بار دیگر یك سال شمسی به پایان رسید و این یعنی آغاز سال ١٣٩٠؛ این یعنی باید جوجه های سال را شمارد و حساب و كتاب خود را درست كرد تا لحظه تحویل سال نو، روسیاهی به ذغال بماند.
به عنوان كارنامه یك ساله در هفت مورد باید توضیحاتی بنویسم در هفت اپیزود.
اپیزود اول: رسانه بدون آگاهی
سال ٨٩ در هفته نامه نقدحال ٤١ شماره منتشر كردیم، نقدحال مانند همیشه چندین شماره ضمیمه و چندین صفحه ویژه منتشر كردیم. «گیان» ضمیمه نوروزی شماره ٢٢٢ بود، در این مجموعه در دو مطلب گزارشی در خصوص یك سال كار روزنامه نگاری ارائه كردم.
چیزی را كه در یك نشریه رسمی نمی شد عنوان كرد، عدم تحقق آگاهی چو آگاهی رسانی در نشریات امروز ایران است؛ چیزی كه در چندین شماره، یادداشت سردبیر را به آن اختصاص دادم.
آگاهی موضوعی فراموش شده در رسانه های امروز ایران است كه سبب شده فاصله ی بین رسانه و مخاطب، فاصله ای نجومی باشد.
اپیزود دوم: اقتصاد بی بها
در این سالی كه گذشت، فعالیت شركت قصر رویان گیان با انتشار آگهی در روزنامه رسمي شروع و من به عنوان مدیر عامل و نایب رئیس هیئت مدیره مشغول فعالیت شدم. بیشتر فعالیت این شركت در «بازرگانی قصر» متمركز شده و همین ارتباط من با فضای بازار و اقتصاد بیمار ایران را بیشتر كرد، اقتصادی كه در آن چیزی كه بها ندارد سلامت اقتصادی و تلاش صحیح است.
اپیزود سوم: تنش های كار اداری
همكاری با روابط عمومی دبیرخانه منطقه ١١ دانشگاه آزاد اسلامی كه منجر به تهیه و تنظیم اخبار، برنامه ریزی و انتشار پیك منطقه ١١ می شود، تمام مصیبت های یك كار اداری را دارد، مصیبت هایی كه برای شخصی با روحیات من صد چندان است. وقتی رفتار همكاران را كه از روی حسادت میخواهند همه چیز را خراب كنند میبینی، از همه كارهای اداری متنفر میشوی. خدا صبرت بدهد خانم امیری.
اپیزود چهارم: به سبك یك روزنامهنگار
تدریس روزنامهنگاری، در سال گذشته یكی از مشغولیات من بود، تدریسی كه سعی كردم در روند انجام آن بر خلاف بیشتر سرفصلهای موجود بیشتر به موارد كاربردی بپردازم تا نظری و این میشود سبك یك روزنامهنگار.
البته در تلاشم تا درسنامه های این كلاس ها را در قالب چند كتاب مدون كنم.
اپیزود پنجم: یك دریچه
هر كس در كنار زندگی روزمره خود دریچهای برای نگریستن به جهان دارد، از این دریچه من تنها ترس از آینده را نظاره گرم، ترسی كه هر چه میكنم نمیتوانم خودم را از آن فارغ كنم.
در این دریچه فیزیك به عنوان رشته تحصیلی و موضوعی كه طرحهای زیادی در آن دارم، افق دید وسیعی را به خود اختصاص داده است.
اپیزود ششم: عشق؛ خیابان دو طرفه
در سال ١٣٨٩ مهمترین اتفاق برای من ازدواج بود؛ اتفاقی كه تمام ابعاد زندگی من را تغییر داد. همسر عزیزم، یاور لحظههای سختم و راهی برای امید مشترك به آینده موهوم.

اپیزود هفتم: سالی كه نكوست
به عنوان كسی كه فیزیك خوانده نمیتوانم به بهبود شرایط جهان امیدوار باشم؛ اما همچنان یأس را امیدی سبز دارم.
پی نوشت: به رسم سالهای قبل تبریك بماند برای وقتی كه مصیبتی در كار نباشد.
موبایل نوشت: این پست با اینترنت خط ایرانسل و گوشی تلفن همراه نوشته شده است.

