اندیشهها فیلتر نمیشوند!
اندیشهها فیلتر نمیشوند!

روزنامهنگار آزاد بودن یعنی هر وقت هرکجا خواستی کار کنی و هر زمان هم که خواستی سبک سفر کنی به یک دیار دگر.
الآن هم چند روزی است که با همکاری چند نفر از دوستان قدیم و جدید، دفتر خبرگزاری موج در کرمانشاه را راهاندازی کردهایم.
امروز موسسه فرهنگی علیمرادیان در مراسمی که به مناسبت چهاردهمین سالگرد تاسیس خود برگزار کرده بود از پذیرفتهشدگان برتر کنکور سراسری شهرستان نهاوند، معلمان کلاس اول این دانشجویان و شهرمندان منتخب تقدیر کرد.
در بخش ویژه مراسم از من به عنوان جوانترین مرد علمی فیزیک سال ۲۰۰۸ نیز تقدیر شد.
در این مراسم به صورت رسش و پاسخ در خصوص این عنوان و همایشهایی که شرکت کردهام به سخنرانی پرداختم.
حاضران در جلسه تشویقهای مخصوصی انجام دادند و اینها همه مسئولیت مرا چند برابر میکند.
***************************
پینوشت: در پستهای بعدی در این خصوص بیشتر توضیح خواهم داد.

«لطفاً خودتان را معرفی کنید و درباره درجات علمی که کسب کردهاید بگویید.» این اولین سئوالی بود که امروز خبرنگاری که از صدا و سیما به خانه ما –در نهاوند- آمده بود، پرسید و بعد من شروع کردم به صحبت درباره خودم که سال 1364 به دنیا آمدم و تا کنون چندین مقاله علمی ارائه دادهام.
با همه راستی که میزان دارد
رو بر جهتی کند که زر بیشتر است
امروز روز وکیل است و امیدوارم همهی ما بتوانیم ترازوی عدالت را راست نگه داریم.
روز یکشنبه در جلسه اداری شهرستان نهاوند با حضور فرمانده سپاه انصار الحسین استان همدان در تالار اندیشه مجتمع امام خمینی برگزار شد، هدیه و لوح تقدیر اهدایی از سوی استاندار همدان به من داده شد. البته هدیه بزرگتر برای من خبری بود که درباره تشکیل کمیسیون فرهنگی شورای شهر در جلسه داده شد. زیرا این یکی از آرزوهای من برای نهاوند بود که با پیگیریهای انجام شده، بالاخره محقق شد. بزرگترین هدیه هم لبخند شوقی بود که وقتی روی سن ایستاده بودم، بر چهره پدر و مادرم نقش بست.
بالاخره اولین شماره هفتهنامه نقدحال در سال جدید، با شکل و طراحی جدید منتشر شد.
قرار است از اول اردیبهشت این نشریه به همراه ۸ صفحه جدید، در تهران و غرب کشور توزیع شود.
فکر کنم اینم یکی از همون هندوانههایی که قراره بردارم.
تعوبض فرم شکلی و محتوی نشریه از خبری-اطلاعرسانی به خبری تحلیلی؛ پوشش استانهای غربی و تهران و چند برنامه دیگه که داریم، خیلی وقت میگیره و به تبع هم بار اصلیاش روی دوش سردبیر از همه بیشتر سنگینی میکنه.
این شماره که خداشکر خیلی به چیزی که در نظر داشتیم نزدیک شد، تا بعد چی پیش بیاد معلوم نیست.
یادداشت سردبیر شماره ۱۵۳ نقد حال
پینوشت: از این شماره بازارچه نقدحال به عنوان نیازمندیها ضمیمه هفتهنامه است.
عكس این شماره نقدحال خیلی بحث برانگیز بود، صبح از نیروی انتظامی زنگ زدن، با من كه حرف زدن گفتم كه نمیتونن من رو سئوال، جواب كنن. آقای پشت تلفن مدعی بود كه عكس مونتاژ شده است؛ و میخواست بدونه چرا این عكس رو كار كردیم.
این سیستمهای الکترونیکی گرچه کارها رو خیلی راحت کردن ولی بعضی مواقع هم سبب دردسر میشه.
این هفته تقریبا همه چیز طبق برنامه پیش میرفت که خراب شدن کامپیوترها و از کار افتادن شبکههای دفتر همه چیز رو به هم ریخت و فکر کنم با یه تاخیر منتشر بشیم.
جیکیرولینگ در کتاب هری پاتر نوشته: «هیچ وقت به چیزی که میتونه مستقل از تو فکر کنه، اعتماد نکن.» من هم معتقدم: «همیشه به چیزی که فکر یا شیوهی کارکردش در اختیار تو نیست، مشکوک باش.»
فردا ساعت ۱۱ تا ۵/۱۲ و ۱۳ تا ۵/۱۳ جلسه عمومی و فوقالعاده انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران در محل انجمن به آدرس تهران، بلوار کشاورز، خیابان شهید کبکانیان، کوچه هفتم، پلاک ۲۶ برگزار میشود.
این شماره نشریه ۲۸ صفحه و در ۳ قطع متفاوت است، خود هفتهنامه نقدحال ۸ صفحه ۳۵ در ۵۰، بازارچه ۴ صفحه ۲۵ در ۳۵ و عدل منتظر ۱۶ صفحه ۱۷ در ۲۵ سانتیمتری که سبب شده ترافیک کاری بالا برود.
اوضاع خیلی خوب بود، این سیل اعترافات مسخره هم شروع شد.
سایت جدید موسسه فرهنگی-هنری علیمرادیان راهاندازی شد.
برای دیدن این سایت اینجا کلیک کنید.
امروز روز خبرنگار است.
اما انجمن صنفی روزنامهنگاران پلمب شده و من ماندم و تمام مصیبتهایی که بخشی از آن را در یادداشت سردبیر این شماره نقدحال نوشتهام.
این هفته نامه باران دفتر ما بود، از یک طرف اداره کل ارشاد نامه مینویسد که فلان را درج نکنید، فلان را درج کنید و بعد هم روابط عمومی استانداری کرمانشاه که رئیس آن بدون هیچ تخصصی بدون گذراندن دوران خدمت وظیفه و با مدرک دیپلم انتصاب شده -البته وی هم اکنون به صورت فراگیر در دانشگاه پیامنور مشغول تحصیل است- جوابیه خنده داری برای نشریه میفرستد و در آن از لزوم تخصص گرایی حرف میزند.
برای همهی این نوشتهها جوابهایی داریم که در شماره روز شنبه درج خواهیم کرد.
البته باید از اداره روابط عمومی استانداری تشکر کرد، زیرا این جوابیه سبب شد پس از مدتها دست و دلمان دوباره به کار برود؛ چون مدتی است هیچکداممان دل خوشی برای کار کردن نداریم.
نامههای باریده بر سرمان که گاه هیچ جایگاه قانونی نیز ندارد،و تغبیرهای غلطی که از قانون مطبوعات میشود؛ سبب نوشتن یادداشت سردبیری شد در خصوص لزوم اجرای تمام و کمال قانون.
چه اوضاع قمر در عقربی است.
وقتی به برنامههای روزانه افراد نگاه میکنی، بیشتر رفتار ایرانیان بدل شده به یک سری عادات روزانه که بیشتر هم از زندگی خانوادگیشان نشات میگیرد.
ایرانیهای امروز در بدترین شرایط اجتماعی زندگی به جای آنکه تلاش کنند با برنامههای شاد خلاهای موجود در زندگیشان را پر کنند، به فکر جمعآوری پول، پسانداز، سرمایهگذاری و خلاصه تمام کارهایی هستند که به وسیلهی آن بتوانند مقداری به داراییهای خود اضافه کنند؛ زندگی در ایران امروز خلاصه میشود رد یک عبارت: «زندگی: پول و دیگر هیچ.»
مدیرمسئول ما هم روی خطی شد.
سایت روزنامه نگار دات کام وبنوشتههای شخصی غلامرضا نوریعلاء مدیر مسئول هفتهنامه نقدحال است.
این وب نوشتهها با شعار «هر حرفی از دهان کسی بیرون میآید، گمان بد مبر، در حالی که احتمال نیکی در آن داری» تازه راهاندازی شده است.
امیدوارم دیر و دور ادامه دهد.
بالاخره قطعی شد که فردا عید فطر است.
گرچه بعد از ظهر یکی از دوستانم که در موسسه نجوم کار میکند، زنگ زد و گفت از نظر علمی ماه وارد برج شوال شده؛ اما نزدیک ساعت ۱۰ شب بود که با تلفن امیرحسین متوجه شدم که عید فطر از طرف دولت نیز اعلام شده است.
نمیدانم اگر این یک دستور که «روزه گرفتن در عید فطر حرام است» نبود چه اتفاقاتی میافتاد، ولی فکر میکنم حضرت رحمان این دستور را برای آن قرار داده که مسلمانان ناچار از دانستن علم نجوم باشند.
در این بین تنها سئوالی که باقی میماند آن است که چرا از زمان صفویه و با دخالت مستقیم دین در حکومت، پیشرفت علمی در بین ایرانیان مسلمان متوقف شد.
***************************
در بین پیامکهایی هم که به مناسبت عید فطر برایم فرستاده شد، جالبترین آن را همکار خوبم ثریا صفری فرستاد: آزادی از اسارتگاه نفس و رویت ماه، نشان پذیرفته شدن است، پس مبارک باد.
اول مهر ماه است.
من هیچ حس و تعبیر خاصی از این روز ندارم.
همیشه رسم بر این است که در چنین روزهایی انواع حسهای نوستالوژیک گل میکند و نقل خاطرات از روزهای مدرسه و اولین روز آن شروع میشود.
این خاطرات به طور معمول همراه است با حس افسوسگونهای مبنی بر بازگشت به روزهایی که خاطره از آن نقل میشود.
اما من هرگز تمایلی برای بازگشت به گذشته ندارم، زیرا آموختهام که برای امور محال بهتر است نه فکر کرد و نه آرزو.
علاوه بر این اول مهر هم روزی است مثل سایر روزها که بر طبق قراردادی بیاعتبار بین ما آدمها با زمان بازگشایی مدارس قرین شده؛ وگرنه تنها روزی را میتوان متفاوت و خجسته دانست که تمام جهان را آزادی و عشق فراگرفته باشد.
چند روزی مشغول خانه تکانی و تغییر هاست هستم...
این هفته علاوه بر تمام برنامههای معمول کاریام، در کارگاه آموزش فوتوژورنالیسم (آموزش اصول صفحهآرایی نشریات و کار با نرمافزار CorelDRAW ویژه کارکنان روابط عمومیهای منطقه ۱۱ دانشگاه آزاد اسلامی (استانهای کرمانشاه، کردستان، ایلام) به عنوان مدرس حضور داشتم.
«صادق هدایت» در کتاب بوف کور خود مینویسد:
«در زندگی زخمهايی هست كه مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد. اين دردها را نمیشود به كسی اظهار كرد، چون عموما عادت دارند كه اين دردهای باور نكردنی را جزو اتفاقات و پيشامدهای نادر و عجيب بشمارند. و اگر كسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان سعی میكنند آن را با لبخند شكاك و تمسخرآميز تلقی بكنند؛ زيرا بشر هنوز چاره و دوايی برايش پيدا نكرده و تنها داروی آن فراموشی به توسط شراب و خواب مصنوعی به وسيله افيون و مواد مخدره است. ولی افسوس كه تأثير اين گونه داروها موقت است و به جای تسكين پس از مدتی بر شدت درد میافزايد!!!»
به نام خداوند بخشنده مهربان
مرگ هر انسانی بیشک تاثیری باورنکردنی بر چرخهی حیات انسانی خواهد گذاشت. هر چه هم که آن شخص جایگاه والاتری داشته باشد، فقدان وجودش، جبران ناپذیرتر خواهد شد.
از سویی دیگر کشتن هر موجود انسانی خود گناهی نابخشودنی است، حالا به هر وسیله و هر مقصودی؛ اما از این میان شقیترین شکل کشتن یک انسان ترور است.
از این رو ترور دکتر مسعود علی محمدی استاد فیزیک دانشگاه تهران را به عنوان عملی برای حذف یک انسان آن هم از نوع علمی آن، از سوی هر شخص یا گروه و به هر دلیل باشد را به شدت محکوم کرده و به عنوان عضوی از جامعه علمی فیزیک ضمن تسلیت به همسر [سرکار خانم منصوره کریمی] و فرزندان این استاد گرانقدر برای وی علو درجات معنوی را از درگاه حضرت سبحان آرزومندم.
محمد رضا عطایی
فکر کنم اگر چارلز دیکنز قرار بود امروز کتاب اولیور تویست را بنویسد؛ حتما از قول اولیور به آقای بامبل مینوشت: «من یه کم اینترنت بیشتر میخوام، لطفا.»
کارگاه آموزش (Work shop) خبرنویسی پیشرفته ویژه مدیران روابط عمومی منطقه ۱۱ دانشگاه آزاد اسلامی برگزار شد.
در این کارگاه اصول تهیه و تنظیم حرفهای خبر، آموزش داده میشود. از آنجا که مدیران روابط عمومی با خبر به صورت کم و بیش سر و کار دارند، در این دوره تلاش شد نکات کاربردی و موضوعاتی که غالبا در کتب ویژه خبرنویسی گفته نمیشود؛ تدریس شود.
این کارگاه به مدت ۳۲ ساعت از امروز (۲ اسفند) تا روز چهارشنبه (۵ اسفند) در صبح و بعد از ظهر برگزار میشود.
این صفحه حاوی آرشیوی از تمام نوشته هایی که به دسته روزمرگیها ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.
دسته بعدی دلنوشتها است.
دسته قبلی سانسوریها می باشد.
در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.
© این
سایت بر طبق کنوانسیون برن برای
محمّد رضا عطایی تحت قانون حمایت از
داراییهای ادبی و هنری قرار دارد.
Copyright for
Mohammad reza Ataei with Berne Convention
©