امروز صبح که خیالم از چاپ نشریه راحت شد، برای مسافرت و انجام برخی کارها به تهران سفر کردم، ولی ۱۰ ساعت در اتوبوس نشستن آن هم در گرمای روز خیلی عذاب دهنده است. اما به ازای آن یک دوست خوب شمالی پیدا کردم به اسم شایان که دانشجوی مکانیک است.
راستی متن جوابیهای که به جوابیهی استانداری کرمانشاه دادهایم در ادامه آمده، برای هر بند آن جواب داشتیم و علاوه بر آن دو بند هم توضیح آوردیم در خصوص وضعیت آمارهای اعلام شده، واکنشی که استانداری به این نامه سراپا اشکل ابدهد جالب خواهد بود.
از آنجا که به گفته استاندار کرمانشاه، در جمع مدیران و خبرنگاران رسانههای استان، آمار کاهش نرخ بیکاری را استانداری اعلام نکرده، بلکه مرکز آمار ایران اعلام نموده است. لذا درج جوابیه درخصوص این مطلب در صورتی بر طبق قانون مطبوعات برای این نشریه الزام آور است که جوابیهی آن از سوی مرکز آمار ایران به دفتر نشریه ارسال شود، چون استانداری كرمانشاه تنها منعكس كننده آمار بوده؛ گرچه روابط عمومی استانداری کرمانشاه بدون دقت به این موضوع به ارسال جوابیه مبادرت ورزیده؛ لذا برای احترام به زحمتی که کارکنان روابط عمومی استانداری کرمانشاه کشیدهاند، این جوابیه درج شد.
با توجه به اینکه از روابط عمومی استانداری به عنوان مسئول شورای اطلاعرسانی استان انتظار میرود که در نوشتن جوابیهها بیشتر دقت کرده و به مواردی اشاره کند که قابل استناد باشد، لازم به نظر میرسد که نکاتی را در خصوص این جوابیه متذکر شد:
1- ضمن احترام به کلیه دستاندرکاران استان، اگر تخصصی بودن حوزههای فعالیت را ملاك قرار دهیم، باید متذكر شد كه بیكاری در وهلهی اول بیشتر معضلی اجتماعی است كه متاسفانه سیاسی شده است شبیه بسیاری از پدیدههای دیگر. لذا در هر حال بیكاری را نمیتوان چنانکه در این جوابیه آمده، موضوعی مطلق اقتصادی قلمداد كرد.
گذشته از این زمانی كه بسیاری از پستهای اداری در خود استانداری كرمانشاه بدون توجه به تخصص به افرادی واگذار میشود، که سبب بروز برخی ایرادات در کار از جمله همین جوابیه میشود؛ جای این پرسش باقی است كه چطور روابط عمومی استانداری در این خصوص اظهار نظر میكند؟
2- در بخشی از جوابیه به این موضوع اشاره شده كه آماری و مصداقی برای عدم بهبود وضعیت اشتغال ذكر نشده، در حالی كه اظهار نظر نمایندگان مجلس استان نیز تایید همین مدعاست، محمد كرمیراد -نماینده کرمانشاه- خواستار اصلاح شاخصهای استخراج نرخ بیكاری در استان شده و گفت: عمده مراجعین به دفتر ما درخواست اشتغال دارند و این نشان میدهد نرخ بیكاری در استان بالاست.
جهانبخش امینی -نماینده کرمانشاه- با اشاره به موقت و فصلی بودن اشتغالهای ایجاد شده و گفت: معتقدم با توجه به تعطیلی كارخانجات، توقف بخش زیادی از طرحهای زود بازده، عدم تامین سرمایه در گردش واحدهای صنعتی و... آمار بیكاری استان افزایش نیز یافته است.
سید جواد زمانی -رئیس مجمع نمایندگان استان- گفت: معتقدم نرخ بیكاری استان بالاتر از رقم اعلام شده است.
فرهاد تجری -نماینده قصرشیرین و گیلانغرب- نیز گفت: براساس آنچه در استان شاهدیم یقینا نرخ بیكاری استان بالاتر از اینهاست.
آیا میتوان گفت نمایندگان مجلس نیز بدون مستندات در خصوص غیر واقعی بودن کاهش نرخ بیکاری صحبت میکنند؟ شاید هم روابط عمومی استانداری جوابیه برای آنها ارسال کرده و بخواهد بر طبق قانون مطبوعات آنرا در اظهارات خود درج کنند! به هر حال روابط عمومی استانداری در جوابیهی خود دلیلی بر كاهش نرخ بیكاری ارائه ننموده است.
3- در جای دیگر به مهاجرفرست بودن استان كرمانشاه در فاصله زمانی سالهای 75 تا 85 اشاره شده، حال آنكه اگر جوابدهندهی محترم اندکی به متن نوشته مذكور دقت میکرد و به جای آنکه هدف خود را تنها پاسخگویی به هر شکل قرار دهد به توالی زمانی گفته شده توجه میکرد، به روشنی معلوم است كه منظور از ورود مهاجران با تنوع فرهنگی و قومی مربوط به سالهای اول انقلاب و زمان جنگ 8 ساله است. نگاه به آمار جمعیت و گسترش بیبرنامه فقط شهر کرمانشاه این موضوع را بیهیچ موردی اثبات میکند. كه در آن زمان چند برابر جمعیت استان و شهر كرمانشاه به آن وارد شده است.
4- پاسخ دهنده محترم معتقد است كه سازمان بینالمللی كار ILO مباحث بسیار مفصل و گستردهای در ارتباط با بیكاران فصلی دارد كه به شیوهای عملی در پرسشنامههای نیروی كار آمده است، در حالی که با مراجعه به سایت سازمان بینالمللی كارwww.ILO.org میتوان دریافت كه آنچه مورد قبول این سازمان قرار دارد تعریفی است كه در كنفرانس بینالمللی آمارگران نیروی كار ارائه شده و بر اساس آن «فرد شاغل كسی است كه حداقل یك سوم ساعات كاری مرسوم یك كشور را در دورهای كه مدنظر پرسشگر است مشغول کار بوده است.» در حالی كه در شیوه علمی آمارگیری صورت گرفته اگر فرد مورد مراجعه در هفته منتهی به سرشماری حتی یک ساعت کار کرده باشد، شاغل محسوب شده و در شمار بیکاران محسوب نشده است که در چنین حالتی هر شکلی از کار که برای به دست آوردن دستمزد صورت گرفته باشد، فارغ از میزان و ساعت و کیفیت آن، شغل محسوب شده است.
همچنین کسانی که دارای شغلی هستند ولی در هفت روز گذشته به اقتضای فصل و ماهیت کار خود، کار نکردهاند، یعنی کارگران فصلی؛ مشروط بر اینکه در جست و جوی کار دیگری هم نبوده باشند، شاغل محسوب شدهاند. به این ترتیب، در آمارگیری کارگر فصلی حتی در مدت بیکاری جزء شاغلان گنجانده شده است.
5- در ادامه جوابیه درخصوص مهاجرت كارگران فصلی گفته شده كه «مهاجرت كارگران فصلی با توجه به تعاریف و مفاهیم و نحوه اخذ اطلاعات در قالب پرسشنامه بسیار ابتدایی و بیربط جلوه میكند، و حتی در صورت پذیرفتن موضوع، ارتباطی به دقت آمار ندارد.» باید متذكر شد كه چگونه میتوان در آمارگیریهای استانی از تعداد كارگران مهاجرت كرده به دیگر استانها اطلاع یافت و چطور لحاظ نكردن این كارگران در دقت آمارگیری نتیجهای ندارد، به نظر میرسد نویسنده این جوابیه تنها میخواهد آمار اعلام شده را به هر صورت توجیه کند و گر نه این گفته را نمیتوان با هیچ معیار عقلی و علمی سنجید.
6- «بیكاری پنهان» تعریف واضح و با معنی دارد كه از سوی سازمان بینالمللی كار اعلام شده و بر اساس این تعریف علمی «شاغل بودن در واقع فرآیندی است كه طی آن فرد زمینهساز ایجاد ارزش واقعی در حوزه خود باشد و اگر اشتغال فرد در شرایطی خارج از این موضوع باشد حتی به رغم ساعت كافی كار باز وی بیكار پنهان خواهد بود»، با وجود روشنی و جامع بودن این تعریف و حضور نمونههای بسیار آن در جامعه بعید به نظر میرسد كه برای عقل سلیم و منطقی لازم باشد مستندات و تعریف دیگری برای چنین اظهار نظری عنوان گردد.
باید در نظر داشت كه تعریف یك ساعت كار در هفته Some Work (سطح پایین كار) تعیینشده توسط سازمان بینالمللی كار است كه به هیچ عنوان ملاك نرخ بیكاری نیست، تعریف جهانی اشتغال، میزان قدرت خرید كارگر است یعنی وی باید بتواند با دستمزد خویش زندگی یك ماه خود را اداره كند حال چه با یك ساعت كار در ماه و چه با 30 روز كار در ماه.
در این شرایط بهتر است بجای پرداختن به مقولهی نرخ بیكاری و مسائل حواشی آن كادر اجرایی استان جواب بدهد كه در مدت تصدی ایشان چند نفر به سن كار و شغل در استان رسیدهاند چه تعداد اشتغال واقعی ایجاد شده، در كنار آن چند نفر به بازاركار وارد شدهاند، برای اشتغال هر نفر چقدر اعتبار جذب شده است، استاندارد این هزینهها چقدر است، چه میزان اعتبارات برای ایجاد این اشتغالات صرف شده و رقم انحراف آن چقدر است تا با كنار هم قرار دادن این آمارها بتوان میزان واقعی كاهش بیكاری را تعیین كرد.
نكته مهم تاثیر واقعی نتایج اینگونه آمارها در زندگی مردم است، نه تعاریفی كه بر مبنای آن آمارها استخراج میشوند، بیكاری درد مزمنی است كه نسخههای درمانی آن تا بحال معجزی نكرده است و نتایج حاصل از نسخههای مسكّن هم دردی را دوا نكرده و نخواهد كرد. یكی از بهترین راههای علاج آن است كه كار در دست كاردان باشد، اینكه این معضل مانند بسیاری از مشكلات استان هنوز درمان نشده است گویای این است كه در این استان كار در دست كاردان نیست بهتر است استانداری كرمانشاه به بند اول جوابیه خود عمل نماید تا شاید مشكل استان كمتر شود.

