این روزها بخش زیادی از وقت مردم به بررسی وزرای پیشنهادی احمدینژاد معطوف شده، رفتار نمایندگان مجلس مرا به یاد شعر «مجلس چهارم» میرزاده عشقی انداخت.
شعر طولانی است، ولی بخش پایانی آن خیلی جالب و به روز است.
فردا روز رای اعتماد است، به احتمال زیاد معنی این شعر فردا بیشتر ملموس میشود.
من نیز یكی حرف بگفتم وكلا را ///// در مجلس شورا
هرچند كه از حرف، در ایران چه ثمر بود ///// دیدی چه خبر بود
نه سال گذشته كه گذشتم ز مداین ///// گشتم ز مداین
آزرده بدان سان كه پدر مرده پسر بود ///// دیدی چه خبر بود
ویرانه یكی قصر شد از دور نمایان ///// در قافله یاران:
گفتند كه این راه پر از خوف و خطر بود ///// دیدی چه خبر بود
جایی است خطرناك و پر از سارق و جانی ///// آن گونه كه دانی
عریان شود آنكس كه از آن راه گذر بود ///// دیدی چه خبر بود
كسرای عدالتگر اگر زنده بد این عصر ///// اینسان نبد این قصر
گفتم كه با عصار گذشته چه مگر بود ///// دیدی چه خبر بود
گفتند كه بود است عدالتگه ساسان ///// آن روز كه ایران
سرتا بسرش، مملكت علم و هنر بود ///// دیدی چه خبر بود
من در غم این: كز چه عدالتگه كشور؟ ///// شد دزدگه آخر
زین نكته غم اندر دل من بیحد و مر بود ///// دیدی چه خبر بود
این منزل دزدان شدن، بارگه داد! ///// بیرون نشد از یاد
همواره همین مسئله، در مد نظر بود ///// دیدی چه خبر بود
تا اینكه در این دوره بدیدم وكلا را ///// در مجلس شورا
دیدم دگر این باره از آن باره بتر بود ///// دیدی چه خبر بود
ویران شده، شد دزدگه آن بنگه كسرا! ///// وین مجلس شورا
ویران نشده دزدگه و مركز شر بود ///// دیدی چه خبر بود
این مجلس شورا نبد و بود كلوپی ///// یك مجمع خوبی
از هر كه شب از گردنه، بردار و ببر بود ///// دیدی چه خبر بود
هرگز یكی از این وكلا زنده نبودی ///// پاینده نبودی
این جامعه زندهنما، زنده اگر بود ///// دیدی چه خبر بود
وانگه شدی از بیخ و بن این عدل مظفر ///// با خاك برابر
حتی نه به تاریخ از آن نقش صور بود ///// دیدی چه خبر بود
تنها نه همین كاخ سزاوار خرابی است ///// این حرف حسابی است
ای كاش كه سرتاسر «ری» زیر و زبر بود ///// دیدی چه خبر بود
ای «ری» تو چه خاكی و چه ناپاكنهادی! ///// تو شهر فسادی
از شر تو یك مملكتی، پر ز شرر بود ///// دیدی چه خبر بود
«شمر» از پی تو، جد مرا كشت، چنان زار ///// لعنت به تو صدبار
صد لعن به او نیز كه رنجش به هدر بود ///// دیدی چه خبر بود
ایكاش كه یك روز ببینم در این شهر ///// از خون همه نهر
در هر گذری، لخته خون تا به كمر بود ///// دیدی چه خبر بود
از كوه «وزوو» آن چه كه شد خطه «پمپی» ///// آن به كه شود ری
ایكاش كه در كوه دماوند اثر بود ///// دیدی چه خبر بود


نظرات (۱)
با سلام
برادر عزیزم فعلا مقدور نیست هویت فاش شود.اما هنگامی که ما سایت طراحی کردیم در آن موقع با برخی از اعضای وبلاگ ما آشنا میشوید.
************************
پاسخ: دوست عزيز؛ سلام
در هر صورت ما در ويژهنامهاي كه هر هفته براي نهاوند منتشر ميكنيم، آماده همكاري با شما طبق قوانين اخلاق حرفهاي روزنامهنگاري هستيم.
موفق باشي و عاشق
ارسال شده توسط خبرگزاری فضول نهاوندی | ۱۲ شهریور ۱۳۸۸ ۴:۴۱ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۲ شهریور ۱۳۸۸ ۱۶:۴۱