ظهر امروز -يكشنبه نهم مهر ماه- ساعت يك، همراه اتوبوسي كه همدان را به قصد نهاوند ترك مي كرد، از همدان و روزنامهنگاري در آن خداحافظي كردم.
چندي پيش در پي دعوت پرويز محمدي ناشر نسيم غرب در همدان، راهي اين ديار شدم. تا روزنامهنگاري جدي به معناي واقعي -نه هفتهنامه كاريهاي مرسوم در كرمانشاه- را در مركز استاني كه سالها در آن زيستهام، تجربه كنم. تجربه اي كه جدا از بحثهاي مالي، كه امروز دغدغه همه است، براي من و بسياري از هم رديفانم آنقدر ارزش دارد، كه بتوانيم سالها به آن مباهات كنيم؛ دليل اين افتخارهم فقط حضور يك نفر بود: محمد دهقاني آراني.
بي شك هر روزنامهنگار جواني آرزو دارد، نزد روزنامهنگاري حرفهاي چون دهقاني شاگردي كند، من هم چنين آرزويي داشتم، ولي هرگز فكرش را هم نميكردم روزي در تحريريه روزنامهاي صاحب ميزي، روبروي ميز دهقاني آراني شده و روزنامهنگاري را نزد او تلمذ كنم.
از سالها پيش زماني كه نام محمد دهقاني آراني را به عنوان مديرتحريريه روزنامههاي زنجيرهاي -جامعه، نشاط، توس وعصر آزادگان- ديده و يكبار هم در تحريريه جامعه به ديدن اش رفته بودم، آرزو داشتم از او روزنامه نگاري را ياد بگيرم و در جايي كار كنم كه او كار ميكند.
يكي، دو سال پيش كه ويژهنامههاي استاني روزنامه جام جم هر روز و به سرپرستي او چاپ ميشد؛ مدتي با ويژهنامه جام جم كرمانشاه كار كردم و از اينكه او بر نوشتههايم نظارت ميكرد، خوشحال بودم.- هر چه بود او دهقاني بود و با هركس ديگري كه مطلب آدم را زير ورو كند كلي فرق ميكرد- اما اين بار آرزويم بيش از حد خواسته برآورده شده بود و من نه تنها در دفتر روزنامه، كه شبها هم مهمان دهقاني بودم. روزها را در كنار يكديگر به شب رسانده و شبها را با هم به روز بعد گره ميزديم.
روز اولي كه به دعوت پرويز خان محمدي از كرمانشاه به همدان آمدم، پس از صحبت با دهقاني، ناهار را در رستوران كاكتوس مهمان محمدي بودم و اوحرف هايي زد و وعدههايي داد كه … . اينكه چه شنيدم و چه ديدم و حقيقت چه بود، مواردي است كه ناگزير ناگفته مي گذارم و آنها را به عنوان يكي ديگر از تجربههاي زندگي، به ذهن ميسپارم.
در اين مدت چيزهاي بسياري آموختم و اين آموزهها و حضور دهقاني بود كه تمام ناملايماتي را كه پيش آمد، برايم قابل تحمل ساخت. براي من همين بس كه در اين مدت دهقاني مرا به عنوان مشاور خود -مشاور سردبير روزنامه- منصوب كرد و تنظيم خبر -كه فقط خودش حق داشت انجام دهد- را به من واگذارد و از گزارشهايم تعريف كرد.
هر چه بود، ديروز -شنبه هشتم مهرماه- محمد دهقاني آراني، استاد من و سردبير روزنامه نسيم غرب از كار در اين نشريه انصراف داد و ساعت 5/8 شب همدان را براي هميشه به قصد تهران ترك كرد. گرچه تا حدي از دلايل او براي اينكار آگاهي دارم، اما براي احترام به نظرش، اين موضوع را مسكوت مي گذارم
رفتن دهقاني،تحمل همدان را برايم سخت و حتي غير ممكن ساخت، پس من هم از كار در همدان خداحافظي كرده و كمتر از 24 ساعت پس از رفتن استادم همدان را به قصد نهاوند ترك كردم، تا چند روز بعد با آغاز و رسميت يافتن كلاسهاي دانشگاه به كرمانشاه بروم و بار ديگر با قوانين فيزيك و رياضي پنجه در پنجه شونم.
از محمد دهقاني آراني كه در اين چندوقت همچون استادي مهربان و پدري دلسوز در آمزشام هيچ كوتاهي نكرد و هر چه را كه نياز داشتم به من آموخت و حتي شبها تا دير وقت با ذكر خاطرات يا رموز روزنامهنگاري راهنماييام ميكرد، صميمانه ممنونم.
از پرويز محمدی هم متشكرم، چرا كه او باعث شد بتوانم مدتي در كنار دهقاني آراني زندگي كنم، براي توكل دارائي كه به نوعي همشهري محسوب ميشود آرزوي موفقيت دارم.
از دوستاني هم كه در اين چند وقت همكاري فضايي درست كردند تا غربت را كم تر حس كنم، مهرداد حمزه، جلال محمد كريمي، نرگس مرادی و نفيسه رضی و ديگر همكاران عزيز در روزنامه نسيم غرب كه حافظه ناقص من از ذكر نام تكتكشان قاصر است؛ سپاسگذارم.
![]()
نظرات (۴)
سلام
چطوري
خوبي؟
خيلي بي معرفتي
نرگسم.
نرگس مرادي روزنامه نسيم غرب.
هيچ معلومه تو كجايي؟
دلم برات تنگ شده
وقت كردي بهم زنگ بزن
شمارتو نداشتم
محمدرضا جون دوستت دارم
منتظرتم
باي
ارسال شده توسط نرگس | ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ۴:۳۱ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ۱۶:۳۱
The above comment by Chris points out exactly what IТve been saying
about debt company fees. They are at the WRONG end of the program. In
the old days, we used to charge a very small retainer up front, but
the main fee was based on a percentage of the savings achieved during
the negotiation. So the fees were based on success, and did not interfere
with the clientТs ability to accumulate funds for some early settlements.
Nowadays, itТs a rare company that operates this way, and the result is
that very few settlements take place during the first 12 months clients
are enrolled in a third-party debt settlement program. Skip the fees! Learn
how to do this yourself. YouТll be out of debt faster, and youТll have
more control over the process.
card credit debt settlement strategy unsecured
ارسال شده توسط debtsettlement | ۲۹ بهمن ۱۳۸۶ ۰:۵۳ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۹ بهمن ۱۳۸۶ ۰۰:۵۳
من خیلی خیلی همدان رادوست دارم.ومردمانش عشقن...شما هم که این وبلاگو ساختین گلید.....by
ارسال شده توسط باران | ۵ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۳۲ بֽظֽ
ارسال شده در ۵ اسفند ۱۳۸۶ ۱۶:۳۲
Not bad... Not bad.
ارسال شده توسط HairyMan | ۲۲ آبان ۱۳۸۷ ۶:۵۲ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۲ آبان ۱۳۸۷ ۰۶:۵۲