بسمه تعالی
محضر حضرت آیت الله خامنهای دام ظله العالی
رهبر معظم انقلاب اسلامی
سلام علیكم
ضمن ارسال رونوشت نامه كنارهگیری مورخه 2/5/88 جناب آقای مهندس اسفندیار رحیم مشایی از معاونت اولی، به استحضار میرساند كه مرقومه مورخه 27/4/88 حضرتعالی به استناد اصل 57 قانون اساسی اجرا شد.
ایام عزت مستدام
محمود احمدینژاد
نامه محمود احمدینژاد در پاسخ به رهبر در حالی با این لحن نوشته شده که وی هرگز عادت نداشته، هیچ نامهای را به این شیوه ننگاشته است.
به نامه وی برای انتصاب اسفندیار رحیممشایی به سمت رئیس دفتر رئیس جمهور دقت کنید (+)
نامه احمدینژاد به رهبر –همانطور که در متن نامه اشاره شده- در حالی نوشته شد که خود رحیم مشایی استعفا داده و اعلام کرده: «بعد از دستور مقام معظم رهبری خود را معاون اول رئيسجمهور نمیدانم.»
اگر بار دیگر به نامه رهبر دقت کنیم معلوم میشود که وی در نامهی خود به صراحت تاکید کرده است: «لازم است انتصاب مذبور [اسفندیار رحیم مشایی به عنوان معاون اول] ملغی و كان لم يكن اعلام گردد.»
گذشته از این اشاره به تاریخ نامه رهبر و استعفای رحیم مشایی و فاصله 5 روزه دستور رهبر تا اجرایی شدن، خود جای بحث فراوان دارد.
استناد احمدینژاد به اصل 57 قانون اساسی، برای اجرای دستور رهبر، بحث بالاتر بودن رهبر از قانون اساسی را -که از سوی حامیان احمدینژاد مطرح میشود- زیر سئوال برده و متذکر میشود که رهبر و دستورات او را در چارچوب قانون اساسی قبول دارد، که این خود میتواند به مقابله گروههای طرفدار ولایت فقیه حامی احمدینژاد با سایر حامیان وی باشد.
هر چه هست، حمایتهای بیحساب رهبر از احمدینژاد و اعلام نظرهای مختلف شخص احمدینژاد و حامیان وی در خصوص رهبری و حوزه اختیارات وی، با این نوع موضعگیری در مقابل دستور مستقیم رهبر، تفاوتهای آشکار و معنا داری دارد، که حکایت از ایجاد شکافی گسترده بین اجزای حاکمیت است.
بسیاری از اصولگرایان از این رو به احمدینژاد اعتراض میکنند که وی دستور رهبر را یک هفته پشت گوش انداخت، ولی حتی یک ساعت هم رحیم مشایی را بدون پست نگذاشت.
بعدتر نوشت (۶ مرداد۱۳۸۸): جامعه اسلامی مهندسین در نامهای سرگشاده ضمن برشمردن تعدادی از همین ایرادات به احمدینژاد گفت: «نمیخواهیم ماجرای بنیصدر برای شما تکرار شود.»

