« شهریور ۱۳۸۷ | صفحه اصلی | اسفند ۱۳۸۷ »

مهر ۱۳۸۷ آرشیو

۶ مهر ۱۳۸۷

مامان کوچولو

چند وقته که حوصله هیچ کاری را ندارم و زیاد هم دل‌ام نمی‌خواهد با دیگران معاشرت داشته باشم. این موضوع نی‌نی رو خیلی ناراحت کرده بود، خیلی نگران بود، شب‌ها نمی‌تونست خوب بخوابه، کابوس می‌دید، از خواب که می‌پرید، می‌اومد پیش من و می‌گفت: «بابا جونم، مُحدَم بغلم می‌دیری؟!» و این یعنی از چیزی ترسیده، من هم طوری که خیال‌اش جمع شود و کمی فشار بازوانم را احساس کند، بغل‌اش می‌کردم؛ او هم با آرامش می‌خوابید.

ادامه "مامان کوچولو" »

۱۱ مهر ۱۳۸۷

الف

چند وقت پیش نی‌نی تصمیم گرفت برای اینکه در کارها به من کمک کند، خواندن و نوشتن را بیاموزد، من هم که خیلی دوست داشتم دخترم با سواد شود، قبول کردم و برطبق روشی که خودم خواندن و نوشتن را آموخته بودم شروع کردم به آموزش.

ادامه "الف" »

۲۴ مهر ۱۳۸۷

گدایی

بعد از ظهر با نی‌نی رفته بودیم بیرون، داشتیم تو خیابان راه می‌رفتیم که نی‌نی دستم را کشید و گفت: «بابا جونم، این بَدِه دی‌کار می‌دُنه؟!»
گفتم: کی چه کار می‌کنه؟!
به کودکی که گوشه‌ی خیابان نشسته بود اشاره کرد و گفت: «این بَدِه رو می‌دَم!»

ادامه "گدایی" »

درباره مهر ۱۳۸۷

این صفحه حاوی تمام نوشته هایی که به نت‌هشتم در وقت اضافه در مهر ۱۳۸۷ ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.

آرشیو قبلی شهریور 1387 می باشد.

آرشیو بعدی اسفند 1387 است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.