در دور دوم انتشار شرق، در سرویس استانها خانمی در تهران همکار ما بود که به دلیل رابطه کاری مداومی که با هم داشتیم، رابطهی دوستانهای بین ما برقرار شده بود، با توقیف شرق او هم مثل بسیاری دیگر بیکار شد –من چون هرگز روزنامهنگاری شغل اصلیام نبود، از مشکلات بیکاری پس از توقیف رها بودم- بعد از توقیف شرق مدتی هم با اعتماد کار میکرد، پس از آن یکسالی با بخش آنلاین همشهری همکاری میکرد.
مدتی از او خبری نداشتم، تا اینکه چند روزی است متوجه شدم از ایران مهاجرت کرده و با بیبیسی فارسی همکاری میکند.
در یکی از صحبتهایی که با هم در قلهک اطراف باغ سفارت انگلستان داشتیم، از خاطرات سفر به لندن با هم صحبت میکردیم و مشکل من در غذا خوردن و لذت او از غذاهای تند چینی و هندی.
بعد از آن روز هر کدام از ما باز هم به انگلستان سفر کردیم، اما او تصمیم به ماندن گرفت و من مثل همیشه سر به بازگشتن گرفتم.
نگین شیرآقایی روزنامهنگاری حرفهای بود و امروز در بیبیسی فارسی توانسته جای خود را باز کند.
این روزها شرق رفع توقیف شده و اگر آقای رحمانیان بتواند از عهدهی پرداخت جریمهی گزافی که به بهانهی یک مصاحبه و به دلیل شیوهی انتقاد حرفهای روزنامهاش برای او مقرر کردهاند برآید، باز هم منتشر خواهد شد.
اما اینبار خیلی از همکاران آن روزها نیستند و ... .
خیلی اتفاقات خواهد افتاد، اما همیشه برای من شرق یک روزنامهی حرفهای خواهد ماند که در آن نگین شیرآقایی با تنشها و تماسهای مکرر با شهرهای مختلف ایران در شب سهمیهبندی بنزین گره خورده، بنفشه سامگیس با دغدغه بیماران شیمیایی، خودسوزی زنان و داد زدن که عطایی داره دیر میشه...
امیدوارم هرکدام از این دوستان هرکجا هستند موفق باشند و عاشق


نظرات (۵)
به به! سلام محمدرضا جان، حالت چطوره؟خوبي؟ چهخبرا؟ بازم فيلت ياد هندوستان كرده؟ يادته اون روزی كه شرق رو توقيف كردن؟ امان از اين روزگار...چكار ميشه كرد، فعلاً كه بايد بسازيم و بسوزيم...بيخيال.
اين خانم نگين خانم هم حتماً به يادت هست، اگه ازش خبري گرفتي بهش بگو سلام خاله سوسكه رو هم به اين عليرضا برسونه(خبرنگار بيبيسي) لحن صداش به دل ميشينه آخه...
يادي هم از ما بكن رفيق نيمهراه، البته منم به يادت هستم..قربانت
ارسال شده توسط خاله سوسكه | ۵ مهر ۱۳۸۸ ۱۱:۰۰ قֽظֽ
ارسال شده در ۵ مهر ۱۳۸۸ ۱۱:۰۰
نميخوام بميره اما حالش هروز بدتر ميشه
ارسال شده توسط mania | ۵ مهر ۱۳۸۸ ۱۱:۰۷ قֽظֽ
ارسال شده در ۵ مهر ۱۳۸۸ ۱۱:۰۷
جالبه، نمیدونستم تو شرق بوده. از گزارشاش خوشم میاد
ارسال شده توسط solmaz | ۵ مهر ۱۳۸۸ ۱۱:۱۶ قֽظֽ
ارسال شده در ۵ مهر ۱۳۸۸ ۱۱:۱۶
سلام دوست عزيز
يادداشتهاي جالبي داري ...
موفق و پيروز باشي
ارسال شده توسط ناشناس | ۵ مهر ۱۳۸۸ ۲:۳۱ بֽظֽ
ارسال شده در ۵ مهر ۱۳۸۸ ۱۴:۳۱
درود بر شما لینکهایتان عالی است و نهاوندی شجاع است موفق باشید
ارسال شده توسط علی حسینی | ۵ مهر ۱۳۸۸ ۶:۵۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۵ مهر ۱۳۸۸ ۱۸:۵۷