« کناره‌گیری امام جمعه قم | صفحه اصلی | نگاه عشق »

حکایت همیشگی تولیدات فرهنگی

شماره ۱۷۰ نقدحال به بررسی سریال دلنوازان و دلیل استقبال و ساخت چنین برنامه‌هایی پرداخته است. در یادداشت سردبیر من هم نگاهی آسیب‌شناسانه به مقوله تولیدات محصولات عامه‌پسند فرهنگی پرداختم.
تیتر مطلب را گذاشتم: «حکایت همیشگی تولیدات فرهنگی»

170.jpg


باز هم یک سریال دیگر عنوان پر بیننده‌ترین برنامه را به خود اختصاص داد. سریالی که به ادعای بیشتر مخاطبان آن موضوعی تکراری، کلیشه‌ای از مد افتاده و حتی بر خلاف نظر عامه مردم داشت.
سریالی با شخصیت‌هایی مطلق، محتوی غیر ملموس، داستانی به چندان قوی و چندین مشکل دیگر.
با همه‌ی این صحبت‌ها سریال دلنوازان در زمان پخش خود از پربیننده‌ترین بخش‌های صدا و سیمایی بود که در حقیقت می‌توان گفت نه تنها بزرگ‌ترین رسانه بلکه در مواردی تنها رسانه ایران محسوب می‌شود.
اما جریان اقبال مخاطب در عین انتقادات فراوان به این سریال برمی‌گردد به شیوه رفتار دوگانه‌ی ما.
جدا از مبحث این سریال وقتی به شیوه برخورد مردم با دیگر موضوعات رسانه‌ای نگاه می‌کنیم، به موارد بسیاری از این دست برمی‌خوریم به عنوان مثال: قشر روزنامه‌خوان هر جامعه به طور طبیعی از افراد نخبه و متوسط به بالا جامعه تشکیل می‌شود. حالا در یک آمارگیری سر انگشتی مشاهده می‌شود که فروش نشریات عامه‌پسند و در اصطلاح زرد یا جنجالی چیزی حدود چند ده برابر نشریات عادی است و در مقابل فروش نشریات روشنفکری مربوط به قشر نخبه جامعه چند ده برابر کمتر از نشریات عادی است. تازه همین نشریات عادی هم فروش و تیراژ قابل توجهی ندارند. این موضوع را در خاطر داشته باشید.
وقتی خریداران نشریات را مورد پرسش قرار می‌دهی که چه نوع نشریه‌ای را برای خواندن ترجیح می‌دهید؟ با جواب‌هایی روبه‌رو می‌شوی که احساس می‌کنی نیاز جامعه یک جنبش روشنفکری در رسانه‌هاست و مردم جای خالی یک نشریه حرفه‌ای را به درستی احساس کرده‌اند. گذشته از این سیل انتقادات از نشریات موجود، فضای غیر روشنفکری نشریات، فضای غیر حرفه‌ای، پرداختن بیشتر به آگهی‌ها، عدم شناخت نیازهای روز مخاطب و هزار انتقاد درست دیگر در صحبت‌های این خریداران روزنامه جاری می‌شود. در چنین شرایطی آدم با خودش فکر می‌کند چه فضای مناسبی برای انتشار نشریه وجود دارد، مخاطبی آگاه، روشنفکر و طالب یک جنبش روشنگرانه‌ی رسانه‌ای [چه بسا بسیاری از صاحب‌امتیازان به همین دلخوشی دست در انتشار یک نشریه جدید شده‌اند]؛ این موضوع را هم در خاطر داشته باشید.
در عمل وقتی کنار دکه روزنامه‌فروشی می‌ایستی و به صورت یک ناظر بی‌طرف دقت می‌کنی، موضوعات تازه‌ای دستگیرت می‌شود. غالب مخاطبان نشریات متمایل به روشنفکری و حرفه‌ای، معمولاً سراغ نشریه‌ مورد علاقه‌ی خود را با این لحن می‌گیرند: «اومد؟» اما در مقابل خوانندگان نشریات عامه نشریه خود را درست و کامل با نام دقیق مورد سئوال قرار می‌دهند. این نمایانگر اهمیتی است که مخاطبان به مطبوعه‌ای می‌دهند که قصد دارند مطالعه کنند. این موضوع را نیز در خاطر داشته باشید.
وقتی سه موضوع فوق را در کنار هم می‌گذاریم به یک تحلیل می‌توان دست یافت، مردم نشریه روشنفکری را دوست دارند منتشر شود، اما نه اینکه آنرا بخرند و بخوانند، بلکه می‌خواهند نشریه منتشر شود تا همین جماعت روی دکه آنرا نگاه کنند و بعد از فضای رسانه‌ای جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند احساس رضایت کنند و بعد هم بروند و نشریه عامه‌پسند مورد نظر خود را بخرند و ... .
حالا همین فضا در مورد تمام تولیدات فرهنگی کشور برقرار و با قدرت بردوام است؛ از فیلم، کتاب، داستان، نمایش و هزار مقوله دیگر گرفته تا همین تولیدات صدا و سیمای خودمان.
مردم دوست دارند، برنامه‌ای اجتماعی در صدا و سیما پخش شود و مشکلات روز جامعه را بروز دهد، اما لزومی ندارد آنها این برنامه را ببینند، چون یک نفر بالاخره نگاه می‌کند و اگر موضوع جالبی داشت برای اینها تعریف.
البته گاه این شیوه نگاه کردن، مشکل دیگری را نیز به وجود می‌آورد، به عنوان مثال عده‌ای برای آنکه در جمع ژست روشنفکری و نخبه بودن را دربیاورند، گاه تا چند ده هزار تومان خرج خرید کتابی می‌کنند که شاید هرگز آنرا نخوانند و اگر هم بخوانند نفهمند و در این بین خواننده اصلی را از خواندن این چنین کتابی محروم می‌کنند. طرف می‌آید یک کتاب سنگین فلسفی-علمی را می‌خرد در عین حالی که تنها مطالعاتی که داشته به داستان‌های بازاری سطح پائین محدود شده است. البته این موضوع در جایی خوب هم هست، فروش یک کتاب تنها به دلیل ژست روشنفکری گرفتن حضرات، بالا رفته و به تبع از این طریق سودی عاید کتاب‌فروش، ناشر و گاه نویسنده می‌شود.
موضوع دیگری که بیشتر از هر چیزی فضای کارهای فرهنگی و تولیدات این حوزه را تحت تاثیر قرار داده است، نام زدگی جماعت فرهنگی ماست. به جای آنکه مفهوم یک کار یا اثر فرهنگی را بررسی کرده و بعد در باره‌ی آن قضاوت کنند، ابتدا تحت تاثیر نام صاحب اثر قرار می‌گیرند و بعد شاید یک کار ضعیف از یک نام بزرگ به ناگاه گل کرده و سر و صدایی به راه بیندازد و یک کار قوی از یک نام نه چندان بزرگ مدت‌ها خاک بخورد.
حالا اگر به همان مقوله سریال دلنوازان برگردیم، معلوم می‌شود صدا و سیمای ما با در نظر داشتن مواردی از جمله سلیقه‌ی عامه‌پسند مخاطب، هر از چند گاهی اقدام به ساخت برنامه‌هایی کلیشه‌ای از این دست می‌کند، که گرچه با انتقادات زیادی همراه است اما به تبع مخاطب آور است و در نتیجه آگهی‌‌ها آور و حتی بالابرنده مبلغ پخش آگهی‌ها در فواصل نزدیک یا مرتبط با این برنامه.
اما انتقادی که به صدا و سیما وارد می‌شود، آن است که به عنوان رسانه‌ای ملی که بخش‌های زیادی از هزینه‌های آن از طریق بیت‌المال تامین می‌شود، لازم است به موضوعاتی از این دست بیشتر دقت شود.

mohr.gif



نظرات (۳)

گیلدا:

محمد رضای عزیز این بحث فرهنگی به سیستم سانسورینگ ما خیلی مرتبط شده به دلیل این شرایط که همیشه وجود داشته در مورد خیلی از مسائل جامعه و با حتی واقعیت‌هایی که ما روزانه آنها رو لمس می‌کنیم نمی‌شه نوشت نمی‌شه فیلم ساخت ما دچار یک سری باورهای سنتی هستیم ولی وقتی دریچه‌های ورودی مثل تلویزیون سینما و مطبوعات بسته است چه جوری می‌تونیم انتظار داشته باشیم که به سوی روشنفکری پیش بریم فکر می‌کنم یه دلیل کلیشه‌ای شدن فیلمها سریال‌ها و مطبوعات هم اینه ....
موفق باشی

اينم از بدبختي بيش از حده كه هر شب انتظار بكشيم تا فيلم هندي دلنوازان و ..رو ببنييم...كجايي خبري ازت نيست؟

سلام.خوبي؟خوشم مي‌آد كه هميشه نظراتمون بهم نزديك بود...خوب بايد هم باشه، بهر حال يه مدتي همكار بوديم و دوست بوديم ديگه....آخ كه من چقدر دارم حرص مي‌خورم از دست اين كليشه‌هاي تكراري و اين‌همه منيّتي كه اين روزها راه افتاده..سكته‌رو نزنم هنر كردم..احوالي بگير از ما گلگي عمو...قربانت

ارسال نظر

(اجازه بدهيد نظر شما را قبل از ديگران خودم بخوانم، از صبر شما متشكرم.)

درباره

نت‌هشتم گفتنی‌هایی است که احتمالا بسیاری آنرا می‌دانند، ولی شهامت ابراز آنرا حتی برای خودشان هم ندارند.

ارسال قبلی این وبلاگ کناره‌گیری امام جمعه قم بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ نگاه عشق است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.


صفحه اصلی سایت
پیوندها
مووبیل تایپ
گزارشگران بدون مرز
فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران
انجمن صنفی روزنامه‌نگاران
انجمن فيزيك ایران
مجله علم(science)
سایت جهانی فیزیک
مجله جهان فیزیک
جوایز نوبل فیزیک
دپارتمان فیزیک امپریال کالج لندن
دپارتمان فیزیک کالج سلطنتی
دپارتمان فیزیک دانشگاه کمبریج
دپارتمان فیزیک دانشگاه آکسفورد
دپارتمان فیزیک دانشگاه لندن
دپارتمان فیزیک دانشگاه شیکاگو
دپارتمان فیزیک دانشگاه هاروارد
دپارتمان فیزیک دانشگاه پرینستون
دپارتمان فیزیک دانشگاه ماساچوست
دپارتمان فیزیک دانشگاه واشینگتون
كانون پژوهشگران فلسفه و حكمت
كانون وکلای دادگستری
کانون نویسندگان ایران
مسعود بهنود
سید ابراهیم نبوی
سید ابراهیم نبوی (وبلاگ)
نیک آهنگ کوثر
شیرین عبادی
عمادالدین باقی
مسیح علی‌نژاد
سید مصطفی تاج زاده
عباس عبدی
عباس معروفی
عطاالله مهاجرانی و جمیله کدیور
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
احمد شاملو
هوشنگ گلشیری
دکتر احمد فردید
دکتر علی شریعتی
عبدالکریم سروش
محسن کدیور
دکتر امید مسعودی
دکتر احمد توکلی
امیر بابایی
روح الله باقرآبادی
افشین شورجه
سجاد سليماني
سمیرا قیاسی
عادل سلیمانی
مهرداد حمزه
روح انگیز دولتشاهی
حنیف مزروعی
سهیل (بند۲۰۹)
علی (همین جا روی زمین)
تورج (مشق های من)
امید توسلی (دریغا انسان...)
میرا
بابک
شیرین ناز (پابرهنه در بهشت)
دیدگاه‌نو
علی یگانه
سجاد جلیلیان
مهدی مرادی
یوسف سیفی
پارسا فرزین
ابوذر آذران
محمد علیجانی (اسیر)
کابوک (عاطفه‌انوارفرد)
آرش روزبه
سجاد نیکنام
میثم کریم‌پور
سولماز شریفی
احسان سلگی
کامیار فلامرزی
احسان ولی‌زاده
پدرام علیزاده(فردا)
من بدون سانسور
شینا (تنها ماو می‌داند و رود...)
کامران مهاجر
سرگشتگی‌ها
مقداد نوروزی (سرگردون)
حمید حقیقی
بني‌اشراف
تریبون نهاوند
لیلا دائمی (ازبه)
غلامرضا نوری‌علاء
فضول نهاوندی
ثریا صفری
دانشجویان پیام‌نور نهاوند
سپید
شکوه
سپیده
محمدرضا علی‌حسینی
گیلدا