« باز هم طلوع خورشید از شرق | صفحه اصلی | آن کار دیگر »

امید سبز یأس

روزنامه‌نگاری شاید تنها شغلی است که پایان سال می‌توانی تمام کارهایی را که در یک سال گذشته انجام داده‌ای در چند ساعت مرور کنی و بعد خودت بنشینی به قضاوت که این نامه‌ی اعمال را باید در دست راست نگه داشت یا به دست چپ سپرد.


وقتی به یک سال گذشته نگاه می‌کنی و نشریات مختلف را هم در کنار آن مرور می‌کنی، کمتر مطبوعه و روزنامه‌نگاری را می‌توان یافت که بتواند از آزمون کار حرفه‌ای در سال 1388 موفق بیرون آمده باشد. چه آن زمان که مردم در خیابان فریاد می‌زدند و از گاز اشک‌آور می‌گریختند، مطالب نشریات به موضوعاتی اختصاص داشت که نه دغدغه‌ی مُلک داشت و نه دغدغه اهل مُلک.
البته در این مردودی اگر روسیاهی باشد، بی‌شک سهم بیشتر آن برای افراد و سیستمی است ک این دوری از واقعیات جامعه را به اهالی رسانه تحمیل کرده است.
جامعه ایرانی سال 1388 آنقدر اتفاقات باور نکردنی از سرگذرانده که حتی بازگویی شمه‌ای از آن به نوعی غیر ممکن می‌نماید.
اما هر چه هست ایران امروز با یک‌سال پیش تفاوت بسیار دارد و طبیعی است که روزنامه‌نگاری در ایران امروز نیز با تمام مشابهات خود در سراسر دنیا فرق داشته باشد.
وقتی در کمتر از ده ماه، ده‌ها رسانه در محاق توقیف یا لغو امتیاز فرو روند، بسیاری از روزنامه‌نگاران یا سر از زندان در‌آورده و یا عطای مُلک پدری را به لقای آن بخشیده و رحل اقامت در دیاری بیگانه گزیده‌اند، دیگر نمی‌توان از جامعه‌ی رسانه‌ای مستقل به عنوان قوه‌ی چهارم دموکراسی نام برد.
تهدید و تحدید بیش از پیش روزنامه‌نگاران، شرایط گردش آزاد اطلاعات در کشور را چنان کرده که می‌توان بوی حلوای و نوای الرحمن رسانه‌های مستقل را در فضای جامعه به راحتی حس کرد.
روزنامه‌نگارانی که چون دغدغه‌ی دین و دنیا، مُلک و اهل آن و امروز و فردا را دارند، روزنامه‌نگار شده‌اند؛ چاره‌ای برای‌شان باقی نمانده جز آنکه به فکر رسانه‌هایی باشند که گرچه امروز کارکرد اصلی‌شان را از دست داده‌اند، اما دیر یا زود مجالی خواهند یافت برای بازسازی کشوری که دغدغه‌ی آن سراسر وجودشان را در بر گرفته است.
گرچه نمی‌توان امیدی تازه به سالی داشت که در پیش داریم، و حسی که به عنوان یک پژوهشگر عرصه فیزیک دارم از افزوده شدن آنتروپی (بی‌نظمی) حکایت داشته و وضع موجود را مصداق همان عبارتی می‌کند که «هر سال می‌گیم دریغ از پارسال» اما سال‌هاست به عنوان فعالین مدنی در جامعه‌ی در حال گذار ایران عادت کرده‌ایم یأس را امیدی سبز داشته باشیم.

پی‌نوشت: گرچه رسم ایرانیان بر آن است که هر سال نوروز را به هم تبریک می‌گوییم اما فکر می‌کنم امسال نیز تبریک را باید ودیعه گذاشت برای زمانی که مصیبتی در کار نباشد.

نوروز یک‌هزار و سیصد و هشتاد و نه سال
پس از هجرت پیامبر اسلام به شهادت خورشید

mohr.gif



نظرات (۱۳)

هاي پرنده
تو نشستي
خستگي‌ات را در کردي
و رفتي
درخت اما به تو عاشق شد
و هر روز
شاخه‌‌اش را
به نشانه‌ي وداع با تو
تکان داد
تا خشکيد!
..
..
سلام پرنده ی من
نو بهارت مبارک!

امسال تازه تر آمد همی بهار
هنگام آمدن ...
نه بدین گونه بود پار!!!
..
..
..
سلام عزیز
خوبی؟
ممنون که اومدی
خوشحالم کردی
شاد باشین هر جا که هستین
نو بهارتون، بهاری تر از هر بهاری!!!

بزرگ:

خبرنگاری خطرناک‌ترین و سخت‌ترین شغله البته تو ایران باید خبرنگاری رو مخوف‌ترین شغل‌ها دانست.
البته دو نوع خبرنگار داریم بخشی دولتی و اخبار سطحی و بدون دردسره که هر چقدر هم راست بنویسن بالا دستی اصلاحش می‌کنند و بخش دوم خبرنگاران آزاد در مورد بخش دوم از لحاظی آدم غصه می‌خوره کاش جای اونا بودم راحت حرف‌های خودمو و مردم رو راحت می‌نوشتم از طرفی می‌گم بلا دوره بچه‌هامون هم دوست دارن سایه باباشون بالا سرشون باشه. بهرحال امیدوارم همه خبرنگاران عملکردشون دست راستشون باشه البته فقط عملکرد دست راست نه فکرشون،محمد رضا دوستت دارم بزرگ کوچک

سلام اميدوارم سال خوب وخوشي داشته باشيد و دنيا پر از خوبي و صلح و صفا شود.

بابا پرنده بابا معشوق بابا ............
باز هم تبريك را مي‌گذاريم براي روزي كه مصيبتي در كار نباشد... اما دلمان برايتان تنگ شده افتخار بدهيد در خدمت باشيم جهت تجديد ديدار

امير بابايي:

سلام
خوبي
چه خبر
سال نو مبارك
خوب و خوش و سلامت باشي

سلام بر دوستی که بی شک پرونده 88 را به دست راست دارد
عادت ماست که فقط نوروز رابهانه تبریک سال نو قرارد اده‌ایم اما خارج از عرف و عادت من تبریکت نمی‌گویم چراکه قطعا سال بی مصیبتی نخواهیم داشت
اما آرزو می‌کنم همه بهاران عمرت پربار و سبز باشی

ASHK:

بازم بابا گیریم رویاتون واقعی می‌شد دوباره یه مشت عوضی سر کار می‌ومدن.یه مشت مفت خور خودتونم خوب می‌دونین.کیا رو می‌گم .اقایان ستادی رو می‌گم


پاسخ: دوست عزیز
رویای من تحقق آزادی و دموکراسیه؛ برای کسی مثل من چپ یا راست زیاد تفاوتی نمی‌کنه مهم تحقق آزادی و دموکراسیه. من به عنوان یک روزنامه‌نگار وظیفه دارم حافظ آزادی و حقوق مردم باشم در این مسیر هم هر کس با این موضوعات مخالفت کند صدای اعتراض من و دیگر همفکرانم را خواهد شنید.
آقایان ستادی یا غیر ستادی فرقی نمی‌کنند که اگر می‌توانستند همان ستادهای خودشان را جمع می‌کردند.
موفق باشی و عاشق

ASHK:

خیلی چرندی چرا نظرمو نزدی


********************************
پاسخ: با عرض پوزش چند روزی به دلیل کارهای شخصی و تغییر هاست امکان دسترسی به اینترنت را نداشتم و هیچ نظری را منتشر نکردم. من پوزش می‌طلبم ولی حرف شما هم به دور از ادب است!!!
موفق باشی و عاشق

ASHK:

چرند نگو چرا نظر منو نمیرندی عوضی. دروغگو اسم خودتم می‌زاری روزنامه نگار


***************************
پاسخ: دوست عزیز نزدیک ۲۰ روز درگیر کارهای شخصی و تغییر هاست بودم و هیچ نظر و مطلب جدیدی را منتشر نکردم و این هیچ ربطی به نظر شما نداشتُ الآن همه‌ي نظرات شما منتشر شده است.
به نظر شما این بی‌ادبی نیست که بدون اطلاع از وضعیت اشخاص آنها را به دروغگویی متهم کنیم؟!
موفق باشی و عاشق

ASHK:

چرند نگو چرا نظر منو نمی زاری؟ دروغگو تو به امید سبز چه جوجه.

*************************
پاسخ: دوست عزیز برای چند نظر شما دلیل عدم انتشار نظرات شما را قید کردم ولی از شما تا این حد بی‌ادبی را انتظار نداشتم.
امیدوارم کمی صبر و ادب را بیاموزید.
موفق باشی و عاشق

ASHK:

با عرض معذرت فکر کردم که شما هم مثل خیلی‌های دیگه که فقط عاشق تعریف وتمجیدن! فقط تعریف هارو می‌زنید متاسفم. دوباره پوزش می‌خوام.

***************************
پاسخ: خواهش می‌کنم دوست عزیز.
موفق باشی و عاشق

ASHK:

محمد جان فکر کنم من تنها کسی هستم که خیلی به وبلاگت میام.توی این صفحه خیلی نظر گذاشتم. دوست دارم سریع به نظرام پاسخ بدی .از مصاحبت با شما لذت می‌برم.


**************************
پاسخ: نت هم همینطور

ارسال نظر

(اجازه بدهيد نظر شما را قبل از ديگران خودم بخوانم، از صبر شما متشكرم.)

درباره

نت‌هشتم گفتنی‌هایی است که احتمالا بسیاری آنرا می‌دانند، ولی شهامت ابراز آنرا حتی برای خودشان هم ندارند.

ارسال قبلی این وبلاگ باز هم طلوع خورشید از شرق بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ آن کار دیگر است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.


صفحه اصلی سایت
پیوندها
مووبیل تایپ
گزارشگران بدون مرز
فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران
انجمن صنفی روزنامه‌نگاران
انجمن فيزيك ایران
مجله علم(science)
سایت جهانی فیزیک
مجله جهان فیزیک
جوایز نوبل فیزیک
دپارتمان فیزیک امپریال کالج لندن
دپارتمان فیزیک کالج سلطنتی
دپارتمان فیزیک دانشگاه کمبریج
دپارتمان فیزیک دانشگاه آکسفورد
دپارتمان فیزیک دانشگاه لندن
دپارتمان فیزیک دانشگاه شیکاگو
دپارتمان فیزیک دانشگاه هاروارد
دپارتمان فیزیک دانشگاه پرینستون
دپارتمان فیزیک دانشگاه ماساچوست
دپارتمان فیزیک دانشگاه واشینگتون
كانون پژوهشگران فلسفه و حكمت
كانون وکلای دادگستری
کانون نویسندگان ایران
مسعود بهنود
سید ابراهیم نبوی
سید ابراهیم نبوی (وبلاگ)
نیک آهنگ کوثر
شیرین عبادی
عمادالدین باقی
مسیح علی‌نژاد
سید مصطفی تاج زاده
عباس عبدی
عباس معروفی
عطاالله مهاجرانی و جمیله کدیور
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
احمد شاملو
هوشنگ گلشیری
دکتر احمد فردید
دکتر علی شریعتی
عبدالکریم سروش
محسن کدیور
دکتر امید مسعودی
دکتر احمد توکلی
امیر بابایی
روح الله باقرآبادی
افشین شورجه
سجاد سليماني
سمیرا قیاسی
عادل سلیمانی
مهرداد حمزه
روح انگیز دولتشاهی
حنیف مزروعی
سهیل (بند۲۰۹)
علی (همین جا روی زمین)
تورج (مشق های من)
امید توسلی (دریغا انسان...)
میرا
بابک
شیرین ناز (پابرهنه در بهشت)
دیدگاه‌نو
علی یگانه
سجاد جلیلیان
مهدی مرادی
یوسف سیفی
پارسا فرزین
ابوذر آذران
محمد علیجانی (اسیر)
کابوک (عاطفه‌انوارفرد)
آرش روزبه
سجاد نیکنام
میثم کریم‌پور
سولماز شریفی
احسان سلگی
کامیار فلامرزی
احسان ولی‌زاده
پدرام علیزاده(فردا)
من بدون سانسور
شینا (تنها ماو می‌داند و رود...)
کامران مهاجر
سرگشتگی‌ها
مقداد نوروزی (سرگردون)
حمید حقیقی
بني‌اشراف
تریبون نهاوند
لیلا دائمی (ازبه)
غلامرضا نوری‌علاء
فضول نهاوندی
ثریا صفری
دانشجویان پیام‌نور نهاوند
سپید
شکوه
سپیده
محمدرضا علی‌حسینی
گیلدا