داستان کوتاه

تلخ و گرم

آشکارا تمام تنش می‌لرزید،نای راه رفتن نداشت فقط پاهایش را روی زمین می‌کشید.
چشمانش اشک می‌کرد و می‌سوخت،بغض راه گلویش را گرفته بود، دلش می‌خواست فریاد بکشد و به زمین و زمان فحش و بد و بیراه بگوید، سرما تمام بدنش را کرخ کرده بود، احساس می‌کرد اگر دست به صورتش بکشد پوستش پاره می‌شود و خون بیرون می‌جهد، تنها کلمه‌ای که توی سرش می‌چرخید همین یک کلمه بود:   کثافت هرزه...
هنوز باورش نمی‌شدکه به این سادگی همه چیز تمام شده باشد، همه چیز را تمام کرده بود، از دو ساعت پیش که این اتفاق افتاد مرتب نقشه می‌کشید و خودش باطلش می‌کرد:
-خودم رو می‌کشم... نه اول اونو می‌کشم بعد خودم... اصلا می‌رم یارو رو می‌کشم تا داغش به دلش بمونه... جفتشونو می‌برم یه جایی سر به نیست می‌کنم...شکنجشون می‌دم... لعنت به این هوا چقدر از سرما متنفرم...
از حرص لبش را می‌جوید و طعم گس خون و سوزش لبش را احساس می‌کرد، خودش را جمع‌تر کرد و سرش را داخل کاپشن برد و یقه‌اش را بالا کشید.
-نباید با من اینجوری می‌کرد... خودش می‌دونست که چقدر عاشقش بودم... همه کار براش می‌کردم...هر کاری که از دستم بر می‌اومد...
سرما به مغز استخوانش رسیده بود، درد در تمام بدنش می‌پیچید، دست و پایش که در تصادف سال پیش شکسته بود شدت سرما را بیشتر به او می‌فهماند.
- از دنیا و آدم‌هاش حالم به هم می‌خوره... از دروغ متنفرم... هیچ وقت فکر نمی‌کردم آخرمون اینطوری بشه... حقش بود، تو چشماش نیگا کردم و بهش گفتم : کثافت هرزه...
خیابان شلوغ بود اما صدای هیچ چیز را نمی‌شنید، نفسش به سختی بالا می‌آمد، می‌خواست گریه کند، آتشی سرد درونش را می‌خورد و سرمای زمستان تنش را می‌خشکاند، دیگر همه چیز تمام شده بود.
- دیگه هیچ حسی نسبت بهش ندارم جز نفرت... اولین شرطم این بود دروغ نگه... وقیحانه توی چشام زل زده می‌گه دوست پسر سابقم بود زنگ زد می‌خواست تولدم رو تبریک بگه... کثافت هرزه... کاش محکمتر زده بودم تو گوشش... کاش می‌زدم یه جایشو عیب‌دار می‌کردم تا آخر عمر براش یادگاری بمونه...
سیگاری روشن کرد، لرزش دستهایش بیشتر شده بود، پکی به سیگار زد احساس خفگی‌اش بیشتر شد، سرفه کشداری کرد و سیگار را انداخت و زیر پایش له کرد:
-  کثافت هرزه...
احساس می‌کرد دنیا به آخر رسیده و در همین سرما وسط همین خیابان جان خواهد داد، یاد برادرش افتاد دلش گرفت، یاد خواهرش افتاد لبش به لرزه افتاد.
- کاش سر خاک مامان بودم... دارم دق می‌کنم از تنهایی... هیچکی لیاقت عشقو نداره... گور بابات کثافت هرزه...
سرش را پایین انداخت و بی اختیار از پلکان کافی شاپی بالا رفت فقط می‌خواست خودش را از آن سرما نجات بدهد، چند نفری در سالن بودند گرمای مطبوعی توی صورتش خورد، سر میزی نشست و خودش را مچاله کرد بعد آرام آرام راست شد و به پشتی صندلی تکیه داد.
- یه فنجان قهوه داغ لطفا... بدون شیر بدون شکر
سرخی صورتش کمتر شده بود، جلوی کاپشنش را باز کرد، کم کم صداها برایش مفهوم شدند اما بغضی هنوز گلویش را گرفته بود، صدای ترانه‌ای می‌آمد:
به زمانی که محبت شده همچون افسانه
به دیاری که نیابی خبری از جانانه
دل رسوا دگر از من تو چه خواهی دیوانه دیوانه
 - بفرمایید آقا
- ممنون
داغی قهوه با صدای ترانه آرامش کرد، نفس عمیقی کشید و چشمانش را بست.
تو همان شرری که خرمن جان من بسوزی
تو که با نگهی ز جان من شعله بر فروزی
نزدیک بود بغضش بترکد، باورش نمی‌شد در چشمانش نگاه کرده بود و به او گفته بود: کثافت هرزه
برای آنکه گریه‌اش را خفه کند سیگاری به آتش گیراند پک عمیقی زد و نفسش را حبس کرد.
تو که از صنمی ندیده‌ای روی آشنایی
ز چه رو دل من تو چنین کشته‌ وفایی
به یاد اولین باری افتاد که با هم به کافی شاپ آمده بودند و در حالیکه محو چشمهایش شده بود او با شیطنت سفارش‌هایشان را با هم عوض کرده بود؛
- اه چه تلخه ... چطور اینو می‌خوری؟... خوب یه خورده شیرینش کن.
- متنفرم از چیزی که اصالت نداره... قهوه یعنی تلخ، وقتی شکر بهش اضافه کنی خوشمزه می‌شه ولی دیگه قهوه نیست ... اصالت نداره...
جرعه‌ای دیگر از قهوه را نوشید و با تمام وجود از داغی و تلخیش لذت برد.
به کجا ، به کجا ، به کجا بَری ام ای دل رسوا  ...   ای دل رسوا
سیگارش تمام شده بود قهوه هم تمام، گرم شده بود، بغضش بی صدا ترکید و اشک به گونه‌اش دوید.

- فردا تولدشه ... باید یه چیزی براش بخرم از دلش در بیارم ... دق می‌کنم نبینمش.

وریا قادرپناهی
veriapanahi@yahoo.com

اخبار تحلیلی

کی بود، کی‌ بود ... من نبودم

برخی از سایت‌های خبری برای كاربران اكثر ISPهای سراسر كشور، غیر قابل دسترس شدند.
البته شرکت ارتباطات زیرساخت طی اطلاعیه‌ای اعلام کرد: IP سایت‌های خبری از سوی هیچ یک از شرکت‌های مخابراتی مسدود نشده است و هیچ‌گونه اختلال فنی هم در بخش IP کشور وجود ندارد.
امّا با توجه به قابل دسترس بودن این سایت‌ها با استفاده از فیلترشكن، تنها یک استدلال می‌توان کرد و آن این است که
IP سایت‌ها ازسوی نهادهای مربوطه ازجمله وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به‌عنوان مجری مسدود شده است.
در فیلتر شدن سایت‌های اینترنتی روال بر این است كه با تشخیص كمیته‌ی تعیین مصادیق فیلترینگ، ابلاغیه‌ای مبنی بر فیلتر كردن سایت‌ها برای دوره‌های كوتاه و بلند مدت به وزارت ارتباطات و فناروی اطلاعات ابلاغ می‌شود.

متاسفانه هرگونه ارتباطی با اعضا یا دبیرخانه كمیته یادشده مقدور نیست و مسئولان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز مدام در این زمینه اظهار بی‌اطلاعی و رد مسئولیت می‌كنند؛ فیلترینگ اتفاق ناشایستی است که در کشور ما در حال وقوع است، امّا هر مسئول و سازمانی با ناکارآمدی کار را از خود دور می‌کند و هیچ کس پاسخ‌گو نیست.

محمّد رضا عطایی
ataei@
not8.ir

جارچی

مدیر بخش تحقیق و توسعه شرکت کنترل ترافیک شهرداری تهران: دوربین‌های ثبت سرعت سبب کاهش 90 درصدی تخلفات سرعت شده است.
جارچی: کاش دوربین ثبت مصوبات هیئت دولت هم اختراع شود.

با پیام خاتمی و آواز ناظری، قدیمی‌ترین نسخه غزلیات حافظ رو نمایی شد.
جارچی: توی این همه سر و صدا چطور رو نمایی شد؟!

سخنگوی سازمان هواپیمایی کشور: 11 فروند هواپیما با ظرفیت های بالا و متوسط به ناوگان هوایی کشور اضافه شد.
جارچی: با این حساب میزان امید به زندگی باز هم در ایران کاهش یافت.

سخنگوی کمیسیون ویژه طرح تحول اقتصادی: کلیات لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها در کمیسیون ویژه تصویب شد
جارچی: تازه تو کمیسیون تصویب شد؟! آقا بگو کشک شد دیگه بعد انتخابات کی می‌ره زیر بار تحول اقتصادی؟!

ته مقاله

مردم گاهی فهیم

29 سال پیش در بهمن 58 اولین انتخابات ریاست جمهوری، حکومت جمهوری اسلامی در ایران برگزار شد.
پس از  آن همه شور و هیجان و انقلابی‌گری، مردم دیگر دست از تظاهرات خیابانی و شعار دادن‌های متفرقه کشیده بودند و هر کس دنبال حزبی بود که در انتختبات شرکت داشت. پس از رای‌گیری برای انتخاب جمهوری اسلامی که با رای 2/98 درصد مردم روبرو شده بود، این اولین حرکت دموکراتیک جمهوری مآبانه در ایران پس از پهلوی بود. در نخستین گام که رجوی به دستور امام خمینی رد صلاحیت شده بود،  می‌رفت تا آشوب و بلوایی به پا شود چرا که مجاهدین خلق یکی از اصلی‌ترین پایه‌های براندازی رژیم پهلوی و جز اولین گروه‌هایی بود که دست به مبارزات مسلحانه و چریکی زده بودند و در بین جوانان طرفداران زیادی داشتند، امّا رفتار قاطع امام خمینی در عدم تایید صلاحیت مسعود رجوی از یک‌طرف و گستردگی طیف‌های دیگر حاضر در انتخابات از طرف دیگر باعث شد تا مساله مهمی بروز نکند. نتایج انتخابات به این شرح بود: نفر اول دکتر ابوالحسن بنی‌صدر، نفر دوم دریادار دکتر احمد مدنی، نفر سوم دکتر حسن حبیبی، نفر چهارم دکتر سامی، نفر پنجم دکتر داریوش فروهر و بالاخره آخرین نفر صادق قطب‌زاده بود که با وجود نزدیکی زیاد به بیت آیت‌الله خمینی و تبلیغات گسترده تنها 25/0 درصد آرا را به دست آورد.
نگاهی گذرا با افراد پیروز در آن انتخابات که برگزیدگان مردمی بودند که انقلاب را به وجود آورده بودند انسان را به شگفتی وا می‌دارد.
بنی‌صدر چندی بعد مجبور به فرار شده و در فرانسه پناهنده شده، دریادار مدنی به طرز مشکوکی به قتل رسید، دکتر سامی توسط عده‌ای شبانه کشته شد و داریوش فروهر همراه همسرش با ضربات متعدد کارد تکه تکه شدند و ... صادق قطب‌زاده هم پس از ریاست بر صدا و سیما اعدام شد. تنها حسن حبیبی بود که هنوز فقط به صورت اسمی کنار قدرتمندان مانده است.
من زمان انقلاب به دنیا نیامده بودم امّا امرو زکه تاریخ آنرا می‌خوانم متعجبم که چه زود مردم فهیم و خداجوی و شجاع ایران به قول سران رژیم  تبدیل شدند به آدم‌های ظاهر بین آلت دست اجانب و بزدل که به چنین افرادی رای داده بودند. اگر افرادی که انقلاب کردند فهمیده بودند پس حتماً با همان فهم و شعور بنی‌صدر و دیگران را برگزیده بودند، آیا فقط فهمیده‌ها در خیابان شعار می‌دادند و نفهم‌ها پای صندوق رای رفتند،  کسانی که امروز همه کاره‌اند آنروزها حتی اسم‌شان نبود و در آن فضای آزاد خود را در مقابل رای ملت قرار ندادند و امروز هم اگر صافی نظارت استصوابی شورای نگهبان نباشد باز هم جرات این کار را ندارند.
نتیجه‌گیری یک: شما فهمیده‌اید فقط تا وقتی که کارهایی که مادست داریم بکنید.
نتیجه‌گیری دو: شعار دادن بهتر از رای دادن است.
نتیجه‌گیری سه: ما نظارت استصوابی داشته و داریم در آن زمان بعد از انتخابات، در حال حاضر قبل از انتخابات.
 

وریا قادرپناهی
veriapanahi@yahoo.com

وقایع اتفاقیه

شنبه: الهام گفت: با اصلاح زیر ساخت ها و در جهت اجرای برنامه نرم ، مشکل قاچاق را بصورت کلیدی حل می کنیم.
وی افزود: با اجرای طرح تحول اقتصادی دولت، بخش عمده این مشکلات حل می‌شود.

یکشنبه: كمیته‌ انضباطی باشگاه استقلال تهران در خصوص حوادث پیش آمده و اتفاقات اخیر در ورزشگاه مرغوبكار رای به محرومیت محمد خرگاه، خانم پورنادر، اردستانی و توبیخ کتبی علیرضا منصوریان داد.
در بیانیه باشگاه آمده است باشگاه استقلال مراتب عذرخواهی خود را از عموم ملت ایران بابت این موضوع اعلام می‌دارد وامیدواریم از این پس شاهد رخ دادن چنین اتفاقات ناخوشایندی نباشیم.

دوشنبه: اتم استروی اکسپورت، شرکت پیمانکار نیروگاه اتمی بوشهر ضمن اشاره به اینکه فعالیت‌ها در نیروگاه اتمی بوشهر طبق برنامه زمان‌بندی بطور عادی جریان دارد، اعلام کرد آزمایش استحکام استخر ویژه نگهداری سوخت هسته‌ای این نیروگاه آغاز شد.
لازم به ذکر است: این آزمایش از مراحل مهم آزمایش تجهیزات نصب شده در نیروگاه می باشد که از اهمیت فراوانی برخوردار است.

سه‌شنبه: براساس برنامه اعلامی سازمان خصوصی‌سازی، سهام باشگاه فرهنگی ورزشی پیروزی (پرسپولیس) به صورت مزایده‌ای واگذار می‌شود.
سهام این باشگاه که در حال حاضر متعلق به سازمان تربیت بدنی است در اسفندماه به صورت کامل از طریق مزایده واگذار خواهد شد. امّا هنوز میزان سرمایه پرسپولیس تعیین نشده است.

چهارشنبه: خاتمی با تاکید بر اینکه ترجیح من این است که وارد رقابت‌های انتخابات نشوم، گفت: فکر می‌کنم آمدنم برای کشور هزینه خواهد داشت اما تکلیف طی روزهای آینده مشخص خواهد شد.
وی باز هم بر اینکه یا من می‌آیم یا مهندس موسوی اشاره کرد و گفت: اگر نخواهم بیایم، احتمال آمدن موسوی وجود دارد.

پنج‌شنبه: جنتی گفت: «به برخی از گروهک‌های منفور که مطرود جامعه هستند و درصدد برقراری ارتباط با آمریکا، دیدار با اوباما، چراغ سبز نشان دادن به رئیس جمهور آمریکا و تطمیع وی برآمده‌اند، هشدار می‌دهم که خود را بیشتر از این ضایع نکنند».
وی افزود: «آمریکا در کشور ما سهمی ندارد و قدرت و عزت فقط مخصوص خداوند و مردم است و شما هم فقط دردسر و زحمت درست می‌کنید».

دل‌مان می‌خواهد...

- وضعیت معیشت در تمام جهان بهتر شود؛ تا هیچ کودکی گرسنه نماند.

- بیماری وبا از زیمباوه بیرون برود؛ تا زنان زیمباوه به خاطر 100 تومان ناچار به خود فروشی نشوند.
-هرکس به رئیس جمهور نامه داده، به خواسته‌اش برسد؛ تا امید هیچ محتاجی ناامید نشود.

خدا نکند...

-نت‌هشتم هم مثل خیلی از سایت‌ها فیلتر شود و دیگر نباشیم.
-میوه از این هم گران‌تر شود و چشمان بیشتری با حسرت به میوه فروشی ذل بزنند.
-ناگهان از دار دنیا برویم و نتوانیم از این همه خوشی استفاده کنیم.