سال ۸۶ رفت
انگار همین دیروز بود که نشسته بودم در کافینت ربوکاپ نهاوند و مطلبی را نوشتم با عنوان «سال ۸۶ آمد» و امروز ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ است و کمتر از چند ساعت به آغاز سال ۱۳۸۷ مانده و این یعنی یک سال دیگر هم گذشت و باید گفت: ای عجب امروزها دیروز شد.
تا امروز وقتی میگفتیم امسال منظورمان ۸۶ بود و از فردا ۸۶ پارسال میشود و ۸۷ امسال.
شاید سال معیار خوبی است برای سنجش گذر عمر آدمی، امّا من فکر نمیکنم معیار مناسبی هم باشد برای سنجش اعمال آدمی. زیرا یکسال یعنی بیش از ۳۱ میلیون ثانیه -به طور دقیق ۳۱۵۳۶۰۰۰ ثانیه- که در هر کدام از آنها ممکن اتفاقی بیفتد که تمام ماجرا را زیر و زبر کند.
وقتی به کارنامه یکسال گذشتهام مینگرم، آنقدر اتفاق عجیب و غریب به چشم میآید که خودم وحشتام میگیرد. تصمیم گرفتهام در تعطیلات نوروز این اتفاقات را هر چند اجمالی بررسی کنم، امّا فکر نمیکنم در یکی دو پست بشود یکسال را خلاصه کرد.
ولی اگر بخواهم سال ۸۶ را در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم «سال تحولها و امیدهای بیسرانجام.»
هر چه بود یکسال دیگر هم گذشت با همان حسرت چند ساله، آنقدر مصیبت اطرافمان را فرا گرفته که من هنوز جایی برای مبارکی عید خالی نکردهام.
این هم فال امسال من که شاید در این چند وقته بیش از ۵۰ بار در فال من آمده است و امروز هم باز آمد.
دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
گلبانگ زد که چشم بد از روی گل به دور
ای گل بشکر آن که تویی پادشاه حسن
با بلبلان بیدل شیدا مکن غرور
از دست غیبت تو شکایت نمیکنم
تا نیست غیبتی نبود لذت حضور
گر دیگران به عیش و طرب خرمند و شاد
ما را غم نگار بود مایه سرور
زاهد اگر به حور و قصور است امیدوار
ما را شرابخانه قصور است و یار حور
می خور به بانگ چنگ و مخور غصه ور کسی
گوید تو را که باده مخور گو هوالغفور
حافظ شکایت از غم هجران چه میکنی
در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور
![]()