«۲۶۳≠۷۸۵»
این تیتری بود که در شماره گذشته نقدحال برای مطلبی در خصوص نگاهی به حداقل هزینه و درآمد خانوارهای ایرانی انتخاب کردم.
تا جایی که اطلاع دارم، انتخاب تیتر عددی در میان روزنامهنگاران ایرانی چندان مرسوم نیست؛ ولی به هر حال ما دوست داشتیم در تیتر سوم صفحه اول نشان دهیم که حتی بر طبق آمارهای رسمی نیز حداقل درآمد و هزینههای خانوادههای ایرانی برابر نیست.
کاری به درست یا غلط بودن اینکار در نظر اساتید امر ندارم، زیرا اصلی کلیتر معتقد است که باید تیتر به بهترین شکل مفهوم مطلب را برساند.
راستی این مطلب را هم از قول گروه اقتصادی نوشتیم تا دیگر کسی نگوید چرا غیرتخصصی رفتار میکنید.
***************************
مرکز آمار ایران متوسط کل هزینه خالص سالانه یک خانوار شهری در سال 1387 را بیش از 9 میلیون و 421 هزار تومان (ماهیانه بیش از 785 هزار تومان) اعلام کرد که نسبت به سال 86 معادل 9/15 درصد افزایش نشان می دهد.
باید توجه داشت که در عمل با وجود اعلام نقطهای تورم که نمایانگر کاهش تورم است قیمتهای واقعی چندان نرمشی برای پایین آمدن نشان نمیدهد به طوری که رقم 785 هزار تومانی اعلام شده توسط مرکز آمار ایران خط فقر خانوار شهری است و اگر به آمار جدید این مرکز استناد کنیم حداقل دستمزد ماهانه كارگران یعنی 263 هزار تومان با حداقلهای خط فقر فاصله زیادی دارد به نحوی که 785 هزار تومان سه برابر حداقل حقوق کارگر است. و این فاصلهای 300 درصدی با حقوق و دستمزد قانونی كارگران است در حالیكه بخشی از نیروی كار در ایران با حقوق و دستمزدی پائینتر از حداقل دستمزد قانونی نیز بكار مشغول هستند. فاصله هزینه خالص سالانه خانوار شهری نیز با متوسط دریافت كاركنان و كارمندان شاغل در نهادهای دولتی و خصوصی و همچنین بازنشستگان كشوری و لشگری تفاوتی تا 100 درصد دارد. قابل ذكر است كه بازار کار ایران طی چند سال اخیر به سمت غیررسمی شدن حرکت کرده است به طوری که در حال حاضر جمعیت كثیری در بازار کار ایران غیررسمی شاغل هستند و افراد شاغل در این بازار شامل هیچ گونه خدمات اجتماعی نیستند. این جمعیت فقیر از سوی دولت قابل شناسایی نیز نیستند لذا در هیچ یک از گروههای مشمول پرداخت های نقدی دولت اعم از سهام عدالت و... قرار نمی گیرند.
استناد به نتایج آمارگیری از هزینه و درآمد خانوارهای شهری و روستایی در سال 87 نشان میدهد متوسط کل هزینه خالص سالانه یک خانوار شهری 94 میلیون و 421 هزار ریال بوده که نسبت به رقم مشابه در سال قبل 9/15 درصد افزایش نشان میدهد. این در حالی است که متوسط درآمد اظهار شده سالانه یک خانوار شهری 88 میلیون و 219 هزار ریال بوده که نسبت به سال قبل 1/13 درصد افزایش داشته است.
به گزارش مرکز آمار ایران، در حالی که متوسط کل هزینه خالص ماهانه یک خانوار شهری در سال گذشته بیش از 785 هزار تومان بوده، متوسط درآمد ماهانه اظهار شده یک خانوار شهری حدود 735 هزار تومان است یعنی هزینه یک خانوار شهری ماهانه 50 هزار تومان بیش از درآمدش بوده است. متوسط کل هزینه خالص سالانه یک خانوار شهری با 9/15 درصد رشد نسبت به سال 86 به 9 میلیون و 421 هزار تومان در سال گذشته رسیده است. و این اتفاق در حالی پیش آمده است كه شورای عالی کار حداقل دستمزد کارگران برای سال 88 را با 20 درصد افزایش نسبت به سال 87 معادل دو میلیون و 635 هزار و 200 ریال تعیین کرده است. و افزایشی متناسب با افزایش هزینههای خانوار در دستمزد كارگران ایجاد نشده است.
از طرف دیگر افزایش حقوق كارمندان نیز زیر عدد تورم سالیانه یعنی 4/25 درصد بوده است، لذا در سال جاری قدرت خرید هفت دهك آخر جامعه ایرانی باز هم با كاهش روبرو خواهد بود.
بر مبنای گزارش مركز آمار ایران از کل هزینه سالانه خانوار شهری 21 میلیون و 360 هزار ریال با سهم 22.7 درصد مربوط به هزینههای خوراکی و دخانی و 72 میلیون و 854 هزار ریال هزار ریال با سهم 3/77 درصد مربوط به هزینههای غیرخوراکی بوده است. در بین هزینههای خوراکی و دخانی، بیشترین سهم با 1/24درصد مربوط به هزینه گوشت و در بین هزینه های غیر خوراکی بیشترین سهم با 43.0 درصد مربوط به مسکن بوده است. متوسط درآمد اظهار شده سالانه یک خانوار شهری 88 میلیون و 219 هزار ریال بوده است که نسبت به سال قبل، 1/13 درصد افزایش یافته است. منابع تامین درآمد خانوارهای شهری نشان می دهد که 2/34 درصد درآمد از مشاغل مزد و حقوق بگیری، 3/21 درصد از مشاغل آزاد کشاورزی و غیر کشاورزی و 5/44 درصد از محل درآمدهای متفرقه خانوار تامین شده است.
گزارش مرکز آمار ایران می افزاید: متوسط کل هزینه خالص سالانه یک خانوار روستایی 53 میلیون و 995 هزار ریال بوده است که نسبت به سال قبل 5/10 درصد افزایش نشان می دهد. از کل هزینه سالانه خانوار روستایی 20 میلیون و 854 هزار ریال (38.6 درصد) مربوط به هزینه های خوراکی و دخانی و 33 میلیون و 141 هزار ریال (4/61 درصد) مربوط به هزینه های غیرخوراکی بوده است. در بین هزینه های خوراکی و دخانی، بیشترین سهم با 1/24 درصد مربوط به هزینه آرد، رشته، نان و غلات و در بین هزینه های غیر خوراکی، بیشترین سهم با 27.0 درصد مربوط به مسکن بوده است.
همچنین متوسط درآمد اظهار شده سالانه یک خانوار روستایی 48 میلیون و 424 هزار ریال بوده است که نسبت به سال قبل 8/2 درصد، افزایش داشته است. از این مقدار 4/33 درصد از مشاغل مزد و حقوق بگیری، 6/37 درصد از مشاغل آزاد کشاورزی و غیر کشاورزی و 29 درصد از محل درآمدهای متفرقه خانوار تامین شده است.
طرح آمارگیری هزینه و درآمد خانوار با قدمتی نزدیک به 50 سال از مهمترین طرح های آماری مرکز آمار ایران است.


نظرات (۲)
عجب پستی بود محمدرضا!! مدینه گفتی و کردی کبابم. اتفاقا به نظر من آمار و ارقام که ارائه دادهای خیلی مطلب را ملموستر کرده.
این جور که من میبینم نسبت هزینههای خانوار بیشتر از درآمدشان شده و فکر کنم که جمعیت فقیری که به طور غیر رسمی در ایران شاغل هستند در آمار هم گنجانده نشوند. (درست فکر میکنم آیا؟!).
آن فاصله 300 درصدی بین درآمد و خط فقر بدجوری به من دهن کجی میکرد که جمله بعدیش تیرخلاصیام شد. درست است خیلیها هم زیر حقوق مصوب وزارت کار حقوق میگیرند و خیلی از اینها نان آور یک خانواده.
راستی کاش میشد هزینههای بی خود و بی جهت به حداقل برسند. داشتم فکر میکردم این فقط با پایین آمدن سطح توقع انسان از زندگی و تغییر نوع نگرشش امکانپذیر است که البته در شعار آسان و درعمل نیازمند کوشش فراوان است.
موفق باشی (میدانم که هستی اما موفقتر)
ارسال شده توسط زن آن سوی آیینه | ۱۶ مهر ۱۳۸۸ ۴:۲۱ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ مهر ۱۳۸۸ ۰۴:۲۱
خوندم خوبه مثل همیشه
(عشق و اسپینوزا )
چه تنگ مرا در آغوش کشید
وچقدر
سردومبهم!
اما
چه زود عادت کرد
-
-
صندلی خالی پارک
(محمد)
ارسال شده توسط محمد | ۵ آذر ۱۳۸۸ ۱۰:۴۲ بֽظֽ
ارسال شده در ۵ آذر ۱۳۸۸ ۲۲:۴۲