این دو روز را با درس و تفسیر قضایی و قانونی مواد قانونی سر و کله زدم.
هر چه میخواهم خودم را در درس و کار غرق کنم و کاری به موضوعات سیاسی جاری روز نداشته باشم، نمیشود.
این وزرایی که احمدینژاد به مجلس پیشنهاد داده واقعا خندهدار است.
دزدیدن طرح رقبا برای پیشنهاد وزیر زن یک طرف کسانی را که انتخاب کرده یک طرف.
فکر کنم برای انتخاب این وزرای زن یک کمیتهی مجرب گشتهاند و ضعیفترین زنان ممکن را انتخاب کردهاند.
من به شخصه با انتخاب وزیر زن مخالف که نیستم، موافق هم هستم. اما در صورتی که آن زن بتواند وظایف یک وزیر را به درستی انجام دهد؛ نه اینکه به خاطر داشتن یک وزیر زن در کابینه تمام کار مملکت را بخوابانیم. اینکه نشد کار.
البته بقیه وزرا هم چندان چنگی به دل نمیزد، وزارت علیآبادی در وزارت نیرو هم که دیگر از خنده دار بودن گذشته و مسخره شده است.
توجیحات احمدینژاد برای انتخاب این وزرا هم که کاملا غیر اصولی بود درست مثل انتخابهایش. از همه جالبتر اصطلاحی بود که برای وزیر بهداشت دولت نهم به کار برد: «هلو».
یکی به این بابا تذکر بدهد که شما مثلا قرار است رئیس دولت باشید،این چه نوع ادبیاتی است که به کار میبرید.
امیدوارم مجلس جلوی این گندکاری را که دامن کشور را خواهد گرفت بگیرد؛ گرچه اینگونه اقدامی از مجلس اصولگرای هشتم بعید به نظر میرسد.
کاش چند باری به رادیو مجلس گوش میکردید تا متوجه شوید که موافقت یا مخالفت کمیسیون حامی دولت چقدر در رای نمایندگان تاثیر دارد.
خدا به همهی ما رحم کند...
***************************
بعد نوشت: صدای خیلیها در مورد وزیران پیشنهادی احمدینژاد درآمده است.
در این بین اظهار نظر فاطمه رجبی از همه خندهدارتر است، این خانم که هر جا کم میآورد میرود سراغ هاشمی و خاتمی. از نثر کثیفی که دارد حالم به هم میخورد. برای دیدن نظر او اینجا کلیک کنید.

