داستان کوتاه

برای هم

در را که به هم کوبید و رفت، روی مبل افتادم.
بی‌اختیار احساس کردم پاهایم جان ندارند که ستون تنم باشند.
خانه سکوت عجیبی گرفته، آرامش بعد از طوفان ولی صداها همچنان توی سرم بود.
صدای آن همه فریاد و جیغ و داد درست مثل دیدن آثار خرابی بعد از طوفان.
صدای پاشنه کفش‌هایش را می‌شنیدم که پله‌ها را پایین می‌رفت.
هر چه خودش دورتر و صدای پایش کمتر می‌شد صدای ضربان قلبم را در گلویم می‌شنیدم، بی‌اختیار دستم را روی شقیقه‌ام گذاشتم و به زمین خیره شدم.
درست انگار قلبم در هر دو سو سرم را به اسارت گرفته و با پتک به آن می‌کوبید وقتی یک قطره اشک از روی دماغم سر خورد تازه فهمیدم که چرا چشمم می‌سوخت.
با تمام وجود عاشقش بودم... و بعد از این همه دعوا و کتک‌کاری باز هم به حرف همه که پیش از ازدواجمان می‌گفتند «واقعا برای هم ساخته شده‌‌اند» ایمان دارم.
ایراد کار درست همین جا بود، ما برای هم ساخته شده بودیم و این قابل تحمل نبود، ما را طوری تربیت نکرده‌اند که همکار بخواهیم، ما کارگر می‌خواهیم.
باید یکی‌مان برای دیگری ساخته می‌شد تا بهتر زندگی می‌کردیم، برای هم ساخته شدن فایده‌ای ندارد.
تابلوی روی دیوار توجهم را جلب کرد... انگار اولین بار بود که می‌دیدمش، سال پیش در مجموعه یک خطاط تازه‌کار دید و پسندید و به اصرار او آن را خریدیم، هر چند که من هیچ وقت چیز جالب و هنری خاص در آن ندیده بودم. روی شعر ماندم:
اکنون به داغ صد غم و صد محنتم اسیر
آن مرغ خوش‌دلی که تو دیدی پرید و رفت
مرغ خوش‌دل او بود یا دل‌خوشی‌های خودم... شاید هم هر دو یکی باشد... او تمام دل‌خوشی‌ام بود.
آهنگی آشنا به گوشم خورد ناگهان متوجه شدم که موبایلش را فراموش کرده است، یکهو نفس عمیقی کشیدم انگار خون تازه‌ای در رگ‌هایم دوید، بر‌می‌گشت... برای بردن موبایل بر‌می‌گشت... باید کاری می‌کردم که بماند... اصرار... خواهش... عذر‌خواهی... باید بداند چقدر بدون او می‌میرم... هر لحظه جان‌کندنی می‌شود... باید بداند... قول می‌دهم دیگر تمام شود...
برای آخرین بار... یک فرصت دیگر...
صدای پایش آمد، باز هم ضربان قلبم تند شد، احساس کردم صورتم سرخ شده است حالت تهوع داشتم ، درست مثل اولین قراری که با هم داشتیم و من یک ساعت زودتر رفته بودم و وقتی هم آمد حالم بد شده بود.
کلید را انداخت و داخل شد...

ـ چی شد، به خریت خودت پی بردی برگشتی...؟! چقدر دستی بدیم دست از سرمون برداری.

وریا قادرپناهی
veriapanahi@yahoo.com

اخبار تعلیقی

کرمانشاه و سفر رئیس‌جمهور

«هگل گفته: همه اتفاقات دوبار روی صحنه می‌آیند؛ امّا یادش رفته اضافه كند: بار اوّل به صورت تراژدی و بار دوم در قالب كمدی.» وقتی این جمله را از كارل ماركس می‌خواندم، ذهن‌ام بیشتر روی مسائل تاریخی و گاهی ماتریالیست تاریخی می‌گشت، آمّا این‌بار نمودی واقعی و عینی از آن را جلوی چشم داریم.
به چند خبری كه همگی از خبرگزاری ایسنا منطقه كرمانشاه نقل شده‌اند، دقت كنید:
22 دی‌ماه 1387: کرمانشاه، آخر هفته میزبان رئیس جمهور و هیئت دولت است.
30 دی‌ماه 1387: کرمانشاه، آخر هفته میزبان رئیس جمهور و هیئت دولت است.
24 دی‌ماه 1387: سفر هیئت دولت به کرمانشاه به تعویق افتاد.
1 بهمن 1387: سفر رئیس جمهور به کرمانشاه لغو شد.

ادامه "كرمانشاه و سفر رئيس جمهور در سایت نت‌هشتم" »

جارچی

وزیر اقتصاد: موج دوم بحران در راه اقتصاد جهان است.
رئیس کل بانک مرکزی: بحران اقتصادی جهان بر ما تاثیری نداشته است.
جارچی: یا ما در جهان نیستیم؛ یا موج‌سواران قابلی هستیم.

رئیس سازمان سنجش: 7 هزار دانش‌آموز با معدل 20، طرح حذف کنکور را با مشکل مواجه کرده‌اند.
جارچی: وقتی 4 نفر می‌توانند براندازی نرم کنند، خدا پدر این 7 هزار نفر را بیامرزد که کره زمین را از مدار خارج نکردند.

وزیر امور خارجه اردن: ایران برای منطقه خطرناک است.
جارچی: ترب را در دسته سبزیجات راه نمی‌دادند، می‌خواست وزیر کشاورزی را استیضاح کند.

اعتماد ملی: دولتمردان از اقتصاد نفتی دل نمی‌کنند.
جارچی: یه دل می‌گه برم، برم؛ یه دلم می‌گه کجا می‌ری از اینجا بهتر؟!

ته مقاله

ماجرای تکراری مرگ و همسایه

سوم بهمن 1382 اتمام فرصت یک هفته‌ای بود که 83 نفر از نمایندگان مجلس ششم در نامه‌ی خود به رئیس جمهور وقت ایران داده بودند. در این نامه از سید محمد خاتمی خواسته شده بود که به عنوان مسئول دولت برگزار کننده انتخابات مسئله رد صلاحیت این گروه از سوی شورای نگهبان را حل کند.
حال آنکه شورای  نگهبان که شش نفر از اعضای آن با انتخاب مستقیم رهبر و شش نفر دیگر با انتخاب رئیس قوه قضائیه و تایید نمایندگان مجلس تعیین می‌شوند، نهادی فراتر از حد اختیارات رئیس قوه مجریه‌ای چون خاتمی است؛ و او تنها می‌توانست، شبیه وقتی چند نفر از وکلا به خاطر رفتار برخی بازجوها و زندانبانان با زندانیان سیاسی به نزد او شکایت بردند، اندک اشکی در این خصوص ریخته و بگوید: من این موضوع را به رهبر گزارش می‌دهم.
امّا آنچه بیشتر از هر چیز جالب توجه است، متنی بود که روزنامه کیهان در خصوص تحصن نمایندگان اصلاح‌طلب رد صلاحیت شده، منتشر ساخت. به بخشی از آن دقت کنید: «... این رد صلاحیت‌شدگان ... در چهار سال گذشته برای ایران و ایرانی چه کردند؟ ... آیا مانع شدند که درآمد نفت صرف هزینه‌های جاری دولت نشود؟ ... آیا به وضعیت تردیدآمیز واردات قطعات پیش‌ساخته مدل‌های قدیمی اتومبیل جهت مونتاژ در ایران و فروش به بهای گزاف رسیدگی کردند؟ ...
]در خصوص[ دادن حیات تازه به قانون از کجا آورده‌ای دهه 1340، جلوگیری از تورم، برقراری بازنشستگی عمومی، برکناری وزیران و ... چه کرده‌اند؟ ...استناد به رفتن به جبهه پس از دو دهه دیگر نمی‌تواند امتیاز باشد. ... در مورد شرکت در انقلاب دهها هزار تن هستند که در انقلاب سال 57 شرکت موثرتر کرده بودند...»
حال آیا نمی‌توان از مدیر مسئول و نویسنده این ستون کیهان پرسید: اگر ملاک شما این است، آیا نباید بیشتر نمایندگان مجلس هفتم نیز رد صلاحیت می‌شدند؟
البته شاید هنوز مصداق همان باشد که مرگ خوب است ولی برای همسایه.
 

محمّد رضا عطایی
ataei@journalist.com

وقایع اتفاقیه

شنبه: علی‌آبادی گفت: امکانات در سطح کشور به گونه‌ای است که هر استان ما می‌تواند المپیک آسیایی برگزار کند و امکان آنرا داریم که المپیک، جام‌جهانی و المپیک زمستانی را همزمان برگزار کنیم.

منبع: رادیو ورزش

یکشنبه: دولت اسرائیل پس از 23 روز حمله نظامی به غزه آتش‌بس یک‌جانبه اعلام کرد.
در پایان جلسه هیئت دولت نخست وزیر اسرائیل گفت: این آتش‌بس در جواب پیشنهاد مصر انجام شده و منوط به کنترل قاچاق سلاح به غزه و موشک‌ اندازی از سوی حماس است.
وی افزود: این آتش‌بس ناپایدار است.

منبع: بی‌بی‌سی

دوشنبه: برنامه ورزشی 90 که به انتقاد از سیستم ناهماهنگ ورزشی می‌پرداخت از سوی اعضای خانواده ورزش تحریم دستوری شد و حتی پس از تغییر سئوال مسابقه بازهم سامانه پیامک این برنامه با مشکل مواجه شد.
فردوسی‌پور در این برنامه گفت: امیدواریم این مشکل عمدی نباشد.
وزیر ارتباطات هم دستور تشکیل ستادی برای پیگیری این موضوع را صادر کرد.

منبع: روزنامه ورزشی گل

سه‌شنبه: در حاشیه نسشت هیئت دولت به طور همزمان صفارهرندی فعالیت تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی و زاهدی فعالیت طیف علامه دفتر تحکیم وحدت را غیرقانونی اعلام کردند.
مسئول راه‌اندازی تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی گفت: مقامات ایرانی اجازه ندادند در ایران خبرنگار فارسی‌زبان داشته باشیم، ولی دفتر انگلیسی در آنجا فعالیت دارد.

منبع: روزنامه سرمایه

چهارشنبه: از سوی دیوان عدالت اداری اختیارات ویژه رئیس جمهور در شورای عالی تامین اجتماعی لغو شد.
اعتراض‌های مجامع کارگری و کارفرمایان به دورخیز هیئت وزیران برای دولتی کردن سازمان تامین اجتماعی سبب صدور این حکم شد.
دیوان عدالت اداری بخش‌هایی از تغییرات دولت در اساسنامه را مغایر قانون دانسته و دستور به لغو اجرای این مفاد داده است.

منبع: سایت روزنا

پنج‌شنبه: رئیس جمهور جدید امریکا در اولین اقدام خود بر طبق شعارهای انتخاباتی‌اش دستور تعطیلی زندان گوانتانامو و لغو محاکمات نظامی در این زندان را صادر کرد.
این دستور باید در اولین فرصت عملی گردد که این زمان نمی‌تواند بیش از یک سال به طول انجامد.

منبع: بی‌بی‌سی

دل‌مان می‌خواهد...

- چشم بصیرت آقای علی‌آبادی به ما هم عنایت شود تا بتوانیم این همه امکانات را ببینیم.
- صلح غزه پایدار بماند، تا آقای حیاتی و خانم اصغری این همه غصه نخورند.
-تمام ویروس‌ها و میکروب‌های جهان از بین بروند و آفتاب مرداد در بهمن طلوع کند، شاید آخر هفته کرمانشاه میزبان رئیس جمهور باشد.

خدا نکند...

-عادل فردوسی‌پور به راه راست هدایت شود تا همچنان نود جذاب و پر بیننده باشد.
-هوا گرم شود تا نفت از این هم ارزان‌تر شود.
-ناگهان از دار دنیا برویم و نتوانیم از این همه خوشی استفاده کنیم.