« ای عشق | صفحه اصلی | آمدن و رفتن »

پروسه دولتی کار

عكس این شماره نقدحال خیلی بحث برانگیز بود، صبح از نیروی انتظامی زنگ زدن، با من كه حرف زدن گفتم كه نمی‌تونن من رو سئوال، جواب كنن. آقای پشت تلفن مدعی بود كه عكس مونتاژ شده است؛ و می‌خواست بدونه چرا این عكس رو كار كردیم.

گفتم: عكس واقعیه و دلیل درج‌اش هم حرف احمدی‌نژاده.
بعد با مدیرمسئول حرف زد. آقای نوری‌علاء هم اول پرسید: موضوع احظاره یا صحبت دوستانه؟
كلی صحبت كردن و قرار شده شنبه بریم اونجا ببینیم چی می‌گن.
آدم از بعضی موضوعات خیلی لج‌اش می‌گیرد ما نزدیک به ۸۰ شماره هر هفته مطلب و اخطاریه‌های نیروی انتظامی استان را برای اطلاع مردم از سوی این نهاد منتشر کردیم، در حالی که یک تشکر خشک و خالی و تلفنی هم نکردند ولی تا موضوع یک ذره باب مذاق‌شان نبود، سریع به تریج قبای حضرات بر خورده است.

ظهر هم با لیلا رفتیم دنبال كارهای كانون. بحث بچه‌ها خوب داره پیش می‌ره، اما با مادرها كمی مشكل داریم و مهم‌ترین مشكل هم روی این موضوعه كه باید برای مادرها درآمدزایی داشته باشیم.
نزدیك سه ساعت توی استانداری از این اتاق به اون اتاق كردیم، از مدیر كل امور بانوان تا مدیر كل امور اجتماعی و كارشناسان امور اجتماعی. بالاخره هم قرار شد بریم دنبال ثبت كانون به عنوان یك نهاد غیر دولتی.
البته خانم بهادری، مدیر كل امور بانوان، هم قول داد برای معلم و دار قالی‌بافی و فروش تولیدات مادرها به بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها هماهنگ كنه و هفته‌ی دیگه خبرش رو بهمون بده.
آقای پروینی هم از انتقادهای نشریه‌ی ما و مطلبی كه درباره برخوردهای استانداری و شورا پیش اومده خیلی گلایه داشت.
با هم مقداری بحث كردیم و دست آخر پذیرفت كه عدم همكاری و ارتباط استانداری با نشریات سبب سو تفاهمی است كه به وجود آمده است.
اولش خیلی از موضع بالا حرف می‌زد و مدام هم تذكر می‌داد كه سن‌ام برای سردبیری كم است، اما وقتی یادش آمد كه سابقه‌ای نزدیك به یك دهه در كار روزنامه‌نگاری دارم و در سال 2008 جوان‌ترین مرد علمی فیزیك جهان شده‌ام، خیلی رفتارش عوض شد.
البته این رفتار خیلی‌هاست كه هنوز فكر می‌كنند سن و سال آدم و تجربه‌ای كه دارد باید با هم رابطه‌ای مستقیم داشته باشد و از این موضوع هم غافل می‌مانند كه بسیاری از آدم‌ها با هیچ قاعده‌ای سازگار نیستند و قاعده‌ای دارند مخصوص بی‌قانونی خودشان.
وقتی به کارهایی که باید از طرف دولت انجام بگیره و پروسه‌ای که باید طی کنند تا یک کار خیلی ساده انجام بگیرد، بیشتر از گذشته از سیستم کار دولتی و وارد شدن به آن بیزار می‌شوم.

mohr.gif



facebook twitter friendfeed viwio Email Gmail Ymail

ارسال نظر

(اجازه بدهيد نظر شما را قبل از ديگران خودم بخوانم، از صبر شما متشكرم.)

پیوندها
مووبیل تایپ
گزارشگران بدون مرز
فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران
انجمن صنفی روزنامه‌نگاران
انجمن فيزيك ایران
مجله علم(science)
سایت جهانی فیزیک
مجله جهان فیزیک
جوایز نوبل فیزیک
دپارتمان فیزیک امپریال کالج لندن
دپارتمان فیزیک کالج سلطنتی
دپارتمان فیزیک دانشگاه کمبریج
دپارتمان فیزیک دانشگاه آکسفورد
دپارتمان فیزیک دانشگاه لندن
دپارتمان فیزیک دانشگاه شیکاگو
دپارتمان فیزیک دانشگاه هاروارد
دپارتمان فیزیک دانشگاه پرینستون
دپارتمان فیزیک دانشگاه ماساچوست
دپارتمان فیزیک دانشگاه واشینگتون
كانون پژوهشگران فلسفه و حكمت
كانون وکلای دادگستری
کانون نویسندگان ایران
مسعود بهنود
سید ابراهیم نبوی
سید ابراهیم نبوی (وبلاگ)
نیک آهنگ کوثر
شیرین عبادی
عمادالدین باقی
مسیح علی‌نژاد
سید مصطفی تاج زاده
عباس عبدی
عباس معروفی
عطاالله مهاجرانی و جمیله کدیور
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
احمد شاملو
هوشنگ گلشیری
دکتر احمد فردید
دکتر علی شریعتی
عبدالکریم سروش
محسن کدیور
دکتر امید مسعودی
دکتر احمد توکلی
امیر بابایی
روح الله باقرآبادی
افشین شورجه
سجاد سليماني
سمیرا قیاسی
عادل سلیمانی
مهرداد حمزه
روح انگیز دولتشاهی
حنیف مزروعی
سهیل (بند۲۰۹)
علی (همین جا روی زمین)
تورج (مشق های من)
امید توسلی (دریغا انسان...)
میرا
بابک
شیرین ناز (پابرهنه در بهشت)
دیدگاه‌نو
علی یگانه
سجاد جلیلیان
مهدی مرادی
یوسف سیفی
پارسا فرزین
ابوذر آذران
محمد علیجانی (اسیر)
کابوک (عاطفه‌انوارفرد)
آرش روزبه
سجاد نیکنام
میثم کریم‌پور
سولماز شریفی
احسان سلگی
کامیار فلامرزی
احسان ولی‌زاده
پدرام علیزاده(فردا)
من بدون سانسور
شینا (تنها ماو می‌داند و رود...)
کامران مهاجر
سرگشتگی‌ها
مقداد نوروزی (سرگردون)
حمید حقیقی
بني‌اشراف
تریبون نهاوند
لیلا دائمی (ازبه)
غلامرضا نوری‌علاء
فضول نهاوندی
ثریا صفری
دانشجویان پیام‌نور نهاوند
سپید
شکوه
سپیده
محمدرضا علی‌حسینی
گیلدا