« یه کم اینترنت | صفحه اصلی | خبرنویسی به روایت یک روزنامه‌نگار »

واقعیت چیست؟

رسانه باز هم دغدغه اصلی من است و این بار درگیری واقعیت و حقیقت.
یادداشت سردبیر شماره ۱۷۶ نقدحال را به همین موضوع اختصاص دادم.

در ديد اول تنها وظيفه‌ي يک خبرنگار انتقال واقعيت است، اما چون هر موجود انساني، به دليل انسان بودن‌اش نمي‌تواند بر تمام جنبه‌هاي يک موضوع احاطه داشته باشد، پس تعابير مختلفي از واقعيت مي‌شود، يعني به تعداد افراد بشر واقعيت وجود دارد، البته از منظر خود همان افراد. از همين رو در گزينش خبر يا زاويه ديد انتخاب شده نسبت به يک اتفاق، اين توان وجود دارد که موجي در مخاطبان ايجاد کند که هم‌سوي ديدگاه رسانه باشد.
در اين صورت يک سئوال اساسي مطرح مي‌شود: واقعيت چيست؟
شايد بتوان گفت، واقعيت برداشت شخصي ماست از اتفاقات پيرامون‌مان که با توجه به معيار‌هايي که از دانسته‌ها و علايق ما ساخته شده، تعبير مي‌شود.
اگر چنين تعريفي را بپذيريم مي‌توان به جرات اعلام کرد که رسانه‌ها در آفريدن تصور ما از واقعيت سهم بسزايي دارند. به قرائتي ديگر اين واقعيت لزوماً همان واقعيتي نيست که ما در عينيت زندگي روزمره لمس مي‌کنيم زيرا اخبار ما را به دنيايي مي‌برد که گاه از دنياي واقعي ما بسيار دور است ولي ما با آن احساس نزديکي مي‌کنيم. به عنوان مثال: مخابره يک خبر [حتي گاه ساختگي] از توهين به يک زن محجبه در فلان کشور، مي‌تواند در چندين کشور اسلامي منجر به راهپيمايي، واکنش شخصيت‌هاي سياسي، تجمع در مقابل سفارت‌خانه و شايد امکاني براي بالابردن ضريب امنيتي سفارتخانه کشوري باشد که در خبر به عنوان دشمن شناخته شده و شايد هم راهي باشد براي پوشاندن چندين اتفاق که قرار است در آن روزها بيفتد و به تبع کسي نبايد بويي از آن ببرد. در يک جمله سناريويي که از سوي رسانه‌ها تکرار شده و ما آن را به عنوان خبر تازه دنبال مي‌کنيم در نهايت مي‌شود واقعيت پيرامون ما. در عصر کلاسيک روزنامه‌نگاري رسانه‌ها اين چنين بر ذهن جامعه مسلط نبودند و فرد در معرض انتخاب قرار داشت و اگر هم مي‌خواست خبري را منتقل کند، زاويه ديد شخصي او همه چيز را تعيين مي‌کرد.
اما امروز روزنامه‌نگاري واقعي -فرق نمي‌کند، چه در يک روزنامه ديواري باشد، و چه رسانه‌اي با ميليون‌ها مخاطب– قدم زدن در عرصه واقعيت‌هايي است که پيرامون جامعه را دربر گرفته است. البته بايد در نظر داشت که ما واقعيت‌ها را براي خودمان انتخاب نمي‌کنيم واقعيت‌ها را براي ما مي‌آفرينند.
در مرحله‌ي بعد سئوالي فلسفي به وجود مي‌آيد که خالقان واقعيت چه کساني هستند؟
بايد در نظر داشت که تفاوت نگاه فلاسفه با نگاه روزنامه‌نگاران چيزي شبيه تفاوت ديد سوفسطاييان (يا شکاکان) با فيلسوفاني مانند افلاطون است.
افلاطوني‌ها يک منطق (يا به تعبير سقراطي، ديالکتيک) ذهني داشتند که معيار همه چيز بود. در برابر، سوفسطاييان بيشتر به مخاطب فکر مي‌کردند و اين که در هر شرايطي چه چيزي واقعي‌تر است؛ درست مثل شيوه‌اي که به روزنامه‌نگاران امروزي توصيه مي‌شود.
اما به هر حال ما در زماني زندگي مي‌کنيم که نتيجه پيروزي افلاطونيان بر سوفسطاييان است و زبان فاتحان فلسفه است.
با اين اوصاف اگر ما در مسير منطقي پيش برويم مي‌توان به اين موضوع دست يافت که تعبير شخصي ما موضوعي دروني است و اگر شاد باشيم دنيا را شادمانه تصوير مي‌کنيم و نشانه‌هاي اميدوارکننده را از اطلاعاتي که در اختيار داريم دستچين مي‌کنيم و اگر غمگين باشيم اطلاعات حاکي از نگراني را مرور مي‌کنيم. البته شاد يا غمگين بودن ما تابع شرايطي بيروني است و گاه تابع برداشت ما از اطلاعاتي که به ما مي‌رسد.
پس حتي به عنوان يک روزنامه‌نگار باز هم زاويه‌هاي ديد ما خيلي هم انتخابي نيستند و تحت تاثير واقعيت ما در لحظه ديدن و روايت ماجرا است.
به اين جمله »کارل مارکس« به عنوان يک روزنامه‌نگار انديشمند دقت کنيم: »اگر بر ما نيست که آينده را بنا کنيم و پاسخ‌هاي سرمدي پايه بگذاريم، آنچه اکنون بايد به ثمر رسانيم تغيير است: منظورم نقد بي‌محاباي هر چيز مستقر است. نه فقط بي‌محابا به معناي ترس نداشتن از برآمدهاي خود، بلکه حتي از ستيز با هر قدرتي که در برابر آيد.«*
ببينيد در اين جملات چه اطميناني به خود و درک خود از واقعيت مستقر وجود دارد. آيا در زمان ما چنين قطعيتي پذيرفتني است؟ آيا چنين ايماني به واقعيت‌ها وجود دارد؟ آيا چنين حقانيتي به زاويه ديدها مي‌توان داد؟ حالا به جملات ضدرسانه‌ي بزرگي مثل ناپلئون بناپارت دقت کنيم: »روزنامه‌ها را کمي بيشتر سرکوب کنيد. مجبورشان کنيد که مقاله‌هاي خوب بنويسند. به سردبير »ژورنال دو با« و »پابلي سيست« [از نشريات موثر در انقلاب فرانسه] بفهمانيد که سر انجام روزي خواهد رسيد که آن‌ها ديگر مفيد نخواهند بود. آن‌ها را با روزنامه‌هاي ديگر تعطيل خواهيم کرد و تنها يک روزنامه را باقي خواهم گذاشت... زمان انقلاب به سر آمده. تنها يک حزب در فرانسه باقي است. اجازه نخواهم داد روزنامه‌ها عليه منافع من چيزي بنويسند...«**
در اين جملات هم همان حد از اطمينان به خود و درک خود از واقعيت مستقر است و همان سئوال‌هاي قبل قابل طرح.
بايد در نظر داشت که امروز زندگي و روايت روزنامه‌نگاري واقعي، بر خلاف سانتي مانتاليسم حاکم بر ژورنال‌هايي مثل ژورنال‌هاي مد که تازگي مشابهات سياسي هم پيدا کرده‌اند چندان تصنعي و دلبخواهي نيست.
اما در نهايت ما در جامعه‌اي زندگي مي‌کنيم که سال‌هاست فيلسوفان و سياستمداران، شکاکان را به دليل مخاطب محور بودن و سعي در شناخت واقعيت نکوهش کرده و برده بازي شده‌اند.
------------------------------------------
* بابک احمدي، مارکس و سياست مدرن، نشر مرکز، تهران 1385 صفحه 1
** پير آلبر و فرناندو ترو، تاريخ مطبوعات جهان، ترجمه هوشنگ فرح جسته، انتشارات پاسارگان، تهران 1363، صفحه 50

mohr.gif



نظرات (۳)

شايد به واسطه‌ي همكار خوبي چون شما ما هم روزي روزنامه‌نگار شديم و از اين حرف‌ها هم ياد گرفتيم.
من معتقدم تمام واقعيت‌ها ديدني نيست گاه بايد آن را در فراسوي حواس پنج‌گانه آن را جستجو كرد.
موفق باشيد

سلام اخیرا وبلاگی بروجردی اقدام به توهین به شهرستان ها ی ملایر . نهاوند . الیگودرز کرده است.اگر می خواهید اعتراض کنید یا از کل قضیه با خبر شوید به وبلاگ من بیایید تا با اتحاد حال این بروجردی را بگیریم.
آدرس وبلاگ من برای ثبت اعتراضات گسترده:
www.malayeri.blogfa.com

به راستی واقعیت چیست؟
درتاثیرگذاری رسانه‌ها- اطرافیان- سنت‌ها- فرهنگ‌ها- باورهای ذهنی و....برواقعیت شکی وجود نداره-
ولی کاش برای دریافتن یک واقعیت آن همه جرات داشته باشیم که واقعه‌ای رابادرنظرگرفتن" فرهنگ‌های متعدد.. افکار گوناگون.. پیامدهای مختلف و اتفاقات پس پرده‌ی آن "واقعیت بپنداریم

ارسال نظر

(اجازه بدهيد نظر شما را قبل از ديگران خودم بخوانم، از صبر شما متشكرم.)

درباره

نت‌هشتم گفتنی‌هایی است که احتمالا بسیاری آنرا می‌دانند، ولی شهامت ابراز آنرا حتی برای خودشان هم ندارند.

ارسال قبلی این وبلاگ یه کم اینترنت بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ خبرنویسی به روایت یک روزنامه‌نگار است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.


صفحه اصلی سایت
پیوندها
مووبیل تایپ
گزارشگران بدون مرز
فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران
انجمن صنفی روزنامه‌نگاران
انجمن فيزيك ایران
مجله علم(science)
سایت جهانی فیزیک
مجله جهان فیزیک
جوایز نوبل فیزیک
دپارتمان فیزیک امپریال کالج لندن
دپارتمان فیزیک کالج سلطنتی
دپارتمان فیزیک دانشگاه کمبریج
دپارتمان فیزیک دانشگاه آکسفورد
دپارتمان فیزیک دانشگاه لندن
دپارتمان فیزیک دانشگاه شیکاگو
دپارتمان فیزیک دانشگاه هاروارد
دپارتمان فیزیک دانشگاه پرینستون
دپارتمان فیزیک دانشگاه ماساچوست
دپارتمان فیزیک دانشگاه واشینگتون
كانون پژوهشگران فلسفه و حكمت
كانون وکلای دادگستری
کانون نویسندگان ایران
مسعود بهنود
سید ابراهیم نبوی
سید ابراهیم نبوی (وبلاگ)
نیک آهنگ کوثر
شیرین عبادی
عمادالدین باقی
مسیح علی‌نژاد
سید مصطفی تاج زاده
عباس عبدی
عباس معروفی
عطاالله مهاجرانی و جمیله کدیور
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
احمد شاملو
هوشنگ گلشیری
دکتر احمد فردید
دکتر علی شریعتی
عبدالکریم سروش
محسن کدیور
دکتر امید مسعودی
دکتر احمد توکلی
امیر بابایی
روح الله باقرآبادی
افشین شورجه
سجاد سليماني
سمیرا قیاسی
عادل سلیمانی
مهرداد حمزه
روح انگیز دولتشاهی
حنیف مزروعی
سهیل (بند۲۰۹)
علی (همین جا روی زمین)
تورج (مشق های من)
امید توسلی (دریغا انسان...)
میرا
بابک
شیرین ناز (پابرهنه در بهشت)
دیدگاه‌نو
علی یگانه
سجاد جلیلیان
مهدی مرادی
یوسف سیفی
پارسا فرزین
ابوذر آذران
محمد علیجانی (اسیر)
کابوک (عاطفه‌انوارفرد)
آرش روزبه
سجاد نیکنام
میثم کریم‌پور
سولماز شریفی
احسان سلگی
کامیار فلامرزی
احسان ولی‌زاده
پدرام علیزاده(فردا)
من بدون سانسور
شینا (تنها ماو می‌داند و رود...)
کامران مهاجر
سرگشتگی‌ها
مقداد نوروزی (سرگردون)
حمید حقیقی
بني‌اشراف
تریبون نهاوند
لیلا دائمی (ازبه)
غلامرضا نوری‌علاء
فضول نهاوندی
ثریا صفری
دانشجویان پیام‌نور نهاوند
سپید
شکوه
سپیده
محمدرضا علی‌حسینی
گیلدا