ای عشق تو ما را به كجا میكشی ای عشق
جز محنت و غم نیستی، اما خوشی ای عشق
آواز خوشت بوی دل سوخته دارد
پیداست كه مرغ چمن آتشی ای عشق
دین و دل و حسن و هنر و دولت و دانش
چندان كه نگه میكنمت هر ششی ای عشق
بگذار كه چون سایه هنوزت بگدازند
از بوتهی ایام چه غم؟ بی غشی ای عشق
هوشنگ ابتهاج -ه.ا.سایه-
