وَ خیزین ئی خُوه نَهاتَه، کُرَه کاری بُکُنین
تا نَفَس تو سینَه دانَه، هِی هَواری بُکُنین
کارُوی دارَه تَغَّیُر مُکُنَه؛ شیر وُ پَلَنگ
حِیفَه شیری و زبونی، لَت وُ پاری بُکُنین
این شعر کرمانشاهی سروده یکی از شاعران خوب کرمانشاهی است، معنی آن میشود:
از این خواب بدبختی بیدار شوید و کاری بکنید
تا نفس در سینه باقی است، داد و هواری بکنید
روباهِ دارد بزرگی میکند؛ ای شیر و پلنگ
دریغ است شیری و زبونی، شر و شکاری بکنید
این دوست شاعر آمده بود دفتر سری بزند، وقتی این شعر را خواند٬ دیدم خیلی به حال و هوای این روزها شبیه است. اجازه گرفتم شعرش را در سایت درج کنم، اما فعلا ترجیح میدهم نامی از او نیاورم.


نظرات (۱)
سلام محمدجان منیره برگشت سوئد. با خاطرات خوش از تو ساغر آناهیتا و سیامک
امیدوارم دوباره تکرار بشه. عکس خودت و منیره را هم توی سایت بگذار
ممنون مریم
ارسال شده توسط مریم | ۲۶ مرداد ۱۳۸۸ ۱۰:۴۲ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۶ مرداد ۱۳۸۸ ۱۰:۴۲