« یك سال در هفت اپیزود | صفحه اصلی | رویش ناگزیر جوانه »

دوباره ساخته می شوی آیا؟

خارجی، حاشیه خیابان، روبروی یك رستوران
با ماشین سواری شخصی در حالی كه خانواده ات را به همراه داری، كنار خیابان می ایستی، قصد دارید ناهار خودتان را مهمان كنید به صرف یك وعده پیتزا...
از ماشین پیاه می شوی، از همه پرسیده ای كه چه نوع پیتزایی می خورند: سرآشپز، گوشت و قارچ و مرغ و قارچ. چند بار در ذهنت مرور می كنی تا فراموشت نشود.
غذا ٢٠ دقیقه بعد حاضر می شود.
از رستوران كه بیرون می آیی، مرد جوانی به سرعت به سویت می دود:
- آقا... تو رو خدا... كشنمه... برام یه كیك می خری؟
نگاهش كه می كنی معلوم است گرسنه است.
دست در كیف پولت می كنی و اولین اسكناسی كه بیرون می آید را به او می دهی.
تشكر می كند و با سرعت خودش را به دكه روزنامه فروشی می رساند. ناخودآگاه نگاهش می كنی ببینی چه می خرد.
چند كیك و بیسكویت می خرد و با سرعت شروع می كند به خوردنش.
سری تكان می دهی و از ته دل آهی می كشی.

- داخل ماشین، پیتزا حاضر شده و خانواده مشغول خوردن هستند
خانم مسنی به ماشین نزدیك می شود، از شیشه ای كه نیمه باز است عید را تبریك می گوید و به گونه ای نگاه می كند كه گویی چیزی می خواهد؛ اسكناسی به سویش می گیری ولی او تكه ای پیتزا را ترجیح می دهد. به او چیزی را كه خواسته می دهی. سال خوبی برایت می خواهد و دور می شود. كمی بعد با چنان سرعتی تكه پیتزا را می بلعد كه باور نمی كنی.
غذایت كوفتت می شود و تمام گرسنگی كه داشتی جایش را به بغضی می دهد كه راه گلویت را بسته است. از ماشین پیاده می شوی تا حال بقیه را خراب نكنی و آهسته گریه می كنی.
صورتت را می شوری و سوار ماشین می شوی قرار است راه بیفتی، در ضبط ماشین داریوش ضجه می زند:
«دوباره می سازمت وطن، اگر چه با خشت جان خویش»
«ستون به سقف تو می زنم، اگر چه با استخوان خویش»

facebook twitter friendfeed viwio Email Gmail Ymail

نظرات (۵)

آزادی:

دریغ است ایران که ویران شود ....

به همین سادگی:

سال نو مبارك

سلام باعث افتخاركه وبلاگ من باوب سايت شماهم اسم.هست.
نت هشتم قشنگترين عنواني است كه مي‌شه براي يه وبسايت درنظرگرفت.

بردیا سرگردون:

کسی را گفتند: خرقه ی خویش را بفروش.
گفت: اگر صیاد دام خویش را فروشد به چه چیز شکار کند؟!!!
"عبید زاکانی"

دلمون رو کباب کردی سر تولدت عیسی که . نشد ما یکبار با خلق شنگول بریم تولد این مرد

ارسال نظر

(اجازه بدهيد نظر شما را قبل از ديگران خودم بخوانم، از صبر شما متشكرم.)

درباره

نت‌هشتم گفتنی‌هایی است که احتمالا بسیاری آنرا می‌دانند، ولی شهامت ابراز آنرا حتی برای خودشان هم ندارند.

ارسال قبلی این وبلاگ یك سال در هفت اپیزود بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ رویش ناگزیر جوانه است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.


صفحه اصلی سایت
پیوندها
مووبیل تایپ
گزارشگران بدون مرز
فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران
انجمن صنفی روزنامه‌نگاران
انجمن فيزيك ایران
مجله علم(science)
سایت جهانی فیزیک
مجله جهان فیزیک
جوایز نوبل فیزیک
دپارتمان فیزیک امپریال کالج لندن
دپارتمان فیزیک کالج سلطنتی
دپارتمان فیزیک دانشگاه کمبریج
دپارتمان فیزیک دانشگاه آکسفورد
دپارتمان فیزیک دانشگاه لندن
دپارتمان فیزیک دانشگاه شیکاگو
دپارتمان فیزیک دانشگاه هاروارد
دپارتمان فیزیک دانشگاه پرینستون
دپارتمان فیزیک دانشگاه ماساچوست
دپارتمان فیزیک دانشگاه واشینگتون
كانون پژوهشگران فلسفه و حكمت
كانون وکلای دادگستری
کانون نویسندگان ایران
مسعود بهنود
سید ابراهیم نبوی
سید ابراهیم نبوی (وبلاگ)
نیک آهنگ کوثر
شیرین عبادی
عمادالدین باقی
مسیح علی‌نژاد
سید مصطفی تاج زاده
عباس عبدی
عباس معروفی
عطاالله مهاجرانی و جمیله کدیور
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
احمد شاملو
هوشنگ گلشیری
دکتر احمد فردید
دکتر علی شریعتی
عبدالکریم سروش
محسن کدیور
دکتر امید مسعودی
دکتر احمد توکلی
امیر بابایی
روح الله باقرآبادی
افشین شورجه
سجاد سليماني
سمیرا قیاسی
عادل سلیمانی
مهرداد حمزه
روح انگیز دولتشاهی
حنیف مزروعی
سهیل (بند۲۰۹)
علی (همین جا روی زمین)
تورج (مشق های من)
امید توسلی (دریغا انسان...)
میرا
بابک
شیرین ناز (پابرهنه در بهشت)
دیدگاه‌نو
علی یگانه
سجاد جلیلیان
مهدی مرادی
یوسف سیفی
پارسا فرزین
ابوذر آذران
محمد علیجانی (اسیر)
کابوک (عاطفه‌انوارفرد)
آرش روزبه
سجاد نیکنام
میثم کریم‌پور
سولماز شریفی
احسان سلگی
کامیار فلامرزی
احسان ولی‌زاده
پدرام علیزاده(فردا)
من بدون سانسور
شینا (تنها ماو می‌داند و رود...)
کامران مهاجر
سرگشتگی‌ها
مقداد نوروزی (سرگردون)
حمید حقیقی
بني‌اشراف
تریبون نهاوند
لیلا دائمی (ازبه)
غلامرضا نوری‌علاء
فضول نهاوندی
ثریا صفری
دانشجویان پیام‌نور نهاوند
سپید
شکوه
سپیده
محمدرضا علی‌حسینی
گیلدا