سفری به بابایادگار، زیارتگاه اهل حق. چقدر خاطره دارم از تمام این فضا و چقدر غم در دلم فوران میکند به خاطر استادی که برای من معنی کامل حقیقت بود و امروز دیگر در میان ما نیست.
با چند نفر از بچههای نشریه و دوستان فرزانه رفتیم اردو. بابایادگار جدای از اینکه زیارتگاهی برای مردم اهل حق است، دارای طبیعتی زیبا، بکر و دلنشین است؛ به جز همهی اینها برای من یادآور خاطراتی است از استادی که چشم مرا به خیلی از حقایق گشود.
این روزها مدام احساس میکنم به وجودش چقدر احتیاج دارم. اما او چند سالی است راهی دیار باقی شده و آموزههای و یک تسبیح را برای من به یادگار گذاشته است.
طبیعت و فضای معنوی که به کوه و منطقه بابایادگار حاکم است و احترامی که مردم اینجا به عناصر اصلی طبیعت، نظیر آب، درخت و خاک میگذارند، فضای خاصی را حاکم میکند که حتی برای استاد و من هم که به صرف شیعه بودن اعتقاداتی متفاوت از مردم منطقه داشتیم، مکان خوبی بود برای پی بردن به حقایقی که در جهان هستی وجود داشت.
یکی از نکات جالب در این زیارتگاه شیوه پخش کردن نذر است.
اینجا دو نوع نذری پخش میشود، یکی شکلات، نقل و بادامی است که مردم به سید میدهند تا دعا داده و بین حاضران پخش کند و دیگری نوعی غذاست به نام «شوربا» و «نواله». این نذر از قربانی گوسفند نر یا خروس درست میشود، به شکلی که پس از ذبح تمام بخشهای حلال و قابل خوردن قربانی را با هم میپزند، بعد استخوانهای آنرا جدا کرده و میکوبند. به آب آن شوربا و گوشتی را که در نان پیچیده و تقسیم میکنند نواله گفته میشود.
همهی این نذرها توسط دو سید دعا داده و تقسیم میشود؛ چیزی هم که من از دعاهای آنها فهمیدم درخواست برکت از حضرت حق است.
ذکر مهم اهل حق این است: «هو، اول و آخر یار»
اردو و سفر خوبی بود، و من امیدوارم این سفر آغازی باشد برای هجرت بزرگ من.


نظرات (۱)
سلام.من ازمردم منطقه کرند(بابایادگار)هستم.ازاینکه ازمنطقه ماخاطره خوبی داریدخوشحالم.بازهم تشریف بیارید.
ارسال شده توسط مارال | ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ ۴:۴۹ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ ۱۶:۴۹