بیشک رسانه یکی از مهمترین ابزار برای پیشرفت زندگی بشر است. از این رو از زمانی که ستون ثابتی با عنوان یادداشت سردبیر در هفتهنامه راه انداختیم، سعی کردم بیشتر مواقع درمورد رسانه و جایگاه آن در موضوعات مختلف زندگی بنویسم.
از این رو در یادداشت شماره ۱۷۳ نقدحال فضای سیاسی جامعه و نقش رسانهها را در آن از دیدگاه تحلیل کردم.
***************************
در جوامع در حال گذار، معمولاً در برخورد با پدیدههای سیاسی سه گروه پا به عرصهی فعالیت سیاسی میگذارند، گروه اول طبقهای معروف به محافظهکارند، گروهی که چون منافع زیادی در وضع موجود دارند، تلاش میکنند به هر صورت مانع از هرگونه تغییری شوند.
دسته دوم گروهی هستند که به دلایلی از جمله میل به دست گرفتن قدرت، انتقام و یا حتی طلب یک خواسته سیاسی به میدان میآیند و با رفتاری شتابگونه و مبارزه طلب، خواستار تغییر سریع وضع موجود میباشند، این گروه در اصطلاح رادیکال نامیده میشوند.
این دو گروه که هر دو طرف آن دارای دید سیاه یا سفید میشوند، تمام منافع خود را در حفظ یا نفی وضع سیاسی موجود میبینند، از این رو در برخورد با پدیدههایی یکسان دارای افراط و تفریط میشوند، به تدریج همین خروج دو طرف درگیر از اعتدال سبب میشود گروه سومی به وجود بیاید که میانهدار میدان درگیری این دو گروه شود. حرکت بر مسیر اعتدال و در نتیجه رعایت عدالت، رفتار منطقی در برخورد با پدیدهها و مخالفت با رفتار و عکسالعملهای سریع از جمله خصوصیات معرف دستهی سوم است.
از این رو در ابتدا دسته سوم که اتفاقاً تنها راه درست را در پیش گرفته، از سوی دو گروه رانده میشود؛ گروه محافظهکار، این دسته را تندرو، دارای عقاید انحرافی، باجگیر، فریب خورده، بیکفایت، حزب باد و ... میداند و در مقابل گروه رادیکال برای دسته اعتدالیون از الفاظی همچون محافظکار، ترسو، باجخور، دروغگو، حزب باد و ... استفاده میکند.
در طرف مقابل گروه سوم هر دو گروه دیگر را به یک چوب میراند و آن خروج از مسیر اعتدال است.
هر کدام از این سه گروه برای آنکه بتوانند در بین مردم پایگاههای محکمتری برای خود به دست آورند، دست در کار رسانههایی برای خود میشوند. این رسانهها از صدا و سیما [که در کشورهای در حال گذاری مثل ایران معمولاً در دست جناح محافظهکار است] شروع شده، در مطبوعات [به عنوان امکانی قانونی برای هر سه گروه] به کمال میرسد و در شرایط خاص فضای مجازی اینترنت [به عنوان جامعهی باز اطلاعرسانی] محلی تازه میشود برای حرکتهای رسانهای.
به طور معمول دو گروه محافظهکار و رادیکال، عالم رسانه را نیز به استادیومی برای نبرد گلادیاتورهای خود بدل میکنند و مردم نیز در ابتدا از نبردی که پیش میآید به وجد آمده و تماشاگر این نبردها شده و گاه خود نیز وارد بازی میشوند که نه از آغاز آن بهرهای میبرند و نه پایاناش را به امیدی نظاره میکنند.
رسانه گروه سوم از آن رو که فاقد گلادیاتورهایی برای نمایش قهرمانیاند، از آن رو که به دلیل رعایت عدالت نه کسی را به مبارزه میطلبد و نه به کسی اجازه میدهند آنها را به مبارزه بخواند، در گامهای نخست مخاطبان زیادی را گرد نیاورده و حتی گاه مخاطب از دست میدهد، اما در دراز مدت با سیل مخاطبانی رو به رو خواهند شد که خسته از درگیری مداوم به برنامهای متعادل برای خروج از بحران گرایش یافتهاند.
در کشور ما به دلایلی از جمله گرایش سرمایهداران و اپوزیسیون [خواه داخلی یا خارجی] به رفتارهای افراطی، سبب شده دو گروه محافظهکار و رادیکال از امکانات رسانهای شامل شبکههای تلویزیونی، رادیویی و ماهوارهای و نشریات پرتیراژ، تمام رنگی با تعداد صفحات بالا و حتی خبرگزاریها و سایتهای قدرتمند اینترنتی به صورت انحصاری برخوردار باشند، اما در طرف مقابل گروه اعتدالیون تنها به سرمایههای ناچیز شخصی متوسل بوده و دارای امکانات رسانهای در حد نشریات سیاه و سفید، با صفحات و تیراژ محدود؛ وبلاگ و سایتهایی می باشند که تنها با سرمایه شخصی گردانندگان آن اداره میشود.
جدا از همهی این حرف و حدیثها، شیوه انتشار رسانههای هر یک از این جریانها به درستی نشانگر اعتقاد هر یک از این گروهها به دموکراسی و جامعهای آزاد است. اعتقاد به گردش آزاد اطلاعات؛ انتشار نظرات موافق و مخالف؛ واگذاری تصمیمگیری به مخاطب؛ عنوان کردن تمام حقایق نه بخشهایی از آن؛ احترام به نظر مخالف؛ دوری از توهین، تهمت، دروغپردازی و تخریب؛ ارائه راهحلهای اغنایی که در آن نظر همهی طرفهای درگیر به صورت حداقلی لحاظ شود؛ نمونههایی از رفتار رسانهای است که نشاندهنده سطح اعتقاد گردانندگان آن رسانه به جامعهای آزاد، آباد و دارای دموکراسی حداکثری است.
حال باید در نظر داشت در جامعهای با نظرهای گوناگون و متفاوت که گهگاه این نظرها به مقابله با یکدیگر برمیخیزند و حاصل تعامل یا تقابل آنها در حال و آینده کشور تاثیرات باورنکردنی دارد، اصحاب رسانه [مجموعهای متشکل از روزنامهنگاران، خبرنگاران، گزارشگران و گردانندگان رسانهها] اگر به چیزی به عنوان رسالت شغلی پایبند هستند، بهتر است جدا از تفکرات گلادیاتوری و به دور از نظرات شخصی خود رو به سمت رفتار اعتدالی بنهند، زیرا بیشک اعتدال به رستگاری نزدیکتر است.
***************************
پینوشت: مدتی حوصله نداشتم چیزی در این فضای مجازی بنویسم، حالا شاید از این به بعد باز هم منظم شدم. البته فقط شاید.

