مردم
مردم جامعه ما انسانهای جالبی هستند؛ در هر کجا که حضور پیدا کنند، جلوهای از خود را مینمایند.
به چند اپیزود زیر دقت کنید.
« آبان ۱۳۸۵ | صفحه اصلی | دی ۱۳۸۵ »
مردم جامعه ما انسانهای جالبی هستند؛ در هر کجا که حضور پیدا کنند، جلوهای از خود را مینمایند.
به چند اپیزود زیر دقت کنید.
نوشتن را میتوان نخستین پاسخ نوع انسان به میل بیرون آمدن از انزوای خود دانست.
امروز هم این میل نخستین تو را وامیدارد که بنویسی!
وقتی هم که یکبار مزه نوشتن و خوانده شدن را تجربه کردی، دیگر پایت گیر میکند و نمیتوانی به این راحتی ها بگذاری و بگذری.
دنبال کار در یک روزنامه، هفتهنامه، مجله و ... میافتی؛ و اینجاست که قصه واقعیت تلخ روزمره در مورد نوشتن آغاز میشود. بعد از کلی سگ دو زدن و اینور و آنور کردن تازه درمییابی که واقعیت کار روزنامهنگاری در جامعه ما با آنچه در ذهن داشتی فرسنگها فاصله دارد.
در خبرها آمده بود که: «دکتر مصطفی مصباح زاده بنیانگذار و مدیر]اسبق[ موسسه کیهان روز جمعه سوم آذر ماه در سن 98 سالگی در بیمارستان سان دیه گو، لوس آنجلس در گذشت». در نگاه اول خبر حکایت از درگذشت یکی از ایرانیان خارج از کشور دارد، که مسلما چندان نادر نیست، اما با نگاهی دقیق تر می توان دید بیشتر خبرگزاری ها و حتی بسیاری از سایت ها و وبلاگ های شخصی به انعکاس این خبر پرداخته اند. بی شک چیزی سبب شده که درگذشت یک ایرانی دور از وطن اینچنین ارزش خبری پیدا کند!
نوشتن شاید اولین راه برقراری ارتباط میان انسانها نباشد. ولی بیشک نخستین راه برای ایجاد وسایل ارتباطجمعی به شمار میآید.
«شرکت در انتخابات وضیفه ملی و شرعی هر ایرانی است.»
بالاخره همه تلاشها به نتيجه نشست.
مهمترين وعده تبليغاتي رئيس جمهور محترم آقاي احمدينژاد آوردن نفت بر سر سفرههاي مردم بود.
امروز جهت پاسخگویی به موضوع اتهامی که در برگه احضاریه قید نشده بود، به شعبه 5 بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب همدان -که شعبه ویژه قتل- میباشد، رفتم و در حضور بازپرس محترم آقای خادمی به ارائه دفاع از خود پرداختم.