« قدم‌های رفته‌ی تو | صفحه اصلی | کاش محرم را می‌فهمیدیم »

زخم‌هایی مثل خوره

«صادق هدایت» در کتاب بوف کور خود می‌نویسد:
«در زندگی زخم‌هايی هست كه مثل خوره روح را آهسته در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. اين دردها را نمی‌شود به كسی اظهار كرد، چون عموما عادت دارند كه اين دردهای باور نكردنی را جزو اتفاقات و پيشامدهای نادر و عجيب بشمارند. و اگر كسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان سعی می‌كنند آن را با لبخند شكاك و تمسخرآميز تلقی بكنند؛ زيرا بشر هنوز چاره و دوايی برايش پيدا نكرده و تنها داروی آن فراموشی به توسط شراب و خواب مصنوعی به وسيله افيون و مواد مخدره است. ولی افسوس كه تأثير اين گونه داروها موقت است و به جای تسكين پس از مدتی بر شدت درد می‌افزايد!!!»


وقتی برای اولین بار این جمله را خواندم، پسر بچه چهارده ساله‌ای بودم که هیچ تاویل درستی از مفهوم آن نداشتم؛ ولی اکنون به لطف اتفاقاتی که در مسیر زندگی تجربه کرده‌ام در سن بیست و چهار سالگی درست به احساسی رسیده‌ام که هدایت در ۳۴ سالگی رسید.
اما در این بین یک تفاوت عمده وجود دارد و آن هم این است که نمی‌دانم متاسفانه یا خوشبختانه، «تنها داروی فراموشی» هدایت، برای من کارگر نمی‌افتد و حتی از لذت تسکین موقتی درد نیز باز مانده‌ام و درگیر شده‌ام با دردی روزمره که هر لحظه مرا می‌خورد و می‌تراشد و لحظه به لحظه بر شدت خود می‌افزاید، بی‌آنکه مرا قدرتی باشد برای مقابله با آن؛ گرچه تحمل هر مصیبت پیش از وقوع آن به آدمی اهدا می‌شود و شاید این هم آزمونی است که قرار است در آن سخت جانی من به محک گذارده شود. به قول حافظ: خوش بود گر محک تجربه آید به میان/ تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

***************************
پی‌نوشت: چند شب است که مدام در مهمانی به سر می‌برم، چند شبی را به دلیل خرابی و قطع آب و امشب را هم به دلیل به عیادت آمدن عزیزی که توفیق شد شب را در خدمت ایشان بمانم. مدیر مسئول ما که تازه از سفر هلند برگشته، سر درد عجیبی دارد که سبب شد برای آرام شدن دلشوره‌های مداوم خودم به عیادت‌اش بیایم و این عیادت به شب نشینی تبدیل شد که سبب اقامت یک شبه من در منزل آنها شد. البته باید باز هم متذکر شوم که رابطه بین ما چیزی فراتر از یک رابطه کاری بوده، هست و ان‌شاء الله خواهد بود.

mohr.gif



نظرات (۲)

زخم‌هایی هستند از ازل با بشر بوده‌اند و تا ابد با او هستند بیشتر این زخم‌ها را خودمان به کمک دیگران ایجاد می‌کنیم اما یادمان باشد هر زخمی مرهمی مخصوص دارد در حقیقت همانطور که آهن فقط آهن را می ‌برد دردهای دست‌ساز بشر را فقط بشر درمان می‌کند اما با توکل بخدا و ما فرصت‌های زیادی داریم یادت باشد محرم نزدیک است و ما فرصت داریم که برای خودمان مظلومیت الگوهایمان را یادآوری کنیم و در مقایسه با آن مظلومیت‌ها زخم‌های ما فوق العاده ناچیزند اصلا به حساب نمی‌آیند توکلت علی الله و یا علی مدد

خوبي محمد؟ خوبي؟‌خوبي؟ نگرانتم

ارسال نظر

(اجازه بدهيد نظر شما را قبل از ديگران خودم بخوانم، از صبر شما متشكرم.)

درباره

نت‌هشتم گفتنی‌هایی است که احتمالا بسیاری آنرا می‌دانند، ولی شهامت ابراز آنرا حتی برای خودشان هم ندارند.

ارسال قبلی این وبلاگ قدم‌های رفته‌ی تو بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ کاش محرم را می‌فهمیدیم است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.


صفحه اصلی سایت
پیوندها
مووبیل تایپ
گزارشگران بدون مرز
فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران
انجمن صنفی روزنامه‌نگاران
انجمن فيزيك ایران
مجله علم(science)
سایت جهانی فیزیک
مجله جهان فیزیک
جوایز نوبل فیزیک
دپارتمان فیزیک امپریال کالج لندن
دپارتمان فیزیک کالج سلطنتی
دپارتمان فیزیک دانشگاه کمبریج
دپارتمان فیزیک دانشگاه آکسفورد
دپارتمان فیزیک دانشگاه لندن
دپارتمان فیزیک دانشگاه شیکاگو
دپارتمان فیزیک دانشگاه هاروارد
دپارتمان فیزیک دانشگاه پرینستون
دپارتمان فیزیک دانشگاه ماساچوست
دپارتمان فیزیک دانشگاه واشینگتون
كانون پژوهشگران فلسفه و حكمت
كانون وکلای دادگستری
کانون نویسندگان ایران
مسعود بهنود
سید ابراهیم نبوی
سید ابراهیم نبوی (وبلاگ)
نیک آهنگ کوثر
شیرین عبادی
عمادالدین باقی
مسیح علی‌نژاد
سید مصطفی تاج زاده
عباس عبدی
عباس معروفی
عطاالله مهاجرانی و جمیله کدیور
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
احمد شاملو
هوشنگ گلشیری
دکتر احمد فردید
دکتر علی شریعتی
عبدالکریم سروش
محسن کدیور
دکتر امید مسعودی
دکتر احمد توکلی
امیر بابایی
روح الله باقرآبادی
افشین شورجه
سجاد سليماني
سمیرا قیاسی
عادل سلیمانی
مهرداد حمزه
روح انگیز دولتشاهی
حنیف مزروعی
سهیل (بند۲۰۹)
علی (همین جا روی زمین)
تورج (مشق های من)
امید توسلی (دریغا انسان...)
میرا
بابک
شیرین ناز (پابرهنه در بهشت)
دیدگاه‌نو
علی یگانه
سجاد جلیلیان
مهدی مرادی
یوسف سیفی
پارسا فرزین
ابوذر آذران
محمد علیجانی (اسیر)
کابوک (عاطفه‌انوارفرد)
آرش روزبه
سجاد نیکنام
میثم کریم‌پور
سولماز شریفی
احسان سلگی
کامیار فلامرزی
احسان ولی‌زاده
پدرام علیزاده(فردا)
من بدون سانسور
شینا (تنها ماو می‌داند و رود...)
کامران مهاجر
سرگشتگی‌ها
مقداد نوروزی (سرگردون)
حمید حقیقی
بني‌اشراف
تریبون نهاوند
لیلا دائمی (ازبه)
غلامرضا نوری‌علاء
فضول نهاوندی
ثریا صفری
دانشجویان پیام‌نور نهاوند
سپید
شکوه
سپیده
محمدرضا علی‌حسینی
گیلدا