« زخم‌هایی مثل خوره | صفحه اصلی | درگذشت آیت الله منتظری »

کاش محرم را می‌فهمیدیم

روز اول محرم است.
دو سال پیش بود که یک سئوال ذهنم را به خود مشغول کرد، ۲۷ دی‌‌ماه ۱۳۸۶ در همین خانه‌ی مجازی مطلبی نوشتم با عنوان «کدام سپاه؟!» و امروز بیش‌ از آن روز مرددم در تصمیم‌گیری.
کاش به جای این همه اشک و زاری محرم را می‌فهمیدیم.

***************************
کدام سپاه؟!
[نوشته شده در 27 دی‌ماه 1386 ساعت 6:02 قبل از ظهر]

بار دیگر محرم از راه رسید، به همراه تمام خاطراتی که از سالیان کودکی برای‌مان به یادگار مانده، لباس سیاه، سینه‌زنی، نذری‌پزون، شمع روشن کردن، شام غریبان، بریدن قتل و الی‌آخر.
امّا امسال حال و هوای من با هر سال فرق می‌کنه، مدام یه سئوال در ذهن‌ام بالا و پایین می‌پره و می‌خواد هرطور شده حواسِ من رو به خودش جلب کنه.
ما شیعیان هزار ساله که عادت کردیم به عزاداری برای امام حسین. ما واقعاْ فقط به عزاداری عادت کرده‌ایم، سعی نمی‌کنیم چیزی از هدف امام بفهمیم و تنها می‌دانیم که باید بر سر و سینه کوبید برای حسینی که ۱۳۶۸ سال پیش تشنه‌لب در کربلا سر بریده شد.
چند وقت پیش وقتی وارد دفتر هفته‌نامه شدم، با یک سئوال پذیرایی شدم، یک سئوال عجیب، که وادارم کرد به فکر کردن، نمی‌شد بی‌مهابا به آب زد، باید سنجیده و دقیق جواب می‌داد. برای من که همیشه معتقدم یا نباید حرفی را زد و یا باید تا آخر روی آن بود جواب این سئوال خیلی سخت بود؛ «اگر در زمان امام حسین بودی، برای کدام سپاه شمشیر می‌زدی؟!»
در یک آن شروع کردم به مرور سوابق دینی و خانوادگی سپاهیان یزید، که امروز در هر کوی و برزن لعنت‌شان می‌کنند، یکی خاله‌اش همسر علی(ع) بود و مادر عباس، یکی حافظ قرآن بود و پسر سعد وقاصی که پیامبر خدا درباره او فرمود: «پدر و مادرم به فدای شمشیرت یا سعد»، یکی صحابه پیامبر بود، دیگری آنقدر نماز خوانده بود دست و پیشانی و زانو‌هایش پینه بسته بود و الی‌آخر.
عده‌ای دیگر هم در سپاه امام بودند و چون کار سخت آمد بگریختند، در میان آنها هم کم نبودند یاران پیامبر و علی.
این طرف من بودم با سابقه‌ای که از خود داشتم، آیا به سابقه‌ی ایمانم می‌توانستم تکیه کنم؟! بی‌شک نه ایمان من از بسیاری از یاران عمر بن سعد بیشتر بود و نه امامی یا رسولی را درک کرده بودم. پس به اعتبار کدام چیز باید خود را برتر می‌دانستم؟!
جواب را چند بار زیر زبان‌ام زمزمه کردم و بالاخره به بیرون دادم:‌«یا به کربلا نمی‌رفتم یا می‌گریختم، البته اگر در سپاه عمر سعد حاضر نمی‌شدم.»
می‌دانستم که بعید نیست من هم فریفته‌ی مال و منصب و مقام دنیایی شوم، در دل‌ام هم هوای یاری حسین داشتم، امّا مردد بودم در جواب.
امروز چندین هفته است که این سئوال را مدام در ذهن مرور می‌کنم و هر بار به این می‌اندیشم که در کدام سپاه بودم؟!
رفتار امروز هر کدام از ما پاسخ روشنی است به این سئوال؛ نمی‌دانم آیا شما هم مثل من باور دارید که هر روز دارند اما حسین را در مسلخ تشنه لب سر می‌برند؟! مگر امام حسین همان حقیقتی نیست که دارد زیر چکمه‌های خونین جان می‌دهد؟!
قضاوت امروز ما برای اتفاقی که بیش از ۱۳ قرن از آن می‌گذرد کار راحتی است، امّا شاید بد نباشد که یک لحظه به این بیاندیشیم که امروز، هم امام حسین هست و هم شمر و این وسط ما مانده‌ایم به انتخاب.
برای حسینی سینه می‌زنیم و ساعتی بعد به تیز کردن خنجر شمر همت می‌گماریم.
قاتل حسین را لعنت می‌کنیم و لحظه‌ای بعد کمر به کشتن حسین می‌بندیم.
خولی را دشنام می‌دهیم و بعد در پی سر بریده‌ای می‌گردیم برای انعام.
بر سر بریده‌ی یاران حسین می‌گرییم و به نظاره می‌نشینیم سرهای بریده‌ای را که هر روز در شهر می‌گردانند.
یک جمله از اسپینوزا چندی است شده جواب تمام بی‌قراری‌های دل من برای کرب‌و‌بلا «اشک نریزید، برنیاشوبید، بفهمید».

و من امروز نشسته‌ام به فکر، اگر امروز حسین بود کدام جانب را می‌گرفت، و اگر عباس بود علم کدام دسته را بر‌می‌داشت، و گر زینب بود پیامدار کدان قیام می‌شد؟!؟!
فقط همین.

mohr.gif



نظرات (۲)

ای کاش ای کاش ای کاش ای کاش ای کاش و..

می‌شود با ساز‌های محرم خندید و رقصید! ا ما دروغگویان هستیم که غم را می‌سازیم،از دهل و ني و از زندگي و سرنوشت حسين. آدميت اين است؟

ارسال نظر

(اجازه بدهيد نظر شما را قبل از ديگران خودم بخوانم، از صبر شما متشكرم.)

درباره

نت‌هشتم گفتنی‌هایی است که احتمالا بسیاری آنرا می‌دانند، ولی شهامت ابراز آنرا حتی برای خودشان هم ندارند.

ارسال قبلی این وبلاگ زخم‌هایی مثل خوره بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ درگذشت آیت الله منتظری است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.


صفحه اصلی سایت
پیوندها
مووبیل تایپ
گزارشگران بدون مرز
فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران
انجمن صنفی روزنامه‌نگاران
انجمن فيزيك ایران
مجله علم(science)
سایت جهانی فیزیک
مجله جهان فیزیک
جوایز نوبل فیزیک
دپارتمان فیزیک امپریال کالج لندن
دپارتمان فیزیک کالج سلطنتی
دپارتمان فیزیک دانشگاه کمبریج
دپارتمان فیزیک دانشگاه آکسفورد
دپارتمان فیزیک دانشگاه لندن
دپارتمان فیزیک دانشگاه شیکاگو
دپارتمان فیزیک دانشگاه هاروارد
دپارتمان فیزیک دانشگاه پرینستون
دپارتمان فیزیک دانشگاه ماساچوست
دپارتمان فیزیک دانشگاه واشینگتون
كانون پژوهشگران فلسفه و حكمت
كانون وکلای دادگستری
کانون نویسندگان ایران
مسعود بهنود
سید ابراهیم نبوی
سید ابراهیم نبوی (وبلاگ)
نیک آهنگ کوثر
شیرین عبادی
عمادالدین باقی
مسیح علی‌نژاد
سید مصطفی تاج زاده
عباس عبدی
عباس معروفی
عطاالله مهاجرانی و جمیله کدیور
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
احمد شاملو
هوشنگ گلشیری
دکتر احمد فردید
دکتر علی شریعتی
عبدالکریم سروش
محسن کدیور
دکتر امید مسعودی
دکتر احمد توکلی
امیر بابایی
روح الله باقرآبادی
افشین شورجه
سجاد سليماني
سمیرا قیاسی
عادل سلیمانی
مهرداد حمزه
روح انگیز دولتشاهی
حنیف مزروعی
سهیل (بند۲۰۹)
علی (همین جا روی زمین)
تورج (مشق های من)
امید توسلی (دریغا انسان...)
میرا
بابک
شیرین ناز (پابرهنه در بهشت)
دیدگاه‌نو
علی یگانه
سجاد جلیلیان
مهدی مرادی
یوسف سیفی
پارسا فرزین
ابوذر آذران
محمد علیجانی (اسیر)
کابوک (عاطفه‌انوارفرد)
آرش روزبه
سجاد نیکنام
میثم کریم‌پور
سولماز شریفی
احسان سلگی
کامیار فلامرزی
احسان ولی‌زاده
پدرام علیزاده(فردا)
من بدون سانسور
شینا (تنها ماو می‌داند و رود...)
کامران مهاجر
سرگشتگی‌ها
مقداد نوروزی (سرگردون)
حمید حقیقی
بني‌اشراف
تریبون نهاوند
لیلا دائمی (ازبه)
غلامرضا نوری‌علاء
فضول نهاوندی
ثریا صفری
دانشجویان پیام‌نور نهاوند
سپید
شکوه
سپیده
محمدرضا علی‌حسینی
گیلدا