یادداشت شماره ۱۶۷ نقدحال در خصوص ۱۳ آبان امسال نوشته شده است.
ایران همیشه کشور عجیب و غریبی است؛ پر از اتفاقاتی که اصلاً با عقل جور درنمیآید، از یک طرف اقدامی به عنوان یک روز ملی از سوی دولت و دستگاه حکومت مورد بزرگداشت قرار گرفته و اثرات متبادر از آن «انقلاب دوم» نامیده میشود؛ از سوی دیگر اصلیترین مجریان آن اتفاق یا متهم به قصد براندازی انقلاب هستند و یا با حکم دادگاههای همان انقلاب در بازداشت یا زندان به سر میبرند.
13 آبان امسال گرچه در موارد متعددی همان سالروز تسخیر سفارت امریکایی بود که هر سال برگزار میشد، اما از سوی دیگر در حالی بزرگداشته شد که میردامادی و امینزاده هر دو در زندان به سر میبرند و بقیه افراد گروه چندین نفری تسخیرکنندگان سفارت هم محکوم به اینند که در زمان اصلاحات قصد براندازی نرم و نابودی انقلاب را داشتهاند.
این تمام ماجرا نیست در سوی دیگر، اولین و مهمترین مخالف انجام «انقلاب دوم» امروز به عنوان بالاترین مقام اجرایی کشور در فکر صدور بیانیه منطقی و اجرای مراسم بزرگداشت به بهترین صورت است.
به دید دقیقتر، کسانیکه آن روز سفارت امریکا را اشغال کردند، امروز مزدور امریکا خوانده شده و متهم میشوند که با همراهی امریکا قصد انجام انقلاب مخملی داشتند و از سوی دیگر کسی که میخواست پیش از سفارت امریکا، کنسولگری ابرقدرت شرق را اشغال کند، امروز چنان دچار تغییر شده که مردم در مخالفت با سیاستهای او شعار »مرگ بر روسیه« سر میدادند.
همهی این اتفاقات با هم سبب میشود، ما کشوری باشیم در حال گذار؛ که در آن میان نه تنها مردم بلکه سیاستمداران و دولتیان ما هم به هیچ شناخت درستی از وضعیت آینده دست نیافتهاند.
اين عدم شناخت سبب میشود، گاه اتفاقاتی در سطح مديريتی در كشور بروز كند كه لطمات جبران ناپذيری را به بدنه اجرايی، اقتصادی و گاه اجتماعی جامعه وارد كند؛ در اين شرايط نمیتوان انتظار داشت كه چرخ جامعه بر مدار درستی بچرخد.


نظرات (۹)
سلام
فکر کردم هنوز در حال تدریس هستی !!!:))
شوخی کردم ... سیاست دنیای غریبی داره محمد رضا جان. کسی که امروز دوسته بر اساس سیاست اگر مخالفت کنه میشه دشمنت البته سیاست همه جا همینه حتی در دنیای دمکراسی و آزادی بیان چه برسه به سیاست استبدادی و مدیریت سنتی و قدیمی ما...
ممنون از مطلب خوبت مثل همیشه عالی بود
ارسال شده توسط گیلدا | ۱۹ آبان ۱۳۸۸ ۱:۳۰ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۹ آبان ۱۳۸۸ ۰۱:۳۰
سياستمداراي ما هيچ وقت نخواستن و نتونستن كه شرايطي رو بوجود بيارن كه ما خودمون باشيم و اسمش رو هم ميشه گذاشت تنبلي!!
تا بوده از نفت بعنوان يه نجات دهنده استفاده كرديم و اينجوريه كه عقب مونديم! يه روز ميگيم مرگ بر آمريكا يه روز ديگه ميگيم مرگ بر روسيه! وابستگي تا كي؟ اي كاش اين نفت،اين مانع بزرگ پيشرفت رو نداشتيم.
ارسال شده توسط حميد حقيقي | ۱۹ آبان ۱۳۸۸ ۶:۴۹ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۹ آبان ۱۳۸۸ ۱۸:۴۹
سلام آقای عطایی
جالب بود
متاسفانه چیزی که در کشور ما وجود ندارد یکرنگی، راستگویی و شرم و حیاست!
شاید دستی از غیب برون آید و کاری بکند!
موفق باشید و مانا
ارسال شده توسط دانشجویان پیام نور نهاوند | ۲۱ آبان ۱۳۸۸ ۱:۵۲ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۱ آبان ۱۳۸۸ ۰۱:۵۲
كجايي بابا حالي نميپرسي ....دل تنگ است
ارسال شده توسط سميرا | ۲۱ آبان ۱۳۸۸ ۱۰:۰۶ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۱ آبان ۱۳۸۸ ۲۲:۰۶
متن جالب و قابل تاملی بود
یک انتقاد کوچک!
صفحهی اصلی شما به دلیل انتخاب رنگ فونت خوانایی خوبی ندارد، اگر پیگیری کنید از هر چه که هست هم بهتر میشود:)
با سپاس
ارسال شده توسط آذر اکبرزاده | ۲۳ آبان ۱۳۸۸ ۸:۴۵ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۳ آبان ۱۳۸۸ ۲۰:۴۵
چقدر دیر میآپید؟
ارسال شده توسط حمید | ۲۶ آبان ۱۳۸۸ ۳:۴۰ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۶ آبان ۱۳۸۸ ۱۵:۴۰
سلام ممنون كه سر زدين هميشه موفق... هميشه پيروز
ارسال شده توسط به همين سادگي | ۴ آذر ۱۳۸۸ ۸:۱۷ قֽظֽ
ارسال شده در ۴ آذر ۱۳۸۸ ۰۸:۱۷
سلام محمد رضا جان
با یه شعر جدید منتظر نظرات خوبت هستم وفت کردی یه سر به من بزن...
شاد باشی
ارسال شده توسط gilda | ۴ آذر ۱۳۸۸ ۲:۴۰ بֽظֽ
ارسال شده در ۴ آذر ۱۳۸۸ ۱۴:۴۰
man ba hamy vjod be to aftcher mikonm
ارسال شده توسط noori | ۴ آذر ۱۳۸۸ ۸:۴۶ بֽظֽ
ارسال شده در ۴ آذر ۱۳۸۸ ۲۰:۴۶