« مصیبت روزنامه‌نگار بودن | صفحه اصلی | نامه باران »

شما چطور

این روزها همه اعتراف می‌کنند؛ شما چطور؟!
جلسه‌ی دادگاهی که برای بسیاری از سران اصلاح طلب و منتقدین احمدی‌نژاد برگزار شد، شرایط جدیدی را برای جامعه ایرانی به وجود آورد.

از یک طرف کسانی که همیشه می‌خواستند تا تمام جریان‌های منتقد احمدی‌نژاد را به نوعی دست نشانده خارجی‌ها، وطن‌فروش و مزدور معرفی کنند؛ میدانی تازه برای جولان اسب لنگ خود یافتند تا بوق و کرنا راه بیندازند که «خودشان گفتند»، «مگر نشنیدید، چه اعتراف‌هایی کردند» و الی آخر. این گروه به خیال گرفتن امتیاز از طرف مقابل شروع کرده‌اند به یک‌سری اعتراف!!
اعتراف این دسته از جنس دیگری است، شکل و شمایل آن متفاوت است اما باز هم فرق چندانی نمی‌کند، وقتی پای صحبت این حضرات می‌نشینی و یا نوشته‌های‌شان را می‌خوانی، به راحتی می‌توان پی برد که اعترافات این دوستان عزیز بیشتر از آنچه که در صدا و سیما پخش می‌شود تاثیرگذار است. شاید بهتر باشد این موضوع را زیاد پی نگیرم. چرا که فهمیدن آن هوش سرشاری نمی‌خواهد.
اما در این سو نیز گروه‌های نزدیک به اصلاح‌طلبانی هستند که تحت تاثیر این نمایش قرار گرفته و شروع کرده‌اند به مطرح کردن موضوعات عجیب و غریبی که سبب می‌شود کف دست آدم جعفری سبز شود. اعترافات این گروه به مراتب تاسف‌بارتر است، چه آنها که نه شکنجه‌ای کشیده و نه زندانی دیده‌اند در عین راحتی و آرامش چنان اباطیلی سر می‌دهند که نگو و نپرس.
در سویی دیگر سیل نامه‌ها و مصاحبه‌هایی شروع شده که در آن فرزندان زندانی‌ها به شرح بسیاری از خصوصی‌ترین مسائل زندگی خانوادگی خود می‌پردازند.
برخی از اصولگرایان هم که این روزها از وضعیت پیش آمده و اقدامات احمدی‌نژاد چندان دل خوشی ندارند، شروع کرده‌اند به شرح برخی اتفاقاتی که در حکم همان اعتراف‌هایی است که جسته و گریخته به گوش می‌رسد.
یادم می‌آید روزی آنقدر اتفاقات عجیب و غریب را به من منصوب کردند و آنقدر تحت فشارم قرار دادند که در برگه بازجویی خود شروع کردم به اعتراف کردن:
«من اعتراف می‌کنم:
1- در جریان اعتراض‌های دانشجویی سال 60 نقش فعال داشته‌ام.
2- برای انتخاب خاتمی به ریاست جمهوری فعالیت‌های زیاد و خلاف قانونی انجام داده‌ام.
3- در باند مهدی هاشمی عضو بودم.
4- در جریان بمب‌گذاری دفتر نخست وزیری در سال 60 حضوری فعال داشتم.
5- برای انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی مواد منفجره تهیه کردم.
...
21- در جنگ نهروان در گروه خوارج حضور داشتم.
22- در زمان وفات پیامبر جز افرادی بودم که از خلیفه شدن علی (ع) جلوگیری کردم.
23- در جنگ بدر در سپاه کفار حضور داشتم.
24- جز کسانی بودم که اموال مهاجرین مسلمان را در مکه مصادره کردم.
25- شب هجرت پیامبر از افرادی بودم که به خانه ایشان حمله کرده و قصد کشتنش را داشتیم.»
نمی‌دانم بازجوی محترم چه بر سر برگه اعترافات تکان‌دهنده‌ی من آورده، اما همان زمان حاصل‌اش شد 7تا باتوم، 4تا لگد، 11تا سیلی، یک هفته حبس انفرادی و مقداری قابل توجهی فحش و تهدید.
وقتی هم به متن اعترافات این روزها نگاه می‌کنم یاد همان اعترافات تکان‌دهنده‌ی خودم می‌افتم. با این تفاوت که برخی از این افراد به کارهایی اعتراف می‌کنند که وظیفه‌شان است.
پس من هم باید در متن اعترافات خود می‌نوشتم: غذا خوردم؛ خوابیدم؛ دست‌شویی رفتم و الی آخر.
همه‌ی این اعتراف‌ها گرچه سبب شده‌اند فضای فعالیت در کشور بسیار سر در گم و مه‌گرفته شود؛ اما حکایت از آفتابی دارند که به نظر نمی‌رسد طلوع آن چندان دور و دیر باشد.
اما حال و هوایی که داریم سبب می‌شود مردم در گفتگو‌های روزمره به هم بگویند: «این روزها همه اعتراف می‌کنند، شما چطور؟!»

mohr.gif



نظرات (۳)

نمی‌توان بدون درک شرایط در مورد دیگران قضاوت کرد
من قوی‌ترین و راسخت‌رین افراد رو دیدم که تحت شرایطی له می‌شوند
بشر است و ناتوان
خدا عاقبت همه را بخیر گرداند و حق را پیروز

منم اعتراف مي‌كنم مثل هميشه جالب جذاب و تاثيرگذار مي‌نويسين

کاری نداره که ما هم اعتراف می‌کنیم...

ارسال نظر

(اجازه بدهيد نظر شما را قبل از ديگران خودم بخوانم، از صبر شما متشكرم.)

درباره

نت‌هشتم گفتنی‌هایی است که احتمالا بسیاری آنرا می‌دانند، ولی شهامت ابراز آنرا حتی برای خودشان هم ندارند.

ارسال قبلی این وبلاگ مصیبت روزنامه‌نگار بودن بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ نامه باران است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.


صفحه اصلی سایت
پیوندها
مووبیل تایپ
گزارشگران بدون مرز
فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران
انجمن صنفی روزنامه‌نگاران
انجمن فيزيك ایران
مجله علم(science)
سایت جهانی فیزیک
مجله جهان فیزیک
جوایز نوبل فیزیک
دپارتمان فیزیک امپریال کالج لندن
دپارتمان فیزیک کالج سلطنتی
دپارتمان فیزیک دانشگاه کمبریج
دپارتمان فیزیک دانشگاه آکسفورد
دپارتمان فیزیک دانشگاه لندن
دپارتمان فیزیک دانشگاه شیکاگو
دپارتمان فیزیک دانشگاه هاروارد
دپارتمان فیزیک دانشگاه پرینستون
دپارتمان فیزیک دانشگاه ماساچوست
دپارتمان فیزیک دانشگاه واشینگتون
كانون پژوهشگران فلسفه و حكمت
كانون وکلای دادگستری
کانون نویسندگان ایران
مسعود بهنود
سید ابراهیم نبوی
سید ابراهیم نبوی (وبلاگ)
نیک آهنگ کوثر
شیرین عبادی
عمادالدین باقی
مسیح علی‌نژاد
سید مصطفی تاج زاده
عباس عبدی
عباس معروفی
عطاالله مهاجرانی و جمیله کدیور
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
احمد شاملو
هوشنگ گلشیری
دکتر احمد فردید
دکتر علی شریعتی
عبدالکریم سروش
محسن کدیور
دکتر امید مسعودی
دکتر احمد توکلی
امیر بابایی
روح الله باقرآبادی
افشین شورجه
سجاد سليماني
سمیرا قیاسی
عادل سلیمانی
مهرداد حمزه
روح انگیز دولتشاهی
حنیف مزروعی
سهیل (بند۲۰۹)
علی (همین جا روی زمین)
تورج (مشق های من)
امید توسلی (دریغا انسان...)
میرا
بابک
شیرین ناز (پابرهنه در بهشت)
دیدگاه‌نو
علی یگانه
سجاد جلیلیان
مهدی مرادی
یوسف سیفی
پارسا فرزین
ابوذر آذران
محمد علیجانی (اسیر)
کابوک (عاطفه‌انوارفرد)
آرش روزبه
سجاد نیکنام
میثم کریم‌پور
سولماز شریفی
احسان سلگی
کامیار فلامرزی
احسان ولی‌زاده
پدرام علیزاده(فردا)
من بدون سانسور
شینا (تنها ماو می‌داند و رود...)
کامران مهاجر
سرگشتگی‌ها
مقداد نوروزی (سرگردون)
حمید حقیقی
بني‌اشراف
تریبون نهاوند
لیلا دائمی (ازبه)
غلامرضا نوری‌علاء
فضول نهاوندی
ثریا صفری
دانشجویان پیام‌نور نهاوند
سپید
شکوه
سپیده
محمدرضا علی‌حسینی
گیلدا