<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>نت هشتم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.not8.ir/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.not8.ir/atom.xml" />
   <id>tag:www.not8.ir,1389://2</id>
   <updated>1389-04-24T10:14:44Z</updated>
   <subtitle>نت فالش یک روزنامه نگار آزاد</subtitle>
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">مووبل تایپ 3.33</generator>

<entry>
   <title>تابستان بی‌گرما و زمستان بی‌سرما</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.not8.ir/1389/04/22/post-189.html" />
   <id>tag:www.not8.ir,2010://2.496</id>
   
   <published>1389-04-22T10:06:24Z</published>
   <updated>1389-04-24T10:14:44Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>محمد رضا عطایی</name>
      
   </author>
         <category term="نان به نرخ روز" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.not8.ir/">
      <p dir="rtl" align="right">یادداشت سردبیر این شماره هفته‌نامه نقدحال را در خصوص گرما و سرمایی نوشتم که هربار دلیلی می‌شود برای تعطیلی کشوری که می‌خواهد همین روزها ژاپن اسلامی شود.</p>
      <p dir="rtl" align="right">
**************************
با دستور مستقیم هیئت دولت دو روز به تعطیلات دو روزه اضافه شد. گرچه این اولین باری نیست که دولت در تصمیمی نابه‌هنگام کشور را تعطیل اعلام کرده است اما باز نسبت به بارهای قبل پیشرفت داشته زیرا همه‌ی کشور در تعطیلی فرو نرفت و چند استان معدود و بانك‌های كشور تعطیل نبود.
ایران یکی از کشورهایی است که بیشترین تعطیلات رسمی را در تقویم خود دارد و این برای کشوری كه در حال توسعه است سم مهلکی خواهد بود زیرا تعطیلی یکباره در نهایت میزان تولید را کاهش می‌دهد و این یعنی جا ماندن از رقبایی که با سرعت در حال افزایش تولیدات خود هستند. اما مشکل فعلی چیزی فراتر از تعطیلات رسمی است. دولت اعلام کرده که برای صرفه‌جویی در مصرف انرژی 24 استان تعطیل است. حالا به این موضوع دقت کنید:
برنامه‌ریزی مردم برای دو روز تعطیلی ریخته شده، حالا دو روز دیگر به تعطیلات اضافه می‌شود، آن هم در فصل تعطیلی مدارس، اولین راهی که به ذهن شما می‌رسد چیست؟
آیا اولین چیزی که به ذهن می‌رسد، مسافرت جهت استفاده بهینه از تعطیلات نیست؟
حساب کنید که با مسافرت حجم زیادی از مردم چه میزان هزینه برای سوخت و دیگر امور مربوطه صرف می‌شود؟! آیا این صرفه‌جویی است؟!
وقتی به کارنامه دولت محمود احمدی‌نژاد نگاه می‌کنیم، هر سال برنامه‌ی خاصی برای تعطیلات ناگهانی در کشور چیده می‌شود. یک‌بار سرمای زمستان، یک بار گرد و خاک، بار دیگر صرفه‌جویی در مصرف انرژی و این‌بار هم گرمای تابستان. معلوم نیست زمستان بی سرما و تابستان بی گرما از کجا باید پیدا کرد.
چند سال پیش بود که در کتاب زبان انگلیسی دوران دبیرستان می‌خواندیم که «اسنوپولو» [ماشین برف‌روب] با جدیت مشغول کار بود تا اتوبوس مدرسه بچه‌ها را به مدرسه برساند تا نکند حتی یک روز هم بچه‌ها از درس و تحصیل جا بمانند. در تمام این چند سال گذشته هر وقت برف می‌آید و مدارس تعطیل می‌شوند ذهن‌ام ناخودآگاه به سمت همان »اسنوپولو«یی می‌رود که حتی از دیدن عکس‌اش هم در کتاب محروم بودیم.</p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>توهم سیاه و سفید</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.not8.ir/1389/03/16/post-188.html" />
   <id>tag:www.not8.ir,2010://2.495</id>
   
   <published>1389-03-16T16:56:57Z</published>
   <updated>1389-03-17T17:05:16Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>محمد رضا عطایی</name>
      
   </author>
         <category term="نان به نرخ روز" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.not8.ir/">
      <p dir="rtl" align="right">در جامعه‌ای مثل ایران که همه چیز دو قطبی است و چیزی جز درست و غلط و سیاه و سفید وجود ندارد، رسانه‌ها نقش ویژه‌ای می‌یابند. البته نمی‌توان نقش دولت را در دامن زدن به تفکر دو قطبی نادیده گرفت.
یادداشت سردبیر شماره ۱۸۹ نقد حال را در این خصوص نوشته‌ام.</p>
      <p dir="rtl" align="right">***************************
سیاست در جهان امروز مرضی واگیردار و به صورتی گریزناپذیر دلمشغولی بشر شده است. وقتی در جامعه مفاهیم آنقدر منبسط می‌شوند که رو به پارگی بگذارند، خاصیت‌شان در جامعه کم‌رنگ‌تر می‌شود. سابق بر این «سیاست» تنها به اعمال پادشاهان، مجالس، وزرا و سیاست‌ورزانی گفته می‌شد که مددکار یا مانع راه‌شان در رسیدن به فرمانروایی بود و هر چه غیر از این زندگی عادی و اجتماعی مردم قلمداد می‌شد. [سیاست‌نامه خواجه نظام الملک]
اما با افزایش قدرت حکومت‌ها، تقریباً هر چیزی سیاسی شد، از نان به عنوان قوت غالب مردم گرفته تا کار و مسکن به عنوان نیاز‌های اولیه بشر. در توجیه این مسئله می‌توان چنین بیان کرد در کل حکومت‌ها تمایل دارند همه‌ی کارهای خوب را به حساب خودشان گذاشته و در طرف مقابل نشان‌دهند هر مشکلی وجود دارد از مخالفان آنان بوده و این‌ دولت است که باید تلاش بیشتری برای حل مشکلات بنماید. به اعتقاد کنت میناگ این نوع برخورد شهروندان را به این سمت می‌کشاند که چشمشان همیشه به دست دولتی باشد که به نظر می‌رسد همه‌ی خیرها از او جاری می‌شود و همین امر به نوبه‌ی خود این اندیشه را که همه چیز واقعاً سیاسی است تقویت می‌کند. [سیاست]
اما این در حقیقت از دیدگاه سیاه و سفید به موضوعات نشات می‌گیرد، همه چیز یا سفید است و یا باید سیاه باشد. حذف تمام طیف رنگ‌ها در مقابل تنها دو رنگ کمی بی‌انصافی به نظر می‌رسد. اما حفظ تعادل بین طیف‌های متنوع رنگ کار کیست؟
این سئوالی است که بارها از سوی سیاست‌بازان مطرح شده ولی هرگز به جواب آن اهمیتی داده نشده است! به نظر می‌رسد رسانه‌ها و به خصوص مطبوعات مستقل بهترین پاسخ به این سئوال باشند.
در شرح وظیفه مطبوعات آمده: تلاش برای گردش آزاد اطلاعات [رسالت رسانه] و این یعنی برقراری توازن بین همه‌ی رنگ‌ها و طیف‌های موجود.
وقتی در جامعه‌ای نقش رسانه‌های مستقل کم‌رنگ شده و یا این نشریات از دایره خارج شوند، بی‌شک چیزی جز همان توهم سیاه و سفید باقی نمی‌ماند که در این شیوه یا باید در قدرت بود یا مقابل آن؛ و این یعنی تضغیف کشور از نیروهایی که قرار است آنرا بسازند.</p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>دایره تکلیف و وظیفه</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.not8.ir/1389/03/08/post-187.html" />
   <id>tag:www.not8.ir,2010://2.494</id>
   
   <published>1389-03-08T17:04:03Z</published>
   <updated>1389-03-08T17:07:26Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>محمد رضا عطایی</name>
      
   </author>
         <category term="نان به نرخ روز" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.not8.ir/">
      <p dir="rtl" align="right">چند وقتی بود که کارهای پیش‌بینی نشده فرصت هیچ کار اضافه‌ای را نمی‌داد و این شد که مدتی این مثنوی تاخیر شد.
از این به بعد سعی می‌کنم زود به زود به روز کنم.

فعلا یادداشت سردبیر این شماره نقدحال را بخوانید و دعا کنید شاید فرجی شد برای زود به زود به روز کردن نت هشتم.</p>
      <p dir="rtl" align="right">هر وسیله و امكانی كه در جامعه‌ی اجتماعی وجود دارد، دارای وظایف و تكالیفی است. اما در مقابل حقوقی نیز دارد. نمی‌توان برای كسی یا چیزی تكلیفی وضع كرد بدون آنكه حقوقش را در نظر داشت.
در جامعه برای رسانه‌ها و در اولویت همه مطبوعات، تكلیف مشخصی در نظر گرفته شده، مطبوعات وظیفه دارند با تلاش برای گردش آزاد اطلاعات، مردم را در جریان اتفاقات روز و مسائلی بگذارند كه برای زندگی اجتماعی به آن نیاز دارند. مطبوعات علاوه بر این وظیفه دارند مشكلات و خواسته‌های مردم را به گوش مسئولین برسانند و برای حل آنها پیگیری و هماهنگی‌های لازم را انجام دهند.
اما در مقابل همین مطبوعات حقوقی در جامعه دارند، هم در مقابل مردم و هم در مقابل مسئولین.
مردم وظیفه دارند نشریات را بخوانند، بخرند، حمایت كنند و گاه با درج تبلیغات خود در نشریات، شرایط تداوم انتشار نشریات و تامین هزینه‌های آنرا فراهم سازند.
مسئولین نیز وظیفه دارند نشریات را بخوانند، در قبال آنها پاسخگو باشند و با حمایت از روزنامه‌نگاران مسیر تداوم انتشار آنرا هموار كنند.
متاسفانه در جامعه‌ی به هم ریخته‌ی امروز ما وظیفه و نقش بسیاری از چیزها تغییر كرده؛ امروز مردم نشریات حاوی آگهی‌های منجمد تبلیغاتی را می‌خوانند و مسئولین نشریات سراسر تملق را.
مردم از نشریات جزئیات زندگی فلان بازیگر سینما را می‌خواهند و مسئولین خبرهای مربوط به موفقیت‌های خود را.
حال در این آشفته بازار، اگر یك نشریه‌ای پیدا شد كه نخواست همرنگ جماعت موجود شود،  از فلان مسئول پاسخگویی در قبال عملكردش را خواست و از مردم آگاه شدن در خصوص وضعیت روز جامعه را، كارش با كرام الكاتبین است. دیگر معلوم نیست  چه اتفاقاتی در انتظارش خواهد بود، دست آخر گردانندگان همین نشریه هم اگر كمی در اعتقاد خود شك كنند به همان بلای همه‌گیر مبتلا می‌شوند و گم می‌شوند در هیاهوی جامعه كه دست آخر به هیچ بزرگی ختم می‌شود كه پشت آن هیچی نیست.</p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مقوله‌ای به نام فعالیت رسانه‌ای</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.not8.ir/1389/03/03/post-186.html" />
   <id>tag:www.not8.ir,2010://2.493</id>
   
   <published>1389-03-03T13:20:45Z</published>
   <updated>1389-03-10T17:26:12Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>محمد رضا عطایی</name>
      
   </author>
         <category term="دل‌نوشت‌ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.not8.ir/">
      <p dir="rtl" align="right">فعالیت رسانه‌ای، عرصه‌ای متفاوت از سایر مقوله‌هاست. اما در بسیاری موارد هم درست مقوله‌ای اقتصادی است، حالا فرض کنید از نوع فرهنگی آن. یعنی به عنوان یک فعالیت اقتصادی در چرخه‌ی تولیدکننده، محصول و مصرف‌کننده درگیر است. حالا برای حفظ احترام یک فعالیت فرهنگی اسم‌های بازاری را برداشته و اینگونه نامگذاری می‌کنیم: اصحاب رسانه، مطبوعه و مخاطبان. اما ناگفته پیداست که حتی این نامگذاری نیز چیزی را عوض نمی‌کند تنها یک رسالت مطبوعاتی بر عهده‌ی اصحاب رسانه می‌گذارد که همین رسالت نیز گاه در میانه‌ی بازار مکاره‌ی نیاز، رنگ می‌بازد.</p>
      <p dir="rtl" align="right">در جریان یک پروسه‌ی مطبوعاتی تمام گردانندگان نشریه ناچارند هزینه‌های زندگی خود را تامین کنند، کدام بقالی پیدا می‌شود که در ازای کسب اطلاعات از یک خبرنگار یک سیر پنیر بدهد؟!
منابع درآمدی یک نشریه عبارتست از تک‌فروشی و آگهی‌های مطبوعاتی از نوع دولتی یا خصوصی.
زمانی که تیراژ فروش کل نشریات محلی در یک استان 2 میلیون نفری کمتر از 5000 نسخه است، نمی‌توان حرفی از درآمد حاصل از فروش زد. برای جذب آگهی‌های دولتی هم باید مسائلی را در نظر داشت که گاه از اصول اخلاق حرفه‌ای خارج می‌شود. به عنوان نمونه اگر یک انتقاد مطرح کنی که بر چه تبصره‌ای فلان مقدار از حقوق آن کارگر بیچاره کم کرده‌اید ولی از اضافه‌کار خودتان حتی یک ریال هم کم نکرده‌اید و می‌گویید قصد صرفه‌جویی داریم. دستوری از رئیس اداره می‌رسد که آگهی‌های ناچیز مناقصه و مزایده این نشریه را قطع کنید...!؟
ناچار تنها منبع درست تامین هزینه‌های انتشار یک نشریه می‌شود آگهی‌های خصوصی که آن هم معلوم نیست چندان درآمدی حاصل کند، زیرا همان هم بازاری دارد که هر کس به قصد اندکی سود بیشتر گاه می‌کوشد به خراب کردن بازار دیگری.
 وقتی یک نشریه منتشر می‌شود، همه از گردانندگان آن انتظار دارند که همه چیز نشریه درست و درمان باشد، اما در نظر نمی‌آورند در فضایی که نه مخاطب پویا و فعالی هست، نه مدیران انتقادپذیر اصلاح‌گری و نه حتی بازار آگهی‌های پررونقی، انتظار همه چیز تمام بودن از یک نشریه مقداری بی‌انصافی است.
از این رو باید از یک رسانه‌ی غیر دولتی که به هیچ منبعی مالی جز درآمد اندک گردانندگان خود تکیه ندارد، پذیرفت که گاه مطلب و آگهی را منتشر کند که تا نظرات خودش از زمین تا آسمان فاصله دارد؛ زیرا برای انتشار آن حتماً دلیلی وجود دارد یا سلیقه‌‌ی قشر کثیری از خوانندگان است یا سلیقه‌ی سفارش‌دهنده‌ای که آن آگهی یا مطلب را سفارش داده است.
این حال و روز جامعه‌ای است که مخاطبان رسانه‌اش آنقدر پویا نیستند که هزینه‌های انتشار یک نشریه را از طریق فروش تامین کنند.
گرچه همیشه انتظار از روزنامه‌نگاران به مراتب بیشتر از مخاطبان است، اما هرگز نباید از یاد برد كه روزنامه‌نگاران هم آدم‌هایی هستند با همه‌ی نیازهای یك آدم معمولی، آن هم گرسنه می‌شوند، تشنه می‌شوند، بیمار می‌شود و ...

***************************
پی‌نوشت: یادداشت سردبیر شماره ۱۸۷ هفته‌نامه نقدحال</p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>روز ملی خليج فارس</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.not8.ir/1389/02/09/post-185.html" />
   <id>tag:www.not8.ir,2010://2.492</id>
   
   <published>1389-02-09T07:35:21Z</published>
   <updated>1389-03-10T17:22:07Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>محمد رضا عطایی</name>
      
   </author>
         <category term="نان به نرخ روز" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.not8.ir/">
      <p dir="rtl" align="right">فردا 10 ارديبهشت روز ملي خليج فارس است. به همين مناسبت صفحه‌اي ويژه‌ي اين روز منتشر كرديم در آن صفحه در يادداشتي با عنوان «جسارت ديپلمات اماراتي» پاسخي به رفتار اين ديپلمات عرب دادم.

</p>
      <p dir="rtl" align="right">يادداشت سردبير- عدم برخورد درست و منطقي سياستمداران ايراني با مسائلي که مربوط به تماميت ارضي ايران مي‌شود، سال‌هاست سبب آن شده که تعدادي از سياستمداران عرب به خود اجازه‌ي هر نوع برخوردي را بدهند.
در آخرين مورد در حالي که به گزارش خبرگزاري فرانسه شيخ عبداله بن‌زايد آل‌نهيان، وزير خارجه امارات متحده عربي در شوراي مشورتي اين کشور با حضور دبير کل نانو ضمن اشاره به جزاير ايراني تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسي گفت: «ميان اشغال بلندي‌هاي جولان، جنوب لبنان، کرانه باختري يا غزه توسط اسرائيل هيچ تفاوتي وجود ندارد، چنان که اشغال، اشغال است... هيچ سرزمين عربي گران‌بهاتر از ديگري نيست.» رامين مهمانپرست، سخنگوي وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران تنها با ابراز تعجب از اظهارات وزير خارجه امارات در مجلس مشورتي اين کشور گفت: سه جزيره تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسي همواره متعلق به ايران بوده و خواهد بود و اين گونه اظهارات هيچ کمکي به حل سوء تفاهم احتمالي نخواهد کرد.
با توجه به اينکه اصل نهم قانون اساسي «در جمهوري اسلامي ايران، آزادي، استقلال، وحدت و تماميت ارضي کشور از يکديگر تفکيک‌ناپذير» اعلام مي‌کند، سخن ديپلمات اماراتي در خصوص نقض تماميت ارضي ايران در منافات با ساير موارد مذکور بوده و نيازمند جوابي به مراتب شديد‌تر از اين است.
زماني که يک کشور با وسعتي معادل يک بيستم ايران، در حالي که کمتر از چهار دهه از استقلال آن از ايران مي‌گذرد، به خود اجازه‌ي چنين جسارتي را مي‌دهد، علت را بايد در ضعف برخورد سياستمداران کشور ما جستجو کرد.
برخوردهايي چنين نرم، شهامت تکرار اين گستاخي‌ها را بيشتر مي‌کند، در حالي که سخنگوي وزارت امور خارجه ايران بايد ضمن اشاره به پيمان منطقه‌اي سال 1971 که مستشاران انگلستان در خصوص استقلال امارات، بحرين، قطر و عمان با دولت ايران منعقد کرده‌اند و قراردادهاي گذشته نظير قرار داد 1904 براي اجاره‌ي جزاير بحرين، ابوموسي، تنب بزرگ و کوچک و بنادر امارات متحده توسط انگلستان با ايران بايد طول عمر دولت امارات را بسيار کوچک‌تر از آن مي‌دانست که چنين ادعايي داشته باشد.</p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>علیه دموکراسی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.not8.ir/1389/02/05/post-184.html" />
   <id>tag:www.not8.ir,2010://2.491</id>
   
   <published>1389-02-05T10:03:11Z</published>
   <updated>1389-02-06T10:07:32Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>محمد رضا عطایی</name>
      
   </author>
         <category term="گرای صفر درجه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.not8.ir/">
      <p dir="rtl" align="right">در جوامع انسانی بر خلاف نظر عامه، دموکراسی هدف نیست؛ بلکه وسیله‌ایست برای نیل جامعه به سوی عدالت.
تحقق دموکراسی در جامعه، مسیر نیل به عدالت اجتماعی را هموار می‌کند؛ اما باید در نظر داشت که خود دموکراسی در حقیقت دیکتاتوری اکثریتی است که گاه تنها یک نفر بیشتر از گروه مقابل بوده و با تغییر نظر تنها همان یک نفر تمام معادله قدرت به هم می‌ریزد.
در جوامع دموکراتیک، به گروه اقلیت توصیه می‌شود به نظر اکثریت احترام گذاشته و از تقسیم جامعه به چند دسته جلوگیری کنند و در صورتی که مایل به کسب قدرت هستند؛ برای دوره‌‌های بعدی برنامه‌ریزی و تلاش کنند تا به صورتی قانونی قدرت را به دست بگیرند.
مشکل اینگونه حکومت‌ها آن است که معمولاً گروه پیروز، تمام توان خود را مصروف آن می‌کند که نظرات، برنامه‌ها و عقاید خود را در جامعه حاکم کند. در نتیجه بیشتر توان بخش‌های مختلف جامعه صرف آن می‌شود که راهکاری برای جلب آرای عمومی و قرار گرفتن در راس داشته باشند.
در این حالت نیز دو مسئله قابل بررسی است:
اول- از آنجا که آرای عمومی  بیشتر تابع احساسات لحظه‌ای و برنامه‌های مطرح شده از سوی طالبان قدرت بوده و فاقد کارشناسی لازم می‌باشد، به طور معمول بهره‌گیری از احساسات مردمی و حتی گاه فریب عمومی یکی از راهکارهای معمول در انتخابات می‌شود.
دوم- با توجه به اینکه هر گروه، برنامه و عقاید خاص خود را دارد، با تغییر قدرت، اکثر برنامه‌های جاری عوض شده و کارهای ناتمامی روی دست جامعه می‌ماند.
در حالی که عدالت به معنای آن است که حقوق همه‌ی بخش‌های جامعه رعایت شود. به عنوان مثال اگر جامعه‌ای ۱۰۱ نفر عضو داشته باشد و صد نفر آن بر یک نظر بوده و تنها یک نفر نظری مخالف داشته باشد، تحمیل نظر این صد نفر بر آن یک نفر اگر بخشی از حقوق او را ضایع کند، همانقدر مذموم است که تحمیل نظر یک نفر بر صد نفر، در حالی که در جامعه‌ی دموکراتیک در صورتی که ۵۱ نفر بر یک نظر و ۵۰ نفر بر نظری دیگر باشند، نظر ۵۱ نفر بر ۵۰ نفر دیگر تحمیل خواهد شد، بی آنکه حقی از حقوق ۵۰ نفر دیگر در نظر گرفته شود.</p>
      <p dir="rtl" align="right">
****************************
پی‌نوشت: این مقاله در شماره ۱۸۵ هفته‌نامه نقدحال به عنوان یادداشت سردبیر آمده است.</p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>آن کار دیگر</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.not8.ir/1389/01/23/post-183.html" />
   <id>tag:www.not8.ir,2010://2.490</id>
   
   <published>1389-01-23T11:24:16Z</published>
   <updated>1389-01-23T11:28:49Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>محمد رضا عطایی</name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.not8.ir/">
      <p dir="rtl" align="right">اولین شماره هفته‌نامه‌ی نقدحال در سال جدید هم منتشر شد. شماره ۱۸۲ آغازی بود دوباره برای راهی که سال‌هاست آنرا دنبال می‌کنیم.
هر روز یک آماری را از یک جایی در می‌آورند و در بوق و کرنا می‌کنند که ما فلان کردیم و بی‌سار کردیم، در حالی که هیچ سندیتی برای ین آمارها وجود ندارد. همین امر موضوع یادداشت سردبیر این شماره نقدحال بود.</p>
      <p dir="rtl" align="right">
همه چیز دنیا حساب و کتاب دارد. این جمله را بارها و بارها شنیده‌ایم و شاهد اصلی آن آماری است که از نتایج کار باقی می‌ماند. اما این نکته را هم باید در نظر داشت که همیشه حاصل انجام یک پروژه چندین آمار مرتبط با هم است که بررسی و تحلیل هرکدام از آنها به تنهایی، فقط بخشی از حقیقت را بازگو می‌کند که بی‌شک واقعیتی تحریف شده است.
به عنوان یک مثال ساده، خرید یک ماشین لباس‌شویی را در نظر بگیرید:
در این مثال، آمار نقدینگی خانواده کاهش یافته، آمار تعداد لوازم خانگی بیشتر شده، حجم کار انجام شده در خانه کاهش یافته، وضع رفاهی خانواده بهتر شده، سرعت تنظیف لباس‌ها افزایش یافته، آمار برق مصرفی افزایش خواهد یافت، میزان آب مصرفی کاهش خواهد یافت و ... .
حالا فرض کنید بخواهیم بخشی از این آمارها را بررسی کنیم؛ به عنوان نمونه در این مثال آمار نقدینگی کاهش و هزینه برق مصرفی افزایش خواهد یافت. در صورت بررسی این دو موضوع به صورت جدا از پارامترهای دیگر می‌توان نتیجه گرفت که خرید ماشین لباس‌شویی به نفع خانواده نبوده است!!! حال آنکه واقعیت چیز دیگری است.
اما متاسفانه شاهد آن هستیم که در بین مدیران ارشد جامعه معمولاً آمارها به همین صورت بررسی می‌شوند، به عنوان مثال 180 پروژه را برای استانی تعریف می‌کنند که 140 پروژه‌ی آن برنامه‌های جاری استان است که خواه، ناخواه انجام می‌شوند، 35 پروژه‌ی آن اعتبار اندکی در حد بودجه جاری استان را طلب می‌کند و تنها 5 پروژه اساسی در این فهرست دیده می‌شود که نیاز به مصوبه‌های ملی و تخصیص بودجه دارد و اعتباری طلب می‌کند در حدود چند برابر 175 پروژه‌ی دیگر. بعد در حالی که 100 پروژه از موارد جاری تکمیل شده، 50 پروژه کوچک دیگر در حدود 80 درصد پیشرفت داشته، 20 پروژه متوسط در حد 50 درصد پیشرفت داشته و 10 پروژه اساسی پیشرفتی کمتر از 10 درصد داشته‌اند، در یک آمار کلی اعلام می‌کنند که 180 مصوبه، بیش از 90 درصد پیشرفت داشته است!!! به فرض که این آمار درست و دقیق باشد، پس چرا میزان هزینه لازم برای انجام پروژه‌ها و درصد محقق شده‌ی آنرا اعلام نمی‌کنند؟
این نوع برخورد با برنامه‌ها، در حقیقت نمایاندن بخشی از واقعیت است که به تحریف حقیقت بیشتر می‌ماند، باید به این آمارگویان گفت: »برادر من لا اله یک چیز است، با الی الله یک چیز دیگر.«</p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>امید سبز یأس</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.not8.ir/1388/12/29/post-181.html" />
   <id>tag:www.not8.ir,2010://2.488</id>
   
   <published>1388-12-29T13:43:35Z</published>
   <updated>1388-12-29T11:49:15Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>محمد رضا عطایی</name>
      
   </author>
         <category term="دل‌نوشت‌ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.not8.ir/">
      <p dir="rtl" align="right">روزنامه‌نگاری شاید تنها شغلی است که پایان سال می‌توانی تمام کارهایی را که در یک سال گذشته انجام داده‌ای در چند ساعت مرور کنی و بعد خودت بنشینی به قضاوت که این نامه‌ی اعمال را باید در دست راست نگه داشت یا به دست چپ سپرد.</p>
      <p dir="rtl" align="right">
وقتی به یک سال گذشته نگاه می‌کنی و نشریات مختلف را هم در کنار آن مرور می‌کنی، کمتر مطبوعه و روزنامه‌نگاری را می‌توان یافت که بتواند از آزمون کار حرفه‌ای در سال 1388 موفق بیرون آمده باشد. چه آن زمان که مردم در خیابان فریاد می‌زدند و از گاز اشک‌آور می‌گریختند، مطالب نشریات به موضوعاتی اختصاص داشت که نه دغدغه‌ی مُلک داشت و نه دغدغه اهل مُلک.
البته در این مردودی اگر روسیاهی باشد، بی‌شک سهم بیشتر آن برای افراد و سیستمی است ک این دوری از واقعیات جامعه را به اهالی رسانه تحمیل کرده است.
جامعه ایرانی سال 1388 آنقدر اتفاقات باور نکردنی از سرگذرانده که حتی بازگویی شمه‌ای از آن به نوعی غیر ممکن می‌نماید.
اما هر چه هست ایران امروز با یک‌سال پیش تفاوت بسیار دارد و طبیعی است که روزنامه‌نگاری در ایران امروز نیز با تمام مشابهات خود در سراسر دنیا فرق داشته باشد.
وقتی در کمتر از ده ماه، ده‌ها رسانه در محاق توقیف یا لغو امتیاز فرو روند، بسیاری از روزنامه‌نگاران یا سر از زندان در‌آورده و یا عطای مُلک پدری را به لقای آن بخشیده و رحل اقامت در دیاری بیگانه گزیده‌اند، دیگر نمی‌توان از جامعه‌ی رسانه‌ای مستقل به عنوان قوه‌ی چهارم دموکراسی نام برد.
تهدید و تحدید بیش از پیش روزنامه‌نگاران، شرایط گردش آزاد اطلاعات در کشور را چنان کرده که می‌توان بوی حلوای و نوای الرحمن رسانه‌های مستقل را در فضای جامعه به راحتی حس کرد.
روزنامه‌نگارانی که چون دغدغه‌ی دین و دنیا، مُلک و اهل آن و امروز و فردا را دارند، روزنامه‌نگار شده‌اند؛ چاره‌ای برای‌شان باقی نمانده جز آنکه به فکر رسانه‌هایی باشند که گرچه امروز کارکرد اصلی‌شان را از دست داده‌اند، اما دیر یا زود مجالی خواهند یافت برای بازسازی کشوری که دغدغه‌ی آن سراسر وجودشان را در بر گرفته است.
گرچه نمی‌توان امیدی تازه به سالی داشت که در پیش داریم، و حسی که به عنوان یک پژوهشگر عرصه فیزیک دارم از افزوده شدن آنتروپی (بی‌نظمی) حکایت داشته و وضع موجود را مصداق همان عبارتی می‌کند که «هر سال می‌گیم دریغ از پارسال» اما سال‌هاست به عنوان فعالین مدنی در جامعه‌ی در حال گذار ایران عادت کرده‌ایم یأس را امیدی سبز داشته باشیم.

پی‌نوشت: گرچه رسم ایرانیان بر آن است که هر سال نوروز را به هم تبریک می‌گوییم اما فکر می‌کنم امسال نیز تبریک را باید ودیعه گذاشت برای زمانی که مصیبتی در کار نباشد.

نوروز یک‌هزار و سیصد و هشتاد و نه سال
پس از هجرت پیامبر اسلام به شهادت خورشید
</p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>باز هم طلوع خورشید از شرق</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.not8.ir/1388/12/26/post-182.html" />
   <id>tag:www.not8.ir,2010://2.489</id>
   
   <published>1388-12-26T12:14:39Z</published>
   <updated>1388-12-29T12:25:48Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>محمد رضا عطایی</name>
      
   </author>
         <category term="در وقت اضافه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.not8.ir/">
      <p dir="rtl" align="right">روزنامه شرق امروز در تیراژی محدود و بدون توزیع در دکه‌های مطبوعاتی منتشر شد.
این انتشار برای جلوگیری از تحمیل ماده ۱۶ قانون مطبوعات و لغو امتیاز این نشریه به علت توقف شش ماه در انتشار به نظر می‌رسد.
اما مدیرمسئول شرق به فارس گفت: این روزنامه در سال آینده در تیراژی بالا منتشر خواهد شد.
گرچه مهدی رحمانیان پیش از این گفته بود حاضر نیست بار دیگر برای انتشار شرق هزینه بدهد اما شرایط موجود وی را واداشته به انتشار شرق.
اما معلوم نیست آیا حکم تغییر مدیرمسئول این روزنامه هنوز پا برجاست یا از آن چشم‌پوشی شده است؟
در حال حاضر از آن می‌ترسم که این روزنامه باز هم خوش بدرخشد اما در قامت یک دولت مستعجل دیگر.</p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>گزارش‌نویسی به روایت یک روزنامه‌نگار</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.not8.ir/1388/12/23/post-180.html" />
   <id>tag:www.not8.ir,2010://2.487</id>
   
   <published>1388-12-23T10:40:46Z</published>
   <updated>1388-12-23T11:00:58Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>محمد رضا عطایی</name>
      
   </author>
         <category term="روزمرگی‌ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.not8.ir/">
      <p dir="rtl" align="right">در ادامه دوره‌های آموزشی این‌بار کارگاه آموزشی (Work shop) گزارش‌نویسی ویژه مدیران روابط عمومی و خبرنگاران در دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج برگزار شد.</p>
      <p dir="rtl" align="right">
متاسفانه سرفصل پیشنهادی بیشتر به شیوه نگارش گزارش‌ در سیستم اداری پرداخته و چیزی در خصوص گزارش مطبوعاتی ذکر نکرده، اما با توجه به اینکه قوانین دست مدرس را برای تغییرات اندک در سرفصل‌ها باز گذاشته و در نظر داشتن اینکه گزارش شعر نغز روزنامه‌نگاری است سعی می‌کنم در این دوره علاوه بر سرفصل‌های پیشنهادی، در خصوص گزارش‌نویسی برای مطبوعات نیز توضیحاتی ارائه کنم.

**************************
پی‌نوشت: این پست در دفتر روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج و در فاصله استراحت بین کلاس‌های صبح و بعد از ظهر نوشته شده است. در پست‌های بعدی در خصوص این دوره و شهر سنندج بیشتر خواهم نوشت.</p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نهم اسفند</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.not8.ir/1388/12/09/post-179.html" />
   <id>tag:www.not8.ir,2010://2.486</id>
   
   <published>1388-12-09T12:46:16Z</published>
   <updated>1388-12-10T04:19:21Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>محمد رضا عطایی</name>
      
   </author>
         <category term="کاغذ پاره‌ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.not8.ir/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[وقتی تو در قامت این در شکل می‌گیری
یعنی تمام جهان این جاست

بعد از آمدن تو اما
شک نکن
هرگز قامت دیگری شکل نمی‌گیرد به شکل کسی

<p style="text-align: left">شانزده ساعت و شانزده دقیقه گذشته از نهم اسفند<br/>
یک هزار و سیصد و هشتاد و هشت سال گذشته از هجرت به شهادت خورشید</p>]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>خبرنویسی به روایت یک روزنامه‌نگار</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.not8.ir/1388/12/02/post-178.html" />
   <id>tag:www.not8.ir,2010://2.485</id>
   
   <published>1388-12-02T18:43:26Z</published>
   <updated>1388-12-17T21:13:44Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>محمد رضا عطایی</name>
      
   </author>
         <category term="روزمرگی‌ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.not8.ir/">
      <p dir="rtl" align="right">کارگاه آموزش (Work shop) خبرنویسی پیشرفته ویژه مدیران روابط عمومی منطقه ۱۱ دانشگاه آزاد اسلامی برگزار شد.

در این کارگاه اصول تهیه و تنظیم حرفه‌ای خبر، آموزش داده می‌شود. از آنجا که مدیران روابط عمومی با خبر به صورت کم و بیش سر و کار دارند، در این دوره تلاش شد نکات کاربردی و موضوعاتی که غالبا در کتب ویژه خبرنویسی گفته نمی‌شود؛ تدریس شود.
این کارگاه به مدت ۳۲ ساعت از امروز (۲ اسفند) تا روز چهارشنبه (۵ اسفند) در صبح و بعد از ظهر برگزار می‌شود.</p>
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<p style="text-align: center"><img alt="news1.jpg" src="http://note8.persiangig.com/image/news1.jpg" width="394" height="250" /></p>

<p style="text-align: center"><img alt="news2.jpg" src="http://note8.persiangig.com/image/news2.jpg" width="354" height="236" /></p>


تدریس یکی از موضوعاتی است که به آن علاقه‌ی زیادی دارم، مخصوصا تدریس موضوعاتی که به آن علاقه دارم. در این Work shop سعی کردم، علاوه بر انتقال اطلاعات مورد نیاز برای تنظیم خبر، شیوه‌هایی برای تدریس پویا را نیز تجربه کنم.
جزوه‌ای که برای این Work shop بر مبنای سرفصل آموزش خبرنویسی تهیه کرده‌ام، قرار است پس از تصویب سازمان مرکزی، توسط دبیرخانه منطقه ۱۱ دانشگاه آزاد اسلامی در قالب یک کتاب با عنوان «خبرنویسی به روایت یک روزنامه‌نگار» منتشر شود.


کارگاه هر روز از ساعت ۸ صبح تا ۱۲ ظهر و از ۱۴ تا ۱۸ خواهد بود، تدریس آن هم به مدت ۸ ساعت در روز خسته‌کننده است، اما تجربه‌ی خوبی خواهد بود. برای من که به تدریس خیلی علاقه دارم.


***************************
پی‌نوشت: راستی ورود گرد و غبار ادامه‌ی کلاس را با مشکل مواجه کرد.

بعد نوشت: خبر این دوره را در <a href="http://www.pr.iauksh.ac.ir/news.aspx?type=file&lang=fa-ir&id=b191ecc0-2779-4d81-b9e8-c688e6b875ee"><u>پورتال  خبری دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه </u> </a>ببینید.]]></p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>واقعیت چیست؟</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.not8.ir/1388/11/19/post-177.html" />
   <id>tag:www.not8.ir,2010://2.484</id>
   
   <published>1388-11-19T07:56:20Z</published>
   <updated>1388-11-19T08:03:07Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>محمد رضا عطایی</name>
      
   </author>
         <category term="کاغذ پاره‌ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.not8.ir/">
      <p dir="rtl" align="right">رسانه باز هم دغدغه اصلی من است و این بار درگیری واقعیت و حقیقت.
یادداشت سردبیر شماره ۱۷۶ نقدحال را به همین موضوع اختصاص دادم.</p>
      <p dir="rtl" align="right">در ديد اول تنها وظيفه‌ي يک خبرنگار انتقال واقعيت است، اما چون هر موجود انساني، به دليل انسان بودن‌اش نمي‌تواند بر تمام جنبه‌هاي يک موضوع احاطه داشته باشد، پس تعابير مختلفي از واقعيت مي‌شود، يعني به تعداد افراد بشر واقعيت وجود دارد، البته از منظر خود همان افراد. از همين رو در گزينش خبر يا زاويه ديد انتخاب شده نسبت به يک اتفاق، اين توان وجود دارد که موجي در مخاطبان ايجاد کند که هم‌سوي ديدگاه رسانه باشد.
در اين صورت يک سئوال اساسي مطرح مي‌شود: واقعيت چيست؟
شايد بتوان گفت، واقعيت برداشت شخصي ماست از اتفاقات پيرامون‌مان که با توجه به معيار‌هايي که از دانسته‌ها و علايق ما ساخته شده، تعبير مي‌شود.
اگر چنين تعريفي را بپذيريم مي‌توان به جرات اعلام کرد که رسانه‌ها در آفريدن تصور ما از واقعيت سهم بسزايي دارند. به قرائتي ديگر اين واقعيت لزوماً همان واقعيتي نيست که ما در عينيت زندگي روزمره لمس مي‌کنيم زيرا اخبار ما را به دنيايي مي‌برد که گاه از دنياي واقعي ما بسيار دور است ولي ما با آن احساس نزديکي مي‌کنيم. به عنوان مثال: مخابره يک خبر [حتي گاه ساختگي] از توهين به يک زن محجبه در فلان کشور، مي‌تواند در چندين کشور اسلامي منجر به راهپيمايي، واکنش شخصيت‌هاي سياسي، تجمع در مقابل سفارت‌خانه و شايد امکاني براي بالابردن ضريب امنيتي سفارتخانه کشوري باشد که در خبر به عنوان دشمن شناخته شده و شايد هم راهي باشد براي پوشاندن چندين اتفاق که قرار است در آن روزها بيفتد و به تبع کسي نبايد بويي از آن ببرد. در يک جمله سناريويي که از سوي رسانه‌ها تکرار شده و ما آن را به عنوان خبر تازه دنبال مي‌کنيم در نهايت مي‌شود واقعيت پيرامون ما. در عصر کلاسيک روزنامه‌نگاري رسانه‌ها اين چنين بر ذهن جامعه مسلط نبودند و فرد در معرض انتخاب قرار داشت و اگر هم مي‌خواست خبري را منتقل کند، زاويه ديد شخصي او همه چيز را تعيين مي‌کرد.
اما امروز روزنامه‌نگاري واقعي -فرق نمي‌کند، چه در يک روزنامه ديواري باشد، و چه رسانه‌اي با ميليون‌ها مخاطب– قدم زدن در عرصه واقعيت‌هايي است که پيرامون جامعه را دربر گرفته است. البته بايد در نظر داشت که ما واقعيت‌ها را براي خودمان انتخاب نمي‌کنيم واقعيت‌ها را براي ما مي‌آفرينند.
در مرحله‌ي بعد سئوالي فلسفي به وجود مي‌آيد که خالقان واقعيت چه کساني هستند؟
بايد در نظر داشت که تفاوت نگاه فلاسفه با نگاه روزنامه‌نگاران چيزي شبيه تفاوت ديد سوفسطاييان (يا شکاکان) با فيلسوفاني مانند افلاطون است.
افلاطوني‌ها يک منطق (يا به تعبير سقراطي، ديالکتيک) ذهني داشتند که معيار همه چيز بود. در برابر، سوفسطاييان بيشتر به مخاطب فکر مي‌کردند و اين که در هر شرايطي چه چيزي واقعي‌تر است؛ درست مثل شيوه‌اي که به روزنامه‌نگاران امروزي توصيه مي‌شود.
اما به هر حال ما در زماني زندگي مي‌کنيم که نتيجه پيروزي افلاطونيان بر سوفسطاييان است و زبان فاتحان فلسفه است.
با اين اوصاف اگر ما در مسير منطقي پيش برويم مي‌توان به اين موضوع دست يافت که تعبير شخصي ما موضوعي دروني است و اگر شاد باشيم دنيا را شادمانه تصوير مي‌کنيم و نشانه‌هاي اميدوارکننده را از اطلاعاتي که در اختيار داريم دستچين مي‌کنيم و اگر غمگين باشيم اطلاعات حاکي از نگراني را مرور مي‌کنيم. البته شاد يا غمگين بودن ما تابع شرايطي بيروني است و گاه تابع برداشت ما از اطلاعاتي که به ما مي‌رسد.
 پس حتي به عنوان يک روزنامه‌نگار باز هم زاويه‌هاي ديد ما خيلي هم انتخابي نيستند و تحت تاثير واقعيت ما در لحظه ديدن و روايت ماجرا است.
به اين جمله »کارل مارکس« به عنوان يک روزنامه‌نگار انديشمند دقت کنيم: »اگر بر ما نيست که آينده را بنا کنيم و پاسخ‌هاي سرمدي پايه بگذاريم، آنچه اکنون بايد به ثمر رسانيم تغيير است: منظورم نقد بي‌محاباي هر چيز مستقر است. نه فقط بي‌محابا به معناي ترس نداشتن از برآمدهاي خود، بلکه حتي از ستيز با هر قدرتي که در برابر آيد.«*
ببينيد در اين جملات چه اطميناني به خود و درک خود از واقعيت مستقر وجود دارد. آيا در زمان ما چنين قطعيتي پذيرفتني است؟ آيا چنين ايماني به واقعيت‌ها وجود دارد؟ آيا چنين حقانيتي به زاويه ديدها مي‌توان داد؟ حالا به جملات ضدرسانه‌ي بزرگي مثل ناپلئون بناپارت دقت کنيم: »روزنامه‌ها را کمي بيشتر سرکوب کنيد. مجبورشان کنيد که مقاله‌هاي خوب بنويسند. به سردبير »ژورنال دو با« و »پابلي سيست« [از نشريات موثر در انقلاب فرانسه] بفهمانيد که سر انجام روزي خواهد رسيد که آن‌ها ديگر مفيد نخواهند بود. آن‌ها را با روزنامه‌هاي ديگر تعطيل خواهيم کرد و تنها يک روزنامه را باقي خواهم گذاشت... زمان انقلاب به سر آمده. تنها يک حزب در فرانسه باقي است. اجازه نخواهم داد روزنامه‌ها عليه منافع من چيزي بنويسند...«**
در اين جملات هم همان حد از اطمينان به خود و درک خود از واقعيت مستقر است و همان سئوال‌هاي قبل قابل طرح.
بايد در نظر داشت که امروز زندگي و روايت روزنامه‌نگاري واقعي، بر خلاف سانتي مانتاليسم حاکم بر ژورنال‌هايي مثل ژورنال‌هاي مد که تازگي مشابهات سياسي هم پيدا کرده‌اند چندان تصنعي و دلبخواهي نيست.
اما در نهايت ما در جامعه‌اي زندگي مي‌کنيم که سال‌هاست فيلسوفان و سياستمداران، شکاکان را به دليل مخاطب محور بودن و سعي در شناخت واقعيت نکوهش کرده و برده بازي شده‌اند.
------------------------------------------
* بابک احمدي، مارکس و سياست مدرن، نشر مرکز، تهران 1385 صفحه 1
** پير آلبر و فرناندو ترو، تاريخ مطبوعات جهان، ترجمه هوشنگ فرح جسته، انتشارات پاسارگان، تهران 1363، صفحه 50</p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>یه کم اینترنت</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.not8.ir/1388/11/14/post-176.html" />
   <id>tag:www.not8.ir,2010://2.483</id>
   
   <published>1388-11-14T06:58:49Z</published>
   <updated>1388-11-14T07:07:50Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>محمد رضا عطایی</name>
      
   </author>
         <category term="روزمرگی‌ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.not8.ir/">
      <p dir="rtl" align="right">فکر کنم اگر چارلز دیکنز قرار بود امروز کتاب اولیور تویست را بنویسد؛ حتما از قول اولیور به آقای بامبل می‌نوشت: «من یه کم اینترنت بیشتر می‌خوام، لطفا.»
</p>
      <p dir="rtl" align="right">چند روز است که به دلیل نامعلوم کاربران عادی اینترنت در کل کشور و کرمانشاه با مشکل دسترسی به فضای مجازی روبرو هستند.
یکی نیست به این پدرآمرزیده‌ها بگوید بابا می‌خواهیم نشریه منتشر کنیم و به اینترنت احتیاج داریم.
نمی‌دانید با چه مصیبتی پول وصل کردن اینترنت ADSL و خرید مودمی که در دفتر مفقود شده بود را تهیه کردیم و خواستیم بنشینیم از اینترنت پرسرعت لذت ببریم که آمدند قطعش کردند.

***************************
پی‌نوشت: هنوز هم با این اختلال در دسترسی به اینترنت دست به گریبانیم و این پست نیز به مدد امدادهای غیبی سیستم VPN نوشته شده است.</p>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>ما، دن‌کیشوت و باقی ماجرا...</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.not8.ir/1388/11/06/post-175.html" />
   <id>tag:www.not8.ir,2010://2.482</id>
   
   <published>1388-11-06T10:24:53Z</published>
   <updated>1388-11-06T12:52:19Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name>محمد رضا عطایی</name>
      
   </author>
         <category term="ممیزی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.not8.ir/">
      <p dir="rtl" align="right"><![CDATA[آه، دن‌کیشوت!
دیدی
چه دسته‌گلی به آب دادی

بعد از تو ما
بچه‌های آدم نیستیم
بچه‌های توایم.
<p style="text-align: left">شمس لنگرودی</p>

***با تشکر از رضا و صفحه‌ی پیاده‌رو‌اش***]]></p>
      <p dir="rtl" align="right"></p>
   </content>
</entry>

</feed>
