یادداشت شماره ۲۱۹ نقدحال را هم باز در خصوص «آگاهیرسانی» و «آگاهی» است. شاید بتوان در این میان کاری کرد و چیزی نوشت که کسی را به کار آید.
کارکرد رسانه چیست؟
وقتی از کارکرد رسانه صحبت میکنیم، اولین چیزی که در نظر میآید همان اطلاعرسانی است. بعد اگر کمی تامل کرد معلوم میشود که اطلاعرسانی در جهان امروز دارد جای خود را به «آگاهیرسانی» میدهد.
پس از این تعیین کارکرد رسانه، یک سئوال بنیادیتر مطرح میشود و آن این است که رسانه چه نوع آگاهی را باید به مخاطبان خود منتقل کند؟
آگاهی عبارت میشود از اطلاعاتی که برای مخاطب دارای اهمیت بوده و بتواند چیزی به دانستههای او بیفزاید.
به این مثال ساده دقت کنید: روی بسته بیشتر سیگارها نوشته شده: «دخانیات عامل اصلی سرطان و برای سلامتی زیانآور است». در برخی بستههای دیگر علاوه بر این شعار عکسی نیز در خصوص مقایسه مصرف یا عدم مصرف سیگار درج شده است. این یک نوع آگاهیرسانی است. اما باید پرسید این آگاهیرسانی چه مقدار برای مخاطب آن سودمند است؟
مخاطب این آگاهی بیشک کسی نیست جز فرد سیگاری، فردی که خود به درستی میداند چه مادهای را مصرف میکند و بیشک از تمام مضرات آن بارها و بارها آگاه شده است؛ پس در این آگاهیرسانی ما با مخاطبی مواجه هستیم که دانسته و عامداً اقدام به عملی میکند که برای سلامتیاش زیانآور است. آگاهیرسانی به او که خود میداند چه میکند، چه سودی میتواند داشته باشد؟
میتوان این نوع آگاهیرسانی را «آگاهی منجد» نامید، آگاهی که گرچه با تمام معیارها، آگاهی درست و درمان و کاملی است، اما سودی برای مخاطب خود ندارد، در نتیجه کارکردی نیز نخواهد داشت.
استفاده از «آگاهیهای منجمد» در یک رسانه، کارکرد رسانه به منظور مفید بودن را مختل کرده و پتانسیل تحول به سوی اصلاح وضعیت را از رسانه میگیرد، پتانسیلی که یک رسانه را از یک کاغذپاره یا یک پیام سلامتی روی پاکت سیگار تمیز میدهد و اگر نباشد، دیگر رسانه نیست.


نظرات (۵)
چه میکنی اخیرن محمد رضا؟
(آمدیم خودت را ببینیم)
ارسال شده توسط solmaz | ۵ اسفند ۱۳۸۹ ۱:۴۳ قֽظֽ
ارسال شده در ۵ اسفند ۱۳۸۹ ۰۱:۴۳
خیلی مطلب خوبی نوشتی محمد جان واقعا توجهم جلب شد٬ اومدم اینجا گفتم یه سلامی هم بدم.
موفق و پیروز باشی
ارسال شده توسط سجاد جلیلیان | ۶ اسفند ۱۳۸۹ ۴:۰۵ بֽظֽ
ارسال شده در ۶ اسفند ۱۳۸۹ ۱۶:۰۵
سلام!
زیبا مینگاری.
لذت بردم هر چند که از تعریف خیلی خوشم نمیآید
ارسال شده توسط پریسا | ۱۳ اسفند ۱۳۸۹ ۱۱:۰۳ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۳ اسفند ۱۳۸۹ ۲۳:۰۳
كجايي بابا چرا چيزي نمينويسي؟ اينها همه از مزاياي زندگي دونفري است ديگه؟
ارسال شده توسط samira | ۱۴ اسفند ۱۳۸۹ ۳:۱۸ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۴ اسفند ۱۳۸۹ ۱۵:۱۸
دانایی تاوانی دارد که رنج میخوانندش... مشکل آگاهی بخشی رسانههای ما به آبشخور بودن از جیب غیر ازخود برمیگردد.
ما آزادی بیان داریم آیا آزادی پس از بیان هست؟
چون نمیتوان دهان همه را تک تک بویید که چه می گویند اما میتوان دهان آنانی که گفتن را بویید
دانشمند عزیز
مادامی که مردم به آگاهی نمیاندیشند آب در هاون کوفتن است از عشق و اندیشه سخن گفت.
ارسال شده توسط جوجه اردک زشت | ۱۶ اسفند ۱۳۸۹ ۰:۱۵ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ اسفند ۱۳۸۹ ۰۰:۱۵