جمعه‌نامه @ اجتماعی، فرهنگی، سانسوری @ سال اول @ شماره دوم @ 11 بهمن 1387

خبر

پایان سفر پنجاه و یکم

با پرواز هواپیمای حامل رئیس جمهور از فرودگاه شهید اشرفی اصفهانی کرمانشاه، پرونده پنجاه و یکمین سفر استانی هیئت دولت که پس از دو هفته تعویق انجام شده بود، بسته شد.
حاصل این سفر افتتاح چند پروژه، ملاقات‌های گزینشی با برخی از گروه‌ها، مقدار زیادی سخنرانی و 185 مصوبه بود.

 

دیدگاه وریا

احمدی‌نژاد از 5 منظر

منظره اوّل؛ عکس تکی:
... اَه... این منظرش خیلی بی‌ریخته ... بریم بعدی.
منظره دوم؛ مدیریت بحران:

ایران موقعیتی استثنایی دارد، هم از لحاظ ژئوپولتیک و تاریخی و توازن در منطقه و هم به لحاظ شرایط داخلی‌اش، اول انقلاب بعد جنگ سپس سازندگی، بعد اصلاحات با آن همه سر و صدا و بگیر و ببند، وضع معیشتی مردم، بی‌کاری جوان‌ها، ورشکستگی صنایع داخلی، تورم، اقتصاد وابسته به نفت، شرایط بد بین‌المللی و روابط پرتنش خارجی و تحریم‌های پی‌درپی موقعیت بسیار حساسی را به وجود آورده بود که واقعاً برای کنترل این وضع احتیاج به مدیریتی مجرب و کارآزموده بود که با تجربه‌ای زیاد و توانی مضاعف با انتخاب همکارانی لایق دولتی مقتدر را تشکیل بدهند که ناگهان ... احمدی‌نژاد آمد.
حکایت: آیا مطمئن هستید که می‌توانید سوار این اسب شوید؟ تا به حال
کسی پشت این اسب ننشسته است!
-عجب! خدا در و تخته رو خوب به هم جور می‌کنه... چون من هم تا به حال سوار هیچ اسبی نشده‌ام.
منظره سوم؛ تبادل نظر:
این منظره خیلی قدیمی است، از وقتی سه نفر آدم داخل یک غار زندگی می‌کردند یک نفر حاکم شد، یک نفر قربان صدقه‌اش می‌رفت و یک نفر هم شده بود مردم... احمدی‌نژاد خاکی و مردمی آمد امّا همانطوری که پله‌های ترقی را 100 تا یکی طی کرد مشاوران‌اش نگذاشتند پله‌های از فرش تا عرش اعلی را هم 100 تا یکی طی کند بلکه 100 پا یکی ارتفاع می‌گرفت و بالا می‌رفت تا جایی که باورش شد وقتی در سازمان ملل سخنرانی کرد هاله نور دور سرش افتاده بود. البته در میان این مشاوران کسانی هم هستند که او را بالا می‌برند تا وقتی به زمین‌اش کوبیدند دیگر نتواند بلند شود.
ضرب‌المثل: اگه هندونه زیر بغل داری، مواظب پوست خربزه زیر پات باش.
احمدی‌نژاد کاملاً به آزادی بیان معتقد است، امّا آزادی پس از بیان را چیز مزخرفی می‌داند، خیل بی‌شمار مشاوران، وزیران، معاونان وزارتخانه‌ها، مدیرکل‌ها، استادان دانشگاه و ... که اظهار نظری کرده بودند و اخراج، برکنار و یا به اجبار بازنشسته شدند حکایت از این اخلاق خوب دارد.
حکایت: از همین تعداد پرسیدند: می‌دونین تبادل نظر چیه؟
گفتند: بله، یعنی با نظر خودت بری تو اتاق رئیس جمهور، بعد با نظر احمدی‌نژاد بندازنت بیرون. 

منظره چهارم؛ سفرهای استانی:

احمدی‌نژاد تا به حال 51 سفر استانی انجام داده است که موافق و مخالف‌های زیادی دارد... مخالفان از پرهزینه بودن و بی نتیجه ماندن این سفرها و مصوباتش می‌گویند و اینکه سفرها همه بتبلیغاتی برای انتخابات بعدی است، امّا موافقان می‌گویند که این سفرها از وجه مردمی رئیس جمهور ناشی می‌شود و اینکه می‌خواهد رئیس جمهور ایران باشد نه رئیس جمهور تهران، و دیگر اینکه احمدی‌نژاد مردمی و دردآشناست.
دوستی گفت: مگه رئیس‌جمهورهای قبلی ضد مردم و مرفه بی‌درد بودن که اینها اینطوری می‌گن؟!
دوست دیگری در جواب گفت: قبلی رئیس جمهور بودن، ولی این یکی می‌خواد سوپرمن قضیه باشد.
نتیجه گیری: آدم برای سوپرمن بودن باید هیکل خوبی داشته باشه.
امّا به هر حال 51 سفر استانی انجام دادن، این همه آدم را راه انداختن، این همه جلسات رفتن و حرف زدن و مصوبه نوشتن انصافاً توانایی زیادی می‌خواهد... من از جانب خودم می‌گم خدا قوت آقای رئیس جمهور.
حکایت: نویسنده‌ای یک رمان 51 جلدی نوشته بود، در شب انتشارش از طرف ناشر جشنی برپا شد.
دوستی گفت: جام‌های‌تان را بالا بگیرید، می‌خوریم به سلامت سر این نویسنده که این همه تخیل و داستان ناب در آن هست.
دوست دیگری گفت: من می‌گم بخوریم به سلامتی تـه این نویسنده که تحم
ل کرد و نشست تا او این همه را بنویسد.
منظره پنچ؛ دوست یا دشمن:

گذشته از تمام کارها و قول‌های عمل نشده عده‌ای بودند که واقعاً و از صمیم قلب به احمدی‌نژاد اعتقاد داشتند و شعار عدالت و مهرورزی او را باور کرده بودند، نسل‌های جوانی که منتظر یک پاک‌نهاد، مبارز و چریک بودند، نسل‌های جوانان دوره انقلاب که میان‌سال شده‌اند و بعد از این همه بی‌اخلاقی در جامعه طرفدار کمی اصول و اخلاق بودند و پیرمرد و پیرزنانی که در گوشه‌های دور و نزدیک ایران طلب عدالت گمشده و مهر ندی
ده از احمدی‌نژاد می‌کردند. امّا حالا بعد از سه سال واقعاً به آنچه می‌خواستند رسیدند؟!
حکایت: مارها غورباقه‌ها را می‌خوردند و غورباقه‌ها غمگین بودند، غورباقه‌ها به لک‌لک‌ها شکایت کردند، لک‌لک‌ها آمدند و مارها را خوردند و غورباقه‌ها شادمان شدند. لک‌لک‌ها گرسنه شدند و شروع کردند به خوردن غورباقه‌ها، غورباقه‌ها دچار اختلاف دیدگاه شدند عده‌ای از آنها با لک‌لک‌ها کنار آمدند و عده‌ای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند. مارها بازگشتند و هم پای لک‌لک‌ها شروع کردند به خوردن غورباقه‌ها.
حالا دیگر غورباقه‌ها متقاعد شده‌اند که برای خورده شدن به دنیا می‌آیند، تنها یک مشکل آنها حل نشده باقی مانده است: اینکه نمی‌دانند توسط دوستان‌شان خورده می‌شوند یا دشمنان‌شان.

نتیجه‌گیری: خسته از گذشته در حال خوابیده‌ایم و خواب آینده را می‌بینیم.

 

نظر محمّد رضا

نان و پنیر چند میلیاردی

از زمانی که محمود احمدی‌نژاد به عنوان عالی‌ترین مقام اجرایی جمهوری اسلامی ایران منصوب شد، بنا را بر آن گذاشت تا هر چند وقت یک‌بار جلسه هیئت وزیران را در یکی از استان‌ها برگزار کند. در هر یک از این جلسات مصوبات مربوط به استان مورد نظر مطرح و به صورت تقریبی چیزی نزدیک به 100 طرح به تصویب می‌رسد. در خلال سفر رئیس جمهور و وزرا از شهرستان‌ها بازدید کرده و برای مردم و مسئولین محلی سخنرانی می‌کنند.
نمی‌توان روی نکات مثبت این طرح سرپوش گذاشت، امّا ضروری به نظر می‌رسد که در خصوص آن به گونه‌ای منصفانه  به تحلیل پرداخت.
این طرح که از آن به عنوان سفرهای استانی هیئت دولت نام می‌برند، بر خلاف آنچه متصور است از ابداعات دولت نهم نبوده و حتی زمان نخست وزیری امیرعباس هویدا نیز انجام می‌شد، که همان زمان هم موافقان و مخالفان بسیاری داشت.
امّا امروز خارج از فضای استبدادی و سانسوری که در آن دوران برای اخبار مربوط به نخست‌وزیر وجود داشت، اکثراً سفرهای هویدا را نوعی عوام‌فریبی گستاخانه می‌دانند. رئیس دولت برای سرپوش گذاشتن بر بسیاری از تبعیض‌های موجود، در میان مردم فرو دست رفته و در میان آنان نشسته و هم‌صحبت و حتی گاهاً هم‌سفره آنان شده و خود را کسی از میان آنان می‌داند. البته در آن زمان رساندن نرخ تورم به صفر نشانه‌ی کمک دولت به مردم بود.
از منظری دیگر باید پرسید آیا هزینه و بودجه‌ای که برای این سفرها صرف می‌شود،  از منبعی به‌جز بودجه استان (بیت‌المال) تامین می‌گردد؟
گرچه سخنگوی دولت چند وقت پیش در پاسخ به این سئوال گفته بود: هزینه سفر چیز زیادی نیست، هیئت وزیران بیشتر نان و پنیر با چای می‌خورند.
امّا در همین سفر وزرایی بودند که جوجه کباب می‌خوردند و حتی تمام عمله و اکره‌ی همراه‌شان هم از این خان متنعم می‌شدند.
گذشته از این هزینه اسکان، محافظت، پذیرایی از مهمان‌ها و ... در مجموع بار سنگینی می‌شود بر شانه‌های بودجه‌های استانی.
هر اندازه هم که در هزینه‌کردها صرفه‌جویی شود –البته به شخصه این امر را محال می‌دانم- باز هم هزینه‌ای میلیاردی روی دست استان می‌ماند، هزینه که دست کم می‌تواند هزینه تحصیل یک دانشآموز را برای یک‌سال تامین کند. با یک حساب سرانگشتی معلوم می‌شود که اگر کل هیئت اعزامی 20 نفر باشند –در حقیقت تنها 200 نفر به عنوان
هماهنگی از چند هفته پیش به کرمانشاه آمده بودند- و در طی مدت اقامت روزانه سه نوبت نان و پنیر بخورند، هر وعده 5 قالب پنیر نیم کیلویی و 20 عدد نان سنگک مورد نیاز است که به عبارتی می‌شود: (20/000=1000×20 و 70/000=14000×5) 90/000 ریال. حال این مبلغ را در 9 وعده ضرب کنید، می‌شود: 810/000 ریال. آیا این مبلغ برای تحصیل یک کودک نیازمند در یک سال کافی نیست؟
با همین حساب سرانگشتی معلوم می‌شود که هزینه چنین مراسمی با آن همه تشریفات و برنامه‌ها و مهمان‌ها سر به چند میلیارد خواهد گذاش
ت.
از چند روز پیش از سفر اکثر ادارات استان کارهای جاری خود را به حالت تعطیل یا نیمه تعطیل درآورده و به آمادگی خود برای برنامه‌های سفر و ارائه گزارش می‌پردازند.
از طرفی وقت یک جلسه هیئت دولت تنها به یک استان اختصاص یافته و بسیاری از مسائل کشور برای یک هفته به تاخیر می‌افتد. شاید دلیل تاخیر در انجام بسیاری از وظایف دولت از جمله لایحه بودجه همین باشد.
در هرکدام از این جلسات حداقل 100 برنامه به تصویب می‌رسد که بسیاری از آنها بدون کارشناسی لازم تنها مصوب می‌شوند و بدون اینکه هیچ برنامه اجرایی برای آن طراحی شده باشد.
علاوه بر آن بسیاری از این مصوبات جز برنامه‌های جاری استان و یا ادارات کل می‌باشد که تنها مصوبه‌ای غیرضروری از سوی هیئت وزیران کسب می‌کند که فقط عنوان دهن پرکن و بی‌ثمری است، حتی گاهی سبب می‌شود بحش عظیمی از پروژه‌های جاری استان برای طرح در این جلسه به تاخیر بیفتد.
سفر دوم به کرمانشاه 185 مصوبه داشت که بسیاری از آنها از جمله روکش آسفالت، تسهیلات برای طرح‌های آبرسانی و ... جز برنامه‌های همیشگی بوده و نیازی به مصوبه‌ای چنین پرتمتراق  نداشت.
علاوه بر این گویی دولت‌مردان در زمان تصویب برآورد اجرایی و مالی درستی انجام نمی‌دهندو زیرا اجرای کامل مصوبات دور دوم سفر در استان کرمانشاه نیاز به چندین هزار میلیارد تومان اعتبار دارد. البته بخش‌هایی از این هزینه‌ها که جز برنامه‌های جاری می‌باشد، از سوی استان تامین خواهد شد.
امّا برای اجرای پروژه‌های دیگر نیاز به اعتبارات بسیاری است که پرداخت آن از عهده استان خارج است.
البته رئیس جمهور در جمع خبرنگاران اشاره کرد که این اعتبارات در بودجه 1388 لحاظ شده، امّا وقتی به یاد پوزخند رئیس مجلس در زمان تحویل لایحه می‌افتم باورم نمی‌شود، در لایحه‌ای چنان لاغر جایی برای کرمانشاه مانده باشد که با نفت 25 دلاری به آن پرداخت.
اگر قرار به بررسی شرایط و قرار گرفتن وزرا و رئیس جمهور در جریان برنامه‌های استانی است، می‌توان استاندار یا حداکثر چند نفر از شورای اداری استان‌ها را برای شرکت در جلسه به تهران دعوت  کرده و در بخشی از جلسات دولت به استان‌ها نیز پرداخته و مصوبات لازم را تصویب و ابلاغ کرد. طبیعی است که هزینه سفر یک یا چند نفر آن هم بدون سر و صداهای این سفر استانی بسیار مقرون به صرفه‌تر است.

البته نباید از نظر دور داشت که در حال حاضر سفرهای استانی برای رئیس جمهور برنامه‌های تبلیغاتی انتخابات دهم  را نیز خوهد خواند و در آن می‌توان با هزینه دولت هم برای خود تبلیغ کرد و هم اقدامات را به شکلی که می‌خواهی منعکس.

سرمقاله

قبای ژنده

محمّد رضا عطایی

- تن بیهوش و خونین زنی که شوهرش تا آستانه مرگ کتک‌اش زده، بی‌آنکه کسی به دادش برسد، گوشه اتاق افتاده است.
- دو جوان موتورسوار کیف زن رهگذری را که تازه از بانک بیرون آمده می‌ربایند، زن کیف را رها نمی‌کند تا اینکه او را  با لگد به زمین می‌اندازند.
- دو دختر نوجوان وارد یک توالت عمومی می‌شوند، تا حد ممکن آرایش خود را غلیظ می‌کنند؛ در همین بین صدای موبایل سکوت را می‌شکند؛ مخاطب برای او آشنا نیست، بعد از چند لحظه، خیلی صمیمی قرار ملاقات می‌گذارد. رو به دختر دیگر می‌کند و با حرکت دست و سر به او می‌فهماند که بحث پول زیادی در میان است بعد تایید او را می‌گیرد. هر دو پس از چند لحظه از توالت خارج می‌شوند، یکی شیطان و بازیگوش و دیگری کرخت و بی‌رق؛ کمی آن‌طرف‌تر سوار اتومبیل مدل بالایی می‌شوند که به سرعت دور می‌شود.
- در رستورانی از شهر مهمانی باشکوهی برگزار شده؛ که پر است از خوردنی‌های جور و واجور و زینت ‌آلاتی که زنان به خود می‌آویزند. در حالی که کودکی در خیابان صورت‌اش را  به شیشه چسبانده و به آنچه اتفاق می‌افتد چشم دوخته است.
-از سقف اتاق  پسر جوانی که دیگر توان تحمل فشارهای زندگی را نداشته، حلق‌آویز شده است.
- مرزبانان به مورد مشکوکی  اخطار می‌دهند، او قصد فرار دارد؛ به سمت‌اش شلیک می‌کنند، وقتی نقش زمین می‌شود بالای سرش می‌روند؛ او نوجوانی بوده که برای تامین بخشی از مایحتاج خانواده خود یک جعبه چای را غیر قانونی از مرز عبور داده است.
- خانم مهندسی که از زندگی با شوهرش خسته شده، نمی تواند از او جدا شود، چون خانواده‌اش با طلاق مخالفند و اگر مطلقه باشد، نمی‌تواند به راحتی گذشته در محل کارش حاضر شود.
- کودک نوزادی از ارتفاع به زمین افتاده و حدود سه ساعت است که به هوش نیامده، مادرش در بیمارستان بی‌قراری می‌کند، ولی چون پولی برای واریز فیش ندارد، بیمارستان دولتی از مداوای فرزند او سر باز می‌زند.
- آتش و دود از پنجره‌های زیرزمین خانه بیرون می‌زند؛ دختری که از تحقیرهای پدر و برادرش خسته شده، با یک گالن بنزین خود را به آتش کشیده است.
- کودک چوپانی به دنبال گوسفندان می‌دود، تا آنها را از رفتن به اطراف بازدارد، صدای انفجار دشت را لرزانده و گله را می‌رماند، گرد و غبار که فرو نشست کودک چوپان غرق در خون نقش زمین شده، در حالی که مین عمل کرده و  پای‌اش را سه متر دورتر انداخته است.
- دختر نه ساله‌ای شب اول ازدواج بر اثر عدم بلوغ و فشارهای وارد شده از سوی شوهر سی و پنج ساله‌اش، بر اثر خونریزی جان می‌دهد.
- زنی که به‌خاطر اعتیاد از شوهرش جدا شده، می‌ترسد مبادا دخترش وجه معامله شوهر سابق‌اش شود، ولی از نظر قانون او  نمی‌تواند حق سرپرستی بچه‌اش را داشته باشد.
وقتی به این جملات درست دقت می‌کنی تازه متوجه عمق فاجعه می‌شوی. فاجعه‌ای که به مراتب فجیع‌تر از غزه و حتی بوسنی اتفاق افتاده، امّا هیچ روزنامه و خبرگزاری اجازه ندارد آنها را منعکس کند. تا شاید کسی بتواند در جایی بنشیند و جلوی دوربین‌های ملی و بین‌المللی دماغ‌اش را بالا بگیرد و درباره امنیت و اصول جامعه هرطور دوست دارد نظر بدهد و اطرافیان‌اش به‌به و هورا راه بیندازند و برای رئیس نوشابه باز کنند که در هیچ کجای دنیا اینچنین مملکت گل و بلبل و بی‌مشکلی وجود ندارد.
حال غافل از بدن‌های  بی‌جان، چشم‌های گریان، تن‌های مجروح و هزار نوع بلای عجیب و غریبی که در این ملک بیداد می‌کند و حالا به تکرار هزار باره غم نیما: کجای این شب تیره می‌توان قبای ژنده خود را آویخت؟!

نظر سنجی

یادداشت

چند نکته

ناشر

- جمعه‌نامه نت‌هشتم پریم، از نظر سیاسی نشریه‌ای مستقل بوده و نه تنها وامدار هیچ‌یک از جریانات سیاسی کشور و دنیا نیست؛ که پا را فراتر گذاشته و اصلاح‌طلب و اصول‌گرا را به یک چوب می‌راند.
- در خصوص انتشار خبر وظیفه  خود را اطلاع‌رسانی  می‌دانیم، امّا در ارائه تحلیل و گزارش نظر شخصی نویسنده بدون هیچ‌گونه سانسوری منتشر خواهد شد.
- نت‌هشتم پریم در تلاش است خارج از جناح‌بندی‌های سیاسی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... به واگویی حقیقت بپردازد.
- گردانندگان این نشریه مجازی که همواره تلاش کرده‌اند نقش مطبوعات را به عنوان رکن چهارم دموکراسی احیا کنند و هربار با تصمیم مقام مسئول‌تری باز می‌ماندند امّا این‌بار تلاش بر این است که بدون نیاز به ارکان سه‌گانه قدرت این نقش درست اجرا شود.
- احترام به دیگران و قانون از جمله اصولی است که در نشریه الکترونیکی نت‌هشتم پریم رعایت می‌شود، زیرا هر قانونی تا زمانی که مورد قبول افراد جامعه است محترم و لازم الاجراست.
- نت‌هشتم پریم تنها مقالات و نوشته‌هایی را منتشر می‌کند که نویسنده آن نام خود را به همراه آدرس پست‌الکترونیک در ابتدا یا انتهای متن ذکر کند.
- از آنجا که بنابر قانون مطبوعات، هیچ مقام دولتی و غیر دولتی حق ندارد به سانسور یا کنترل مطبوعات مبادرت ورزد، این نشریه از هرگونه دست درازی در متون دیگران امتناع می‌کند، مگر با هماهنگی نویسنده.
- نت‌هشتم پریم در درج یا عدم درج مطالب رسیده مختار است، امّا حق سانسور و تلخیص را تنها مختص به نویسنده می‌داند.