شماره ۱۶۸ نقدحال، شمارهای است که ویژهنامه نهاوند نیز در این هفتهنامه متولد شده است.
احساس میکنم روزنامهنگاری توسعه یکی از نیازهای جامعه امروز ماست که باید در هر جامعهای با توجه به شرایط روز و منطقه محقق شود.
یادداشت سردبیر این شماره نقدحال هم در خصوص «شرایط روزنامهنگاری توسعه» است.
****************************
امروز باید روزنامهنگاری را نوعی هنر دانست و از آنجا که هیچ هنری کامل نیست؛ هیچ هنری همهی تکنیکهای تاثیرگذاری را ندارد. روزنامهنگاری هم! باید قبول کرد که برای موفق شدنش چارهای نداریم جز کمک گرفتن از کارکردهای دیگر هنرها و دیگر علوم.
ژورنالیسم هم مانند بسیاری از علوم انسانی، نتیجهی آزمون و خطاهای چند سالهی روزنامهنگاران و محققان این دانش است؛ اما با در نظر داشتن اینکه هر کدام از انواع هنر، مجموعهای مستقل از تکنیکهای مختلف هستند؛ باید دید کدام یک از تکنیکهای هر کدام را میتوان برای جلو بردن و تاثیرگذار کردن بیشتر روزنامهنگاری به كار برد. البته ناگفته نماند که پارامترهای فراوان دیگری هم هست که بدون توجه به آنها نباید امیدی به تاثیرگذار بودن نوشته داشت.
با دقت در نظریههای مختلف روزنامهنگاری میتوان دریافت که نیاز جامعه امروز ما روزنامهنگاری توسعه است.
گروهی معتقدند رسانهها باید نقش آمرانهای برای اعمال قدرت در جامعه داشته باشند. اینگونه رسانهها استقلال نداشته و به شدت وابسته نظام دولتی هستند، گردانندگان این نشریات معتقدند حقیقت و قدرت، دو روی یک سکهاند و هرچه افراد به کانون قدرت نزدیکتر باشند، دسترسی آنها به حقیقت نیز بیشتر است؛ اما در واقع پیوند حقیقت و قدرت، توجیهی است برای هدایت مطبوعات از بالا.
در نظر گروهی دیگر، اصل بر آزادي اظهار نظر و انتقاد است. تأكيد عمده بر آزادي براي مبارزه با استبداد، كاهش اختلاف درجامعه، اصلاح اشتباهات و... از جمله ويژگيهاي اين نشریات است؛ از اين رو در نظر اینان محدوديت و سانسور ممنوع بوده و انتشار هرگونه عقيده درست يا نادرست، مجازاست. در دید این گروه سانسور و كنترل افكار، ناگريز به زيان حقيقت تمام ميشود؛ افراد تنها زماني ميتوانند حق و باطل را از يكديگر تميز دهند كه به هر دو دسترسي داشته باشند. هرگونه محدوديتي كه ازسوي دولت بر بيان آزاد افكار و عقايد اعمال شود، در واقع تضييع حقوق شهروندان است پس بهترين خدمت دولت به مردم، عدم مداخله در رسانه هاست.
گروهی دیگر اصل را بر ايجاد پيوند ميان »استقلال رسانهها« و »وظايف و مسئوليت اجتماعي« آنها میگذارند و تأكيد ميكنند رسانهها بايد در خلال پاسخگويي به نياز مخاطبان، در برابر فعاليتهاي خود مسئوليت نيز داشته باشند و وظايف اجتماعي خود را محدود به گيرندگان پيام يا مالكان رسانهها ندانند. مضمون اصلي اين نظريه اين است همانطور كه مطبوعات حق دارند از دولت و ساير نهادها انتقاد كنند، مسئوليتي نيز درقبال مصالح و منافع ملي و امنيتي و پاسخ به نيازهاي جامعه دارند. مطابق اين نظريه، دسترسي عموم به اطلاعات صحيح بر دسترسي مطبوعات به آزادي كامل بيان برتري دارد.
نظریهای دیگر كه بيشتر دركشورهاي جهان سوم شكل گرفته است، واكنشي نسبت به جريان مسلط اخبار و عدم تعادل اطلاعات است. درمباحث دهه هفتاد، بر اين نظريه تأكيد زيادي شده است كه اساس آن بر بهرهگيري از رسانهها درجهت توسعه، تحكيم استقلال و هويت فرهنگي، كم كردن روند تجاري شدن ارتباطات، عدم استفاده از زور و اجبار در رسانهها و دو سويه كردن جريان بين المللي اخبار است. مدافعان اين نظريه معتقدند كه چون كشورهاي درحال توسعه، الزامات اقتصادي، سياسي و اجتماعي خاص خود را دارند و رسانهها بايد وظايف توسعهاي مثبتي را دنبال كنند طبعاً نبايد از الگوي آزاديگرايانه غربي پيروي كنند. اصطلاح ژورناليسم توسعهاي بدين معناست كه نقش رسانهها بايد حمايت از منافع ملي براي توسعه اقتصادي و اجتماعي و اهدافي چون هويت ملي، وحدت و ثبات فرهنگي باشد.
پس ناگفته پیداست که روزنامهنگاری توسعه یک ضرورت برای گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن است. اما متاسفانه شیوه مرسوم روزنامهنگاری خبر مدار، چالشی اساسی برای روزنامه نگاری توسعه است زیرا در این شیوه تاکید بیش از حد به اخبار، امکان طرح عقاید متنوع و متفاوت از سوی نشریات را به حداقل میرساند.
در این میان رويكردهاي اشتباهی که در رفتار رسانههای ارتباطات جمعي بروز میکند را میتوان به دستههای زیر تقسیم کرد:
1- قيم مآبانهگرايي رفتار میکنند (رسانه تلاش میکند، فقط موضوعات مدنظر خود را به مخاطب آموزش دهد)؛
2- خاصگرا برخورد میکند (رسانه تنها گروه خاصی از مخاطبان را هدف خود قرار داده است)؛
3- خود را دانای کل مینمایاند (رسانه به گونهای رفتار میکند که گویی همه چیز را بيشتر، دقیقتر، درستتر و کاملتر از همه ميداند)؛
4- سنتگرايي پیشه میکند (رسانه در عمل چيزي جز آنچه مخاطب را درگذشته خشنود كرده، ارائه نميكنند).
هر کدام از این رفتارها برای یک نشریه توسعهگرا در حکم سمی مهلک است که نشریه را از مسیر اصلی فرسنگها دور میکند.
ماکس وبر معتقد است مطبوعات عاملی جدید در ایجاد قدرت اجتماعیاند؛ نقش تازهای در سرمایهگذاری و گردش ثروت در جامعه دارند و افراد را به جامعه و جامعه را به افراد میشناسانند.
با این تفاسیر روزنامهنگاری توسعه باید در درجهی اول نیازهای جامعه را دریابد، گروه مخاطبان خود را در سطح اکثر مردم جامعه بگستراند، سعی کند مخاطبان را در فرایندی دوسویه با جریانات اجتماعی همراه کند و هربار موضوعی جدید را برای یافتن سلایق مختلف و گسترش دامنه آگاهی مخاطبان مطرح کند؛ تا بتواند با ایجاد شناختی درست بین افراد و جامعه نقش خود را در سرمایهگذاری و گردش ثروت در جامعه پیدا کرده و به عاملی در ایجاد قدرت اجتماعی تبدیل شود.
رسانههای توسعهگرا وظیفه دارند، علاوه بر خبررساني با نقد و تحليل و حتي با ارائه پيشنهادهاي خوب، به توسعه كمك كنند. توسعه مستلزم انعكاس خبر، نظر، پيشنهاد و... در زمينههاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي است.
اما همهی این موارد در صورتی محقق خواهد شد که مردم و مسئولین، نشریات را به عنوان نیازهای جامعهی در حال توسعه پذیرفته و در راستای تعامل و همکاری با این رسانهها برآیند ، وقتی مسئولین آنرا به چشم یک مزاحم بنگرند و مردم هم بیتوجه از کنار آن بگذرند، در این حالت مسئولین تلاش میکنند، نشریات را از سر خود باز کنند و مردم به همان راهی میروند که پیش از این میرفتند و هر قدر هم یک رسانه بکوشد مسیر توسعه را تسطیح نماید، تلاشاش بیهوده است و میشود مصداق همان طرفی که »عرض خود میبرد و زحمت دیگران میداشت«.
جامعه امروز ما به علت پایین بودن سرانه مطالعه و به شهادت تیراژهای کتب و نشریات، توجهی به تولیدات رسانهای در بخش خصوصی ندارد و جهت برطرف ساختن نیاز رسانهای خود به تلویزیون و یا ماهواره پناه آورده است.
حال آنکه رسانههای مولتی مدیا، به دلیل هزینههای گزافی که راهاندازی آن میطلبد –سطح ملی و بینالمللی آن چندان فرق نمیکند- همواره ناچارند به یکی از کانونهای قدرت یا ثروت متصل باشند و به تبع چارهای هم ندارند جز اینکه همواره منافع منبع تغذیه خود را پیش و بیش از نیازهای جامعه مدنظر داشته باشند.
از این رو در بیشتر نقاط جهان، نشریات در صف اول رسانههای توسعهگرا قرار دارند؛ اما متاسفانه در جامعهی ما هنوز سهل الوصول بودن و رایگانی رسانه بر همه چیز ارجح است؛ در این شرایط هم نمیتوان انتظار معجزه از روزنامهنگاری توسعه داشت.


نظرات (۱)
امیدوارم موفق بشیم هر چند خیلیها شکست ما رو آرزو دارن اما ما خدا رو داریم
ارسال شده توسط سمیرا | ۱۶ شهریور ۱۳۸۸ ۶:۰۰ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ شهریور ۱۳۸۸ ۱۸:۰۰