« صلح و اوباما | صفحه اصلی | تدریس در کارگاه منطقه‌ای »

دروازه ورود فرهنگ بیگانه

مردم هر سرزمین برای آنکه پیوند خود با کشور و مردم جامعه را حفظ کنند، به موارد مشترکی احتیاج دارند که فارغ از دین، مذهب، قومیت و غیره آنها را به عنوان یک ملت به هم پیوند دهد. مهم‌ترین عامل انسجام یک ملت، تاریخ مشترکی است که آنها با هم تجربه کرده‌اند؛ داستان‌های تاریخی و اسطوره‌های میهنی نیز جز جدانشدنی این تاریخ خواهند بود.

اما زمانی که تاریخ یک مملکت دچار تحریف و حذف می‌شود و حتی اسطوره‌ها کارکرد خود را از دست می‌دهند نمی‌توان انتظار داشت که یک ملت همچنان منسجم بمانند. گذشته از این اگر در کنار ورود فرهنگ‌ها، اسطوره‌ها و تاریخ سایر ملل به یک کشور، آن ملت نتواند فرهنگ، اسطوره و تاریخ خود را به درستی بشناسد دچار تغییراتی می‌شود که به آن تهاجم فرهنگی می‌گویند.
یکی از مهم‌ترین دوران‌های تهاجم فرهنگی ایران، سده چهارم هجری بود، از یک سو ورود اسلام به ایران بسیاری از اسطوره‌های و داستان‌های تاریخی را دست‌خوش تغییر و ناپایداری کرده بود، و از سوی دیگر استیلای نظامی فرهنگ‌های غیر ایرانی نیز سبب کم‌رنگ شدن بیشتر فرهنگ ایرانی شده بود. اما در این میان فردوسی با پی افکندن کاخی به بزرگی شاهنامه توانست ملت ایران را بار دیگر متحد کند.
اما امروز، در عصری که هر کشوری سعی می‌کند با وسایل مختلف تبلیغی فرهگ خود را به دنیا بقبولاند، ما نشسته‌ایم به حذف تاریخ خود از ذهن نسل آینده و در حالی که فرهنگ‌های رقیب دنبال روزنه‌ای برای نفوذ می‌گردند، دروازه‌ها را برای ورود آنها باز کرده‌ایم و رسانه‌ی ملی ما بدون مزد و منت شده است بوق تبلیغاتی آنها.
در اثبات این مدعا کافی است دو کلمه «رستم» و «جومونگ» را به صورت فارسی در سایت «گوگل» جستجو کنیم؛ صفحات مرتبت با رستم 758 هزار مورد است و صفحات مرتبط با جومونگ 2 میلیون و 30 هزار مورد.
برای یک مقایسه‌ی دیگر، هر دو کلمه را در سایت ویکی‌پدیا [دانش‌نامه آزاد، که هرکس می‌تواند آنرا ویرایش کند] پیدا کنیم. وقتی در زبان فارسی جستجو می‌کنیم? نزدیک به 18 خط درباره رستم نوشته و بیش از 50 خط درخصوص جومونگ. تبار شناسی جومونگ و فرزندان و تاریخ کره به صورت خلاصه در این صفحه وجود دارد در حالی که حتی بخش‌های مهم کارهای رستم در شاهنامه به صورت کامل ذکر نشده است.
جالب‌تر آنکه در حالی که ویکی‌پدیای فارسی باید منبعی برای بخش انگلیسی آن باشد، در خصوص رستم، بخش انگلیسی کامل‌تر است.
زمانی که کودکان و نوجوانان ایران زمین به جای شناختن فرهنگ ایرانی و سرداران بزرگی چون رستم، اسفندیار، زال، سام، سهراب، سیاووش، گردآفرید، گیو، گودرز و غیره، نام‌هایی غریب چون جومونگ، سوسانو، اویی، یوری، گوموآ، هموسو و غیره را در ذهن خود به عنوان اسطوره می‌پروراند، چگونه می‌توان انتظار داشت با این آب و خاک احساس نزدیکی کنند؟!
البته گاه رسانه‌ی ملی بدون توجه به آنچه که پخش می‌شود، سراله‌هایی را نمایش می‌دهد که کاملاً ضد ایرانی است، چند سال پیش سرال «افسانه‌ی عقاب‌ها» از سیما پخش می‌شد که سیر قدرت گرفتن و در ستایش تموچین بود. متاسفانه انگار مسئول محترم پخش، ناظر و هزار پست عجیب و غریبی که در سیما بر پخش برنامه‌ها نظارت می‌کنند، هیچ‌کدام آنقدر سواد نداشتند که بدانند تموچین همان چنگیز خان مغول است که در حقیقت یکی از دشمنان ایران محسوب می‌شود.
یا در همین سرالی جومونگ که به پرطرفدارترین بخش سیما تبدیل شده بود، کشور چین را در جنگ با وحشی‌های جنوب غربی می‌دانست، در حالی که در آن زمان جنوب غربی چین، جایی نبود مگر مرز پر گهر ایران!!!
البته در کشوری که مردم آن نه تاریخ خود را به درستی می‌دانند و نه با اسطوره‌های خود آشنایند، تعداد کسانی که این موضوع را دریابند زیاد نیست.
کافی است سری به ثبت احوال زد، در ایران چند نفر با نام چنگیز یا اسکندر وجود دارند، این دو اسم در تاریخ ایران چه جایگاهی دارند؟!
مدام نشسته و از تهاجم فرهنگی می‌نالیم، اما مثل بسیاری از کارهای دیگر فقط ناله می‌کنیم و دست بر پشت دست می‌کوبیم، غافل از اینکه ما خود دروازه‌های ورود فرهنگ بیگانه را گشوده‌ایم.

یادداشت سردبیر شماره ۱۶۴ هفته‌نامه نقدحال

mohr.gif



نظرات (۱۲)

دروازه های ورود فرهنگ بیگانه به روی ملتی باز می‌شود که با خود و پیشینه خود بیگانه شده‌اند. و این نالیدن نیست و خوب است که گاهی یادآوری شود...

سلام
ممنون از نظر سبزت
اجازه لینک هست؟
ما بیشماریم
یا حق

گیلدا:

سلام محمدرضاجان
فکر کنم جرء معدود کسانی باشم که سریال جومونگ ندیدم ولی اینفدر در هر محفلی و جمعی ازش شنیدم که به این فکر افتادم که جرا مردم ما اینگونه پی افسانه هستند تازه نه واقعیت ... شاید یک دلیلش فقر فرهنگی ماست و دلیل دیگرش دولته که سعی می‌کنه همه ی تاریخ گذشته از بین ببره مردم عادی فرصت شاهنامه خوندن رو ندارن یا حتی سوادشو ندارن به قدری غرق در مشکلات هستند که ممکنه این جومونگ رو به سریال‌های پر از غم و غصه و گریه دار ایرانی ترجیح بدن و این غم انگیزه که ما هر روز بیشتر از فردوسی و مولانا و سعدی فاصله می‌گیریم بدون اینکه بدونیم به کجا می‌ریم ؟؟؟
مطلب بسیار خوبی و ارزنده‌ای نوشته بودی دوستم...
پیروز و سرافراز باشی

سلام عطاجان خوبی؟
مارو نمیبینی خوش می‌گذره؟

به نظرم توی تاریخ نسبتاً درخشان چین باستان، کره‌ای‌ها تنها یه قوم کوچک و وحشی بودن که گاهی به شهرهای چینی دستبرد می‌زدن...
اما ببین این کره‌ای ها توی سریالاشون از خودشون چی می‌سازن!!!
درست برعکس‌ما که دچار "خودکنی حاد"تاریخی و فرهنگی شدیم!!!
*...به امید مرگ ارزش‌های بی ارزش...*

سلام رفيق يه سر به من بزن
وب خوبي داري دوست قديمي

وقتي اعتقاداتمان ارثي ست چه انتظاري داريد فرهنگمان حفظ شود؟

نه تنها برای زنده نگه داشتن اسطوره‌ی ایرانی تلاشی نمی‌کنند، بلکه سعی دارن نابودش هم کنن و اگر هم فیلم و سریالی بسازند همه چیزهای خوب و اتفاقات خوب مرتبط به ایرانیان رو به دین اعراب نسبت می‌دن.

سلام آقای عطائی

از ملبورن استرالیا به تو درود می‌فرستم به چند دلیل:
اول اینکه نهاوندی هستی مثل و من و دغدغه نهاوند داری
دوم اینکه به نهاوندی بودنت افتخار می‌کنی همچو من
سوم اینکه نام نت هشتم بر روی سایت وزینت گذاشته‌ای مثل موسسه آموزش عالی آزاد نهاوند که به نهاوندی بودن خود افتخار می‌کنیم.

چهارم اینکه لینک‌های دانشکده‌های فیزیک رو در بخش لینک‌های سایت مشاهده کردم و از آنجائی که من هم در در شرف فارغ التحصیلی دکترای فیزیک اتمی در گرایش نانوتکنولوژی هستم بسیار از این بایت خوشحال شدم.

و آخر اینکه از آشنائی با یک نهاوندی اهل فکر و قلم بسیار بیشتر خوشحال شدم و امیدوارم که بتوانم در کنار دوستداران نهاوند و برای نهاوند هرچند کم اما فعالیت یا حمایتی که مورد نیاز باشد انجام دهم.

با احترام

علی معافی

سميرا:

ويژه نامه به تاريخ پيوست محمد جان؟

ذائقه‌ی مخاطب عام تا بوده همین بوده که بوده! چه می‌شود کرد؟

گیلدا:

سلام محمدرضاجان
چطوری ؟؟ امیدوارم خوب باشی ... یه شعر جدید به اسم وای باران گذاشتم اگر فرصت کردی بخونش و نظرتو برام بنویس (شعر مال خودمه)
به قول خودت موفق باشی و عاشق

سلام لره خوبي. دلم برات تنگ شده ببينيمت رفيق.

ارسال نظر

(اجازه بدهيد نظر شما را قبل از ديگران خودم بخوانم، از صبر شما متشكرم.)

درباره

نت‌هشتم گفتنی‌هایی است که احتمالا بسیاری آنرا می‌دانند، ولی شهامت ابراز آنرا حتی برای خودشان هم ندارند.

ارسال قبلی این وبلاگ صلح و اوباما بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ تدریس در کارگاه منطقه‌ای است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.


صفحه اصلی سایت
پیوندها
مووبیل تایپ
گزارشگران بدون مرز
فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران
انجمن صنفی روزنامه‌نگاران
انجمن فيزيك ایران
مجله علم(science)
سایت جهانی فیزیک
مجله جهان فیزیک
جوایز نوبل فیزیک
دپارتمان فیزیک امپریال کالج لندن
دپارتمان فیزیک کالج سلطنتی
دپارتمان فیزیک دانشگاه کمبریج
دپارتمان فیزیک دانشگاه آکسفورد
دپارتمان فیزیک دانشگاه لندن
دپارتمان فیزیک دانشگاه شیکاگو
دپارتمان فیزیک دانشگاه هاروارد
دپارتمان فیزیک دانشگاه پرینستون
دپارتمان فیزیک دانشگاه ماساچوست
دپارتمان فیزیک دانشگاه واشینگتون
كانون پژوهشگران فلسفه و حكمت
كانون وکلای دادگستری
کانون نویسندگان ایران
مسعود بهنود
سید ابراهیم نبوی
سید ابراهیم نبوی (وبلاگ)
نیک آهنگ کوثر
شیرین عبادی
عمادالدین باقی
مسیح علی‌نژاد
سید مصطفی تاج زاده
عباس عبدی
عباس معروفی
عطاالله مهاجرانی و جمیله کدیور
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
احمد شاملو
هوشنگ گلشیری
دکتر احمد فردید
دکتر علی شریعتی
عبدالکریم سروش
محسن کدیور
دکتر امید مسعودی
دکتر احمد توکلی
امیر بابایی
روح الله باقرآبادی
افشین شورجه
سجاد سليماني
سمیرا قیاسی
عادل سلیمانی
مهرداد حمزه
روح انگیز دولتشاهی
حنیف مزروعی
سهیل (بند۲۰۹)
علی (همین جا روی زمین)
تورج (مشق های من)
امید توسلی (دریغا انسان...)
میرا
بابک
شیرین ناز (پابرهنه در بهشت)
دیدگاه‌نو
علی یگانه
سجاد جلیلیان
مهدی مرادی
یوسف سیفی
پارسا فرزین
ابوذر آذران
محمد علیجانی (اسیر)
کابوک (عاطفه‌انوارفرد)
آرش روزبه
سجاد نیکنام
میثم کریم‌پور
سولماز شریفی
احسان سلگی
کامیار فلامرزی
احسان ولی‌زاده
پدرام علیزاده(فردا)
من بدون سانسور
شینا (تنها ماو می‌داند و رود...)
کامران مهاجر
سرگشتگی‌ها
مقداد نوروزی (سرگردون)
حمید حقیقی
بني‌اشراف
تریبون نهاوند
لیلا دائمی (ازبه)
غلامرضا نوری‌علاء
فضول نهاوندی
ثریا صفری
دانشجویان پیام‌نور نهاوند
سپید
شکوه
سپیده
محمدرضا علی‌حسینی
گیلدا