« بازی به نام ماست ... | صفحه اصلی | «جرج بوش ایره کرمانشاس........................خیال »

باز هم انتخابات...

نزدیک به یک ماه از انتخابات می‌گذرد، ولی هنوز فضای کشور آکنده از پس‌لرزه‌های این اتفاقات است.

در این چند روز تعطیلات پایان ترم آخرین شماره یکی از نشریات محلی نهاوند به دستم رسید، مطلبی که سردبیر آن -که از دوستان بسیار عزیز من است- نوشته بود نظرم را جلب کرد. در این مطلب آمده است:
«امروز نوشتن برایم دشوار شده و انگیزه تداوم کار فرهنگی در شهری که شعور مردمش را در تاریکی شب مقابل حوزه رای‌گیری به ۲۰۰۰ تومان معامله می‌کنند در جانم خشکیده‌ است! تا دیروز فکر می‌کردیم توانسته‌ایم با نوشته‌های هر چند ناقص خود آنان را یاری کنیم تا درست تصمیم بگیرند اما دریغا و دردا از فقر... آن بی‌فرجام وسوسه انگیز که همه هویتمان را گاهی به خاطرش می‌فروشیم!»
«من خود را مقصر می‌دانم بابت همه نوشته‌هایی که صادقانه نوشتم تا از مردم (مردمی که تمایلی به شرکت در انتخابات نداشتند) بخواهم به پای صندوق رای بیایند.»

«باور کنید به تعداد تک‌تک حروف سربی این نشریه فریاد زدیم که حق را از ناحق و سره را از ناسره بازشناسانیم اما وقتی روز ۲۴ آذر ۸۵ شناسنامه‌های پارافین خورده- انگشت‌های چند بار مهر شده!- مینی‌بوس‌های پر از آدم! که از روستا یکباره برای تفرج به شهر آمدند! و حمایت دلسوزانه و بیطرفانه! برخی از آقایان از کاندیداهای خادم ملت! در محل حوزه‌های اخذ رای و اسکناس‌های ۲۰۰۰ تومانی نو در پاداش نوشتن یک اسم و هزاران اتفاق مشابه را دیدیم امیدمان در نطفه دفن شد...»

همین سردبیر محترم در لید مطلب دیگری نیز به بررسی روند انتخابات در نهاوند پرداخته و نوشته است:
«... اما جالب‌ترین بخش در ساعات پایانی رای‌گیری همزمان با تاریک شدن هوا بود که طرفداران و اطرافیان برخی کاندیداها پیشنهادات غیر‌قانونی و غیر‌اخلاقی بی شرمانه خرید آرا با پول- مواد مخدر- برنج و... را به مردمی که در حال ورود به ستادهای اخذ رای بودند می‌دادند!»

هدف اصلی من از آوردن این بریده جمله‌ها هیچ چیز نیست بجز احساس خوشحالی از اینکه بالاخره این دوست عزیز منظور مرا از اینکه انتخابات برای جامعه ما نیست را درک کرده است. حدود دو ماه پیش -یک ماه قبل از انتخابات- بنده و ایشان بحث مفصلی داشتیم در خصوص اینکه سرانجام انتخابات حداقل در شهر کوچک ما چه خواهد شد. ایشان خوش‌بین به بیداری مردم و بنده همچون همیشه بدبین.
ایشان آنقدر امیدوار بودند که در زمان انتخابات جدا از مشغله‌های خود به تبلیغ برای چندین نماینده که نسبت به بقیه بهتر بودند -البته از دید بنده و ایشان- پرداختند.
اگر اشتباه نکنم سه روز مانده به انتخابات SMS برای من فرستادند با این مضمون که نمی‌گوییم این کار و آن کار را می‌کنیم ولی اگر به ما اعتماد کنید، نهاوند را با شما و برای شما می‌سازیم. و چندین پیام دیگر با شعارهای انتخاباتی و نام یک یا چند نامزد. و من هم برای ایشان -از قول حمید مصدق- نوشتم:
«دیگر تبار تیره انسان برای زیست
محتاج قصه‌های دروغین خویش نیست.
ما ذهن پاک کودکان معصوم را
با قصه‌های جن و پری آلوده می‌کنیم

آیا هنوز هم به فکر کالسکه زرینی؟
آیا هنوز هم در خواب ناز قصرهای بلورین را می‌بینی؟»

ولی امروز ایشان هم رسما اعلام کرده‌اند که ...

***************************
مطلبی دارم درباره انتخابات که همان زمان برای نشریه‌ای نوشتم و چون هنوز اظهار نظری درباره چاپ یا عدم چاپ آن نشده، اخلاقا نمی‌توانم آنرا اینجا بیاورم. ولی هر چه زودتر تکلیفش را مشخص می‌کنم.


m.gif

نظرات (۱۸)

ممنون كه نوشته هاي منو اينجا گذاشتي ...با همه حرفات موافقم! هر چند ما هم از آغاز مي دانستيم اما در جستجوي كورسوي اميدي بوديم...با اين حال باز هم توكل مي كنيم به خودش...باز هم ممنون دوست بسيار عزيزمن!!مانا باشي

سلام
يك صفحه كامل نوشته بودم . بعد از اينكه دكمه ارسال را زدم پيام داد كه به دليل ننوشتن نام ارسال نشد .فراموش كرده بودم شايد هم مصلحتي بوده و نوشته ام باعث رنجش كسي ميشده .
عقيده دارم خواست خدا بوده پس ببخش كه دوباره ننوشتم . سلامتي و موفقيت شما نهايت آرزوي منه .

سلام محمد رضا جان

ما بايد تمرين دمکراسی رو انجام بديم يکی از مراحل اين تمرين همين مرحله هست. کسی که شرکت می کنه بعد ار چند دوره متوجه می شه که عوض کردن سرنوشت فرزندانش با 2000 تومن اصلا صرف نميکنه. ولی وقتی شرکت کردنی نباشه طبيعتا تجربه ای هم وجود نخواهد داشت.
دموکراسی فقط با يک روال دموکراتيک محقق ميشه.

به روزم :لطفا عکس خاتمی رو از ديوار وبلاگتون بردارين

سلام

يه صفحه مطلب نوشته بودم وليبا اين سيستمی که شما گذاشتی همش پريد.

خلاصه کلام : اين تقلبها هم تمرين دموکراسی به حساب مياد که با ادامه دادن به اين تمرين خود به خود کاهش پیدا می کنه.

به روزم :لطفا عکس خاتمی رو از دیوار وبلاگتون بردارین

هااااا
یعنی میخوای بگی ای انتخابات ایراد داره؟
پس چرا چشم بینای ما همه چیز را گل و بلبل می بیند؟

salam.mamnon az inke sar zadi azize del
nahayate talashamo mikonam ke benvisam age forsat beshe.


ya ali


همه درد از این نیست که چرارای ها رو میخرند نه درد از اینجاست که این مردم رآیشون و حقشون رو چه بی بها می فروشند ... مطلب جالبی بود ... .
شاد وپیروز باشید.

سلام بر نويسنده نت هشتم
دوباره كامنتم پاك شد . بهتر بود طوري تنظيم ميكردي كه اگر يك قسمت از مشخصات را فراموش ميكرديم بنويسيم كامنت ارسال ميشد . به هر تقدر غرض ديدار بود

سلام اولا معلوم هست جنابعالي كجا تشريف دارين؟!!! امتحانات كه تموم شده مطلب برسون كه نشريه لنگ مونده واسه قلمت!!! (هندوانه!!!) دوما به آقاي سهيل بفرمائيد كه خاتمي هر چي بود بهتر از ميمونك چي توزه!!!! عكسشم كه رو ديوار نباشه رو ديوار دلمون حك شده تا ابد...

سلام
كمي فعال تر باش . مرتب سر ميزنم ولي آپ نكردي

مردم شعور شرکت در انتخابات را ندارند که ندارند، این دلیل موجهی است برای این که از تلاش برای آگاه کردن آنها دست برداریم؟ بگوییم نمی شود دیگر... مردم نادان و جاهل و احمقند. نمی فهمند. ولشان کن؟ اگر مردم خودشان آگاه باشند که دیگر اصلا احتیاجی به کار فرهنگی نیست. تمام تلاش ما برای همین است که مردم را از همین جهالت خارج کنیم. من برعکس دوست شما هنوز بر سر حرف خود هستم. نمی دانم... شاید بگویند خوابم، دگمم، یک دنده ام... اما به نظرم اینکه اصلاحات پایگاه مردمی ندارد دلیل خوبی برای عدم فعالیت ما نخواهد بود. من زمانی از تلاش خود و دعوت مردم برای شرکت در انتخابات دست می کشم که به من ثابت شود که اصلاحات غلط است نه اینکه ثابت شود مردم نمی خواهندش. ما این مشکل را با مساله حقوق زنان هم داریم. خب مشکل اصلی ما اینست که اصلا زنی به حقوق خودش آگاهی ندارد و آن را نمی خواهد. کلا به حق خود علاقه ای ندارند متاسفانه. اما آیا این دلیلست برای متوقف کردن مبارزه؟ اگر قرار بود که به دلیل بی فرهنگی مردم هر کار فرهنگی متوقف شود که بشر هم با آن در همان ابتدا متوقف می شد و موجودی باقی می ماند که شیوه ی زندگیش دست کمی از حیوان نداشت.
راستی نام وبلاگتان بسیار زیباست...

دوست عزیز
مطلب جالبی بود. ولی به قول دوستانی که در کمنت نظر دادند این تمرین دمکراسی ست. اینکه مردم یاد بگیرند که به پای صندوق های رای بروند و اینکه بدانند می توانند در سرنوشت خویش دخیل باشند خیلی مثبت است /
به هر حال یکی از مشکلات کشورهای جهان سوم همینه
سپاس
من هم به روز شدم
اختر

کج یی محمد؟

سلام عزيز

خیلی وقته به روز نکردی.

به روزم : با رويش ناگزير جوانه چه میکنيد؟

موفق باشی

سلام.

اول باید بگم زیبا می نویسی.
به موضوعی پرداختی که من هنوز با عینک خوشبینی به اون نگاه میکنم اما احساس می کنم خیلی آهسته دارم عقیده ام رو از دست می دم. همیشه آرزو می کنم اینطور نشه.
در آخر باید بنویسم ممنون از اینکه به من سر زدی وشرمنده از اینکه خیلی دیر به نت هشتم سر زدم.
اگه اجازه بدی من لینک نت هشتم رو تو بلاگم بزارم.
موفق باشی

سلام و درود....

سلام.فکر می کنم واقعیت اینه که باید روی گاهی بیشتر تاکید کنم.راستی وبسایتت به وبلاگم پیوند خورد.
یاعلی

كجايي؟ چرا نمي نويسي؟!

ارسال نظر

(اجازه بدهید نظر شما را پیش از بقیه خود من بخوانم. از صبر شما متشکرم.)

درباره

نت‌هشتم گفتنی‌هایی است که احتمالا بسیاری آنرا می‌دانند، ولی شهامت ابراز آنرا حتی برای خودشان هم ندارند.

ارسال قبلی این وبلاگ بازی به نام ماست ... بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ «جرج بوش ایره کرمانشاس........................خیال است.

در صفحه اصلی وبلاگ و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.


صفحه اصلی سایت
پيوندها
مووبیل تایپ
گزارشگران بدون مرز
انجمن صنفي روزنامه‌نگاران
انجمن فيزيك
كانون پژوهشگران فلسفه و حكمت
ایران پرس
کانون نویسندگان ایران
مسعود بهنود
سید ابراهیم نبوی
سید ابراهیم نبوی (وبلاگ)
نیک آهنگ کوثر
شیرین عبادی
عمادالدین باقی
مسیح علی‌نژاد
سید مصطفی تاج زاده
عباس عبدی
عباس معروفی
عطاالله مهاجرانی و جمیله کدیور
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
احمد شاملو
هوشنگ گلشیری
دکتر احمد فردید
دکتر علی شریعتی
عبدالکریم سروش
محسن کدیور
دکتر امید مسعودی
کرمانشاه آن‌لاین
امیر بابایی
روح الله باقرآبادی
افشین شورجه
سجاد سليماني
سمیرا قیاسی
عادل سلیمانی
مهرداد حمزه
روح انگیز دولتشاهی
حنیف مزروعی
سهیل (بند۲۰۹)
علی (همین جا روی زمین)
تورج (مشق های من)
امید توسلی (دریغا انسان...)
میرا
بابک
شیرین ناز (پابرهنه در بهشت)
دیدگاه‌نو
علی یگانه
سجاد جلیلیان
مهدی مرادی
یوسف سیفی
پارسا فرزین
ابوذر آذران
محمد علیجانی (اسیر)
کابوک (عاطفه‌انوارفرد)
آرش روزبه
سجاد نیکنام
میثم کریم‌پور
سولماز شریفی
احسان سلگی
کامیار فلامرزی
احسان ولی‌زاده
پدرام علیزاده(فردا)
من بدون سانسور
س