« بگذارید این وطن دوباره وطن شود | صفحه اصلی | لزوم توقف برخوردهای پلیسی »

لزوم اعتدال در رفتار اجتماعی

یادداشت سردبیر شماره ۱۵۴ نقدحال بیشتر به صورت راه‌کاری پیشنهادی شد برای طبقه نخبه جامعه تا بتوان از این وضعیت بیرون رفت.
معتقدم امروز طبقه نخبه ما بیشتر از دیگران نیازمند نقد و اصلاح رفتار خود است.

پی‌نوشت: تصمیم دارم از امروز نت هشتم را به صورت روزانه به روز کنم، به همین دلیل ممکن است برخی مطالب رنگ روزمره‌گی به خود بگیرد؛ اما خب در زندگی روزمره‌ی ما روزمرگی بخش مهمی از زندگی است.

زندگی و عمر اصلی‌ترین سرمایه هر انسانی است و بی‌شك از آن رو كه این سرمایه هر لحظه به نقطه پایان‌اش نزدیك‌تر می‌شود، انسان پیوسته در حال از دست دادن بخشی از سرمایه خود است و اگر در مقابل چیزی به دست نیاورد، در خسران خواهد بود.
اما گاه آدمی فراموش می‌كند و كارهای خود را از فرط رخوت به فردا و فرداها محول می‌كند، و هر لحظه هم برای خود دلیلی دارد در به تاخیر انداختن آنچه باید امروز انجام شود.
تاخیر در انجام كارهایی كه باید برای جامعه انجام داد، اثرات مخربی به مراتب بیشتر دارد، هرگاه در ایام تابستان، فرصت خواسته شود تا شدت گرما فرونشیند و در زمستان نیز طلب مهلت برای آرام گرفتن سوز سرما، كار به آنجا می‌رسد كه دشمن به مرز‌های كشور حمله كرده و قتل و غارت را به آنجا برساند كه »اگر به خاطر این حادثه مرد مسلمانی از تاسف بمیرد، ملامت نخواهد شد و كارش سزاوار و به جاست.« [1]
تعلل در كارهای اجتماعی، فرصت‌های بسیاری را از جامعه و افراد آن سلب می‌كند و گاه این فرصت‌ها چنان جبران‌ناپذیر می‌شوند كه تنها حسرتی و آهی از آن بر جا می‌ماند.
نمونه‌های آن را می‌توان به كرات در رفتارهای اجتماعی خودمان مثال زد.
اما این تعلل تنها آسیب رفتاری ما نیست، بلكه گاه اوضاع به مراتب از این بدتر می‌شود، در جایی كه باید صبر كرد، آنچنان رادیكال –تندرو- می‌شویم كه حركت با شور و فاقد شعور را دامن می‌زنیم و در كارزاری كه هنگام عمل است، چنان حسابگر می‌شویم كه محافظه‌كاران سابقه‌دار انگشت در دهان حیرت فرو می‌برند و شور لازم برای كار فرو كش می‌كند.
اینها همه نمونه‌هایی است از افراط و تفریط و خروج از اعتدالی كه به تقوی نزدیك‌تر است.[2] در معنی لغتی اعتدال از ریشه عدل در وزن افتعال حاصل می‌شود، در نتیجه معنی آن می‌شود: قرار دادن هر چیز در جای خود.
در بین افراد جامعه چنین رفتارهای خارج از اعتدالی بیشتر به چشم می‌خورد، زیرا غالب مردم تابع شور و احساسات و درگیر موج‌هایی هستند كه در جامعه ایجاد می‌شود، از این رو بارها شاهد بوده‌ایم كه حركتی درست و اجتماعی بر اثر همین افراط و تفریط‌ها به بیراهه كشیده شده و از رسیدن به كمال باز می‌ماند. بعد از ناكام ماندن این شور –البته فاقد شعور- برای مدتی دراز محافظه‌كاری و سكون سراسر جامعه را در برمی‌گیرد. این محافظه‌كاری آنقدر ادامه می‌یابد كه پس از آن دوباره یك حركت رادیكال آغاز می‌شود و بر طبق قاعده ناكام می‌ماند و باز تكرار مكرر دوری دوباره.
اما مشكل آنجا بحرانی‌تر می‌شود كه طبقه بالای جامعه –الیت- هم به این جمع می‌پیوندند و اسیر این دایره بسته‌ی تكرار می‌شوند. وقتی طبقه الیت به جای هدایت جامعه به پیروی از خواسته‌های آن روی بیاورد، گریزی برای این مسیر باقی نمی‌ماند و گاهی كه خود نخبگان جامعه سردمدار اینگونه حركت‌ها می‌شوند دیگر باید مراسم ختمی درست و حسابی برای جامعه گرفت.
جامعه امروز ما برای قرار گرفتن در مسیر توسعه، نیازمند حركت‌هایی مستمر، هدفمند و حاوی شعور اجتماعی است كه بتواند شور عمومی را نیز برانگیزاند؛ در این صورت می‌توان انتظار داشت كه با هدایت نخبگان و اقدامات عامه مردم نشانه‌های مسیر توسعه اندك اندك رخ بنمایند.
در این میان نخبگان جامعه بیش از مردم مقصرند، زیرا هیچ شناخت درستی از مردم و خواسته‌های آنها ندارند؛ در نتیجه زمانی كه می‌خواهند برای آنها نسخه‌ای ارائه بدهند یا خیلی دست بالاست یا بسیار سطح پایین؛ كه در هر دو صورت سقوط از پشت بام است یا از این سو یا از آن سو.
گذشته از این برای سرتاسر كشور یك نسخه واحد ارائه می‌دهند؛ یعنی بدون در نظر داشتن نیازهای مختلف مردم در نقاط مختلف كشور، برنامه‌ای كلی تنظیم می‌كنند كه به تبع در آن نیازهای گروهی نادیده گرفته شده و به نیاز بخشی دیگر پاسخ داده نشده است.
برای مردم روستایی كه حتی از داشتن آب آشامیدنی محروم هستند، چگونه می توان از نیاز به توسعه اقتصادی و فرهنگی سخن گفت؛ در مقابل چطور می‌توان به آن آقای بالای شهری مرفه قبولاند كه تامین نیازهای اولیه جامعه باید در اولویت قرار بگیرد.
در این میان سه طبقه موجود در جامعه به پنج گروه تقسیم می‌شوند، كه هر كدام خواسته‌های خود را دارند و بی‌توجه به نیازهای كلی جامعه تنها به برآورده شدن نیازهای خود فكر می‌كنند. جدا از دو طبقه فرا دست و فرو دست، طبقه متوسط با مشكلات بیشتری مواجه است. این طبقه خود به سه دسته فرعی تقسیم می‌شود كه به علت كثرت جمعیت آن خود بخش زیادی از افراد جامعه شامل می‌شود. طبقه‌ی متوسطی كه به سمت نخبگان گرایش دارد، طبقه‌ی متوسطی كه بیشتر به بخش‌های زیرین جامعه متمایل هستند و طبقه‌ی متوسطی كه توانسته برای خود خصوصیاتی كاملاً مستقل از دو طبقه دیگر دست و پا كند.
در نتیجه پنج طبقه متفاوت با مطالبات منحصر به خود در جامعه قرار می‌گیرند كه هركدام به علت عدم شناخت دیگر گروه‌ها تنها به مطالبات خود اندیشیده و در بهترین شرایط با یك شناخت غلط به نیازهای دیگر گروه‌ها نیز توجه می‌كنند و حاصل همه‌ی اینها درجا زدنی است كه حتی از نزدیكی توسعه و پیشرفت نیز عبور نخواهد كرد.
در این شرایط طبقه نخبه وظیفه دارد با كسب شناخت از سایر گروه‌ها كف مطالبات جامعه را شناسایی و ساماندهی نمایند و سپس نیازهای جامعه را به سه دسته كوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلند مدت تقسیم كرده و به جامعه نیز اعلام كند كه دلیل این تقسیم‌بندی چیست و بعد از آنها بخواهد در راه مطالبه‌ی این نیازها همراه با دیگر بخش‌های جامعه حركت كنند تا مسیر رسیدن به توسعه آرام آرام طی شود.
اما همین ایجاد همدلی و اعتمادسازی در بین اقشار مختلف جامعه راه طولانی در پیش خواهد داشت كه رسانه‌ها و به تبع روزنامه‌نگاران نیز بار زیادی از آن را بر دوش خود خواهند كشید، از این رو باید دانست كه مطبوعه‌ای می‌تواند در این مسیر استوار قدم بردارد كه از سوی مخاطبان خود به شیوه‌های معنوی و مادی حمایت شود و این خود موضوعی است كه هنوز در جامعه ما فاصله‌ی زیادی با ایده‌آل دارد.

mohr.gif



ارسال نظر

(اجازه بدهيد نظر شما را قبل از ديگران خودم بخوانم، از صبر شما متشكرم.)

درباره

نت‌هشتم گفتنی‌هایی است که احتمالا بسیاری آنرا می‌دانند، ولی شهامت ابراز آنرا حتی برای خودشان هم ندارند.

ارسال قبلی این وبلاگ بگذارید این وطن دوباره وطن شود بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ لزوم توقف برخوردهای پلیسی است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.


صفحه اصلی سایت
پیوندها
مووبیل تایپ
گزارشگران بدون مرز
فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران
انجمن صنفی روزنامه‌نگاران
انجمن فيزيك ایران
مجله علم(science)
سایت جهانی فیزیک
مجله جهان فیزیک
جوایز نوبل فیزیک
دپارتمان فیزیک امپریال کالج لندن
دپارتمان فیزیک کالج سلطنتی
دپارتمان فیزیک دانشگاه کمبریج
دپارتمان فیزیک دانشگاه آکسفورد
دپارتمان فیزیک دانشگاه لندن
دپارتمان فیزیک دانشگاه شیکاگو
دپارتمان فیزیک دانشگاه هاروارد
دپارتمان فیزیک دانشگاه پرینستون
دپارتمان فیزیک دانشگاه ماساچوست
دپارتمان فیزیک دانشگاه واشینگتون
كانون پژوهشگران فلسفه و حكمت
كانون وکلای دادگستری
کانون نویسندگان ایران
مسعود بهنود
سید ابراهیم نبوی
سید ابراهیم نبوی (وبلاگ)
نیک آهنگ کوثر
شیرین عبادی
عمادالدین باقی
مسیح علی‌نژاد
سید مصطفی تاج زاده
عباس عبدی
عباس معروفی
عطاالله مهاجرانی و جمیله کدیور
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
احمد شاملو
هوشنگ گلشیری
دکتر احمد فردید
دکتر علی شریعتی
عبدالکریم سروش
محسن کدیور
دکتر امید مسعودی
دکتر احمد توکلی
امیر بابایی
روح الله باقرآبادی
افشین شورجه
سجاد سليماني
سمیرا قیاسی
عادل سلیمانی
مهرداد حمزه
روح انگیز دولتشاهی
حنیف مزروعی
سهیل (بند۲۰۹)
علی (همین جا روی زمین)
تورج (مشق های من)
امید توسلی (دریغا انسان...)
میرا
بابک
شیرین ناز (پابرهنه در بهشت)
دیدگاه‌نو
علی یگانه
سجاد جلیلیان
مهدی مرادی
یوسف سیفی
پارسا فرزین
ابوذر آذران
محمد علیجانی (اسیر)
کابوک (عاطفه‌انوارفرد)
آرش روزبه
سجاد نیکنام
میثم کریم‌پور
سولماز شریفی
احسان سلگی
کامیار فلامرزی
احسان ولی‌زاده
پدرام علیزاده(فردا)
من بدون سانسور
شینا (تنها ماو می‌داند و رود...)
کامران مهاجر
سرگشتگی‌ها
مقداد نوروزی (سرگردون)
حمید حقیقی
بني‌اشراف
تریبون نهاوند
لیلا دائمی (ازبه)
غلامرضا نوری‌علاء
فضول نهاوندی
ثریا صفری
دانشجویان پیام‌نور نهاوند
سپید
شکوه
سپیده
محمدرضا علی‌حسینی
گیلدا