را به خطر میاندازد، وارد عرصه شدم.«
موسوی در بخش پایانی وقت را به درستی مدیریت كرد و زمانی كه صحبتهایش تمام شد با دعوت مردم به بازگشت به ارزشها فرصت خود را به تمامی استفاده كرد، پس از صحبت موسوی در حالی كه احمدینژاد سعی داشت با سر و صدا كردن جو استودیو را بر هم بزند، مجری با بینندگان خداحافظی كرد.
ادعاهای گوناگونی از سوی رئیس دولت نهم مطرح شده كه از آن میان میتوان به موارد ذیل اشاره كرد:
- در زمان بازداشت افسران انگلیسی، تونی بلر در مقام نخست وزیر انگلستان رسما به من نامه نوشت و از ما معذرتخواهی كرد كه اشتباه كردند!
- من دو سئوال درباره هولوكاست پرسیدم و تمام نظام حقوق بشری غرب و اروپا زیر سئوال رفت.
- در زمان هاشمی رفسنجانی بحرانهای اجتماعی بسیاری وجود داشت و حتی عدهی زیادی كشته شدند.
- در حین تحصن مجلس ششم، نمایندگان ما با كنگره امریكا تماس داشتند كه به كمك ما بیایید.
- ستارهسازی برای دانشجویان از زمان دولت خاتمی و آقای معین شروع شد و ما آنرا برداشتیم.
- دكترا برای من ارزشی ندارد، و هیچ كدام از این دكتراها را قبول ندارم.
- هاشمی بنیانگذار اشرافیت در ایران بود. پسر هاشمی رفسنجانی رفت خارج و برگشت و پولدار شد.
- پسر آقای ناطق نوری فكر میكنید چگونه پولدار شد؟ از همین وضعیت میلیارد تومان پول... .
در این میان احمدینژاد از میان تمام كاغذهایی كه آورده بود هیچ سندی برای ادعاهای خود ارائه نداد و تنها عكس زهرا رهنورد را از میان آنها نشان داد كه پیش از آن هم به قصد عصبی كردن موسوی چندین بار پرسید: »بگویم؟ این را بگویم؟« كه موسوی هم جواب داد: »بگو.«
افراد بسیاری میتوانند در مقام پاسخگویی به سخنان احمدینژاد برآیند، اما در هر صورت او بازی را شروع كرده كه میتواند در هر دو صورت از آن بهرهبرداری كند، زیرا اگر افراد مذكور واكنش نشان دهند، وی میتواند بر محور »مظلومنمایی و قرار گرفتن در خط آتش تهمت، دروغ و حمله« قرار گیرد و اگر هم پاسخی ندهند، بسیاری فكر میكنند سخنان احمدینژاد درست است.
رهبر معظم انقلاب نیز در مقام پاسخ به این نوع از مناظره فرمود: »انسان نمیپسندد که نامزدی در نطق خود چه در تلویزیون و یا جای دیگر برای اثبات خود به نفی دیگری متوسل شود و این را قبلاً هم گفتهام من با مناظره و گفتگو و انتقاد مشکلی ندارم اما مراقب باشید این مناظرات در چارچوب شرعی و دینی انجام بگیرد چون مردم بیدارند و میفهمند. لذا خود نامزدها باید توجه کنند این سخنرانیها و اظهارات موجب ایجاد دشمنی نشود و با برادری و مهربانی پیش بروند.«
رهبر انقلاب در سخنرانی سالانه خود به مناسبت ارتحال حضرت امام خمینی (ره)، تاكید كردند: »من یک رای بیشتر ندارم وآن را هم کسی نمی داند به کسی هم نمی گویم که به چه کسی رای بدهید این حق ملت است.«
هر چه هست با برداشتهایی كه رسانههای خارجی و بسیاری از ناظران داخلی داشتهاند میتوان مناظره را برخورد زشتی دانست كه نظام ایران باید بهای سنگینی برای آن بپردازد.
پینوشت: امّا چیزی که فکر میکنم میتوان از آن نتیجه گرفت آن است که در مجموع این مناظرهها به نفع مردم تمام میشود، البته به شرطی که صدا و سیما -همانطور که ضرغامی- قول داده بعد از انتخابات فرصتی برای مناظرهی طرفین دعوا و اشخاصی که نامبرده و نامبرده خواهند شد؛ فراهم کند. آگاهی که مردم از این طریق کسب میکنند بیشک راه رسیدن به دموکراسی را هموارتر خواهد کرد؛ به شرط آنکه ناگهان فرمانیُ چیزی راه را بر این روند دموکراتیک نبندد.


نظرات (۵)
سلام
خوبید آقای عطایی
آقا مطالب رو خوندیم مثل همیشه .....
وبلاگ منم بیاید وبلاگی برای میرحسین موسوی
[...] دروغگو عجب آدم [...] این [...]!!!
تا حالا این همه دروغ نشنیده بودم!
ما اگه رای ندیم و تحریم کنیم باید با این آقا بسازیم ولی سعی میکنیم 2 خرداد رو تکرار کنیم
پاسخ: دوست عزیز سلام؛
آقا حمید عزیز؛ ممنون از اظهار لطفت. ببخشید که نظر شما را در سه جا سانسور کردم، توهین به هر شخصی از نظر من نوعی رفتار غیر اخلاقی است و در ساحت نوشتن باید بیشتر مراقبت کرد.
هر چند من هم با این آقا موافق نیستم و چهار سال است در حال عذاب کشیدنم، اما توهین را اجازه بده سانسور کنم. زیرا «زنده باد مخالف من.»
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط حمید حقیقی | ۱۸ خرداد ۱۳۸۸ ۰:۵۹ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۸ خرداد ۱۳۸۸ ۰۰:۵۹
سلام خوبي؟ به نظرت آخرش چي ميشه؟ من از جنگ ميترسم
هنوز خاطره تلخ زندگي توي روستاها رو يادم نرفته
هنوز داغ جوونامون تازه است
ارسال شده توسط سميرا | ۱۸ خرداد ۱۳۸۸ ۱۱:۵۳ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۸ خرداد ۱۳۸۸ ۱۱:۵۳
سلام خسته نباشيد
طبق معمول خوب نوشتين وباهاتون موافقم
فكركنم راي دادن به مهندس موسوي دراين مقطع زماني خاص يك وظيفه ملي باشد
ارسال شده توسط هميشه بهار | ۱۸ خرداد ۱۳۸۸ ۱۱:۳۳ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۸ خرداد ۱۳۸۸ ۲۳:۳۳
آقاي عباس عبدي در مطلبي مناظره بين موسوي و احمدينژاد را « آغازي بر روند تقدسزدايي از حكومت جمهوري اسلامي» ناميده و برنده نهايي آن را جامعه و مردم ايران ميداند. پس لازم است به همه مردم ايران از بابت اين برد تبريك بگويم.
ارسال شده توسط حقيقت | ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ ۱:۵۲ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ ۰۱:۵۲
سلام....
آقا اينو سانسور كردي الان فكر ميكنن من چه حرف زشتي به اين اقا زدم به خدا فقط يه [...] گفتم
ما فقط با شركت در انتخابات ميتونيم مشتي بر دهن دروغ بزنيم اگه شركت نكنيم همون آش و همون كاسه تا 4 سال ديگه!!!!!
به نظر من مير حسين موسوي ميتونه گزينهي خوبي در اين شرايط باشه
ما الان توي اين مملكت همه جور پارتي بازي رو ميبينيم كه فقط يك عدهاي خاص از اين دولت سود ميبرن نه مردم عادي و همون مردم خاص از اين دولت حمايت ميكنند
اينست ايران اسلامي
****************************
پاسخ: دوست عزيزم؛ سلام
ببين حميد جان از نظر من نوع كلمهاي كه در ادبيات مرسوم ما به عنوان فحش به كار ميرود نبايد در ساحت نوشتن قرار گيرد.
ببخشيد البته من به خاطر نيني كه معمولاً اينجا پرسه ميزنه خيلي حساسيت نشون ميدم.
موفق باشي و عاشق
ارسال شده توسط حميد | ۲۰ خرداد ۱۳۸۸ ۴:۴۴ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۰ خرداد ۱۳۸۸ ۱۶:۴۴