اوضاع عجیبی شده است و من کمکم دارم به این امر ایمان میآورم که وضعیت جامعه ما روز به روز به داستان «گربهسگ» اثر پیتر هانان شبیهتر میشود.
چند وقتی بر اثر فشار کاری و اتفاقات غیر قابل پیشبینی نتوانستم سایت را به روز کنم. اما متاسفانه از اول اردیبهشت مشکلی پیش آمد که اول دسترسی به بخش مدیریت و بعد حتی دیدن صفحه اصلی سایت نتهشتم را غیر ممکن ساخت. خوشبختانه این مشکل با صرف مبلغی هزینه مالی و مقداری صرف زمان برطرف شد. امّا برایم جالب بود که در آن چند وقت سایت با فیلترشکنها قابل رویت بود.
هر چه فکر میکنم هیچ دلیلی برای چنین اتفاقی نمیبینم. ولی به هر حال هر چه بود به خیر گذشت.
این یک ماهی که در فضای مجازی حاضر نبودم سرم خیلی شلوغ بود، از یکطرف برنامه ریزی برای رشته تحصیلی در مقطع کارشناسی ارشد فکرم را مشغول کرده بود و از طرف دیگر فکر چاره برای مشکل یا مشکلاتی که در مسیر اتمام دوره کارشناسیام بهوجود آمده است. کار در نشریه و تدریس فیزیک هم بماند. گذشته از همه اینها فعالیتهای اجتماعی که داشتم را هم حساب کنید. چندین مسافرت خواسته و ناخواستههم قوزی شد بالای قوزهای دیگری که داشتم.
ولی سعی میکنم از فردا با مرتب کردن برنامههایم دوباره در فضای مجازی فعال شوم.
اینکه گفتم وضعیت جامعه ما بسیار شبیه گربهسگ است نیاز به توضیح دارد اول به شرح حالی از گربهسگ به نقل از دانشنامه ویکیپدیا دقت کنید:
«کارتون گربهسگ اثر پیترهانان محصول کمپانی نیکلودیون و برنده جایزه اسکار است. این کارتون در پنجم اکتبر سال 1998 به صورت مجموعه تلویزیونی در آمریکا پخش شد. گربهسگ داستان دو برادر به هم چسبیده ( گربه و سگ ) است که دارای دو بعد هوشیاری و عاطفی هستند. گربهسگ از والدین خود که یک قورباغه و یک موجود پاگنده توسط گردباد جدا شدند. مکان زندگی گربه سگ در خانهای در حومه نیربورگ است. خانه گربهسگ نیمی به شکل ماهی و نیمی به شکل استخوان است، آنها در این خانه با وینزلو ( موش ) زندگی میکنند.»
حالا خودتان فضای امروز جامعه ما را به دقت بررسی کنید. واقعا معلوم نیست وضعیت جامعه ما چگونه است، جمعی خصوصیات متناقض که به هیچ عنوان با هم جمع نمیشوند مگر در موجودی همچون «گربهسگ».
چند نمونه:
۱- در حالی که چندین نفر از معلمان به خاطر درخواستهای صنفی خود در زندان به سر میبرند، رییسجمهور دست دستکش پوشیده خانم معلم خود را میبوسد.
۲- در حالی که بنیانگذار جمهوری اسلامی با استناد به رفتار نبی اکرم کارگران را ارج میگذارد، آنها به خاطر خواستههای صنفی خود با باتوم پذیرایی میشوند.
۳- در حالی که رییسجمهور از مردم میخواهد بی عدالتی را با فریاد به او برسانند، خواسته های صنفی به تنبیه و خشونت مواجه میشوند.
و قص الی هذا ...
**************************
راستی دیروز پنجشنبه استاد رحیم معینی کرمانشاهی در کرمانشاه بود. به همراه اعضای تحریریه هفتهنامه نقدحال در طاقبستان به خدمت او رسیدیم و چند کلامی رد و بدل شد که هنوز وقت پیدا نکردهام متن آنرا پیاده کنم.
در آن چند لحظه که در خدمت استاد بودیم پیری و شکستگی او کاملا مشهود بود.
سعی میکنم فردا متن مصاحبه و توضیحاتی درباره استاد معینی را در سایت بگذارم.
گذشته از این دیروز چهلم استاد یدالله بهزاد بود. وقتی اعلامیه ترحیم ایشان را بدون ذکر اینکه شاعر بودند دیدم واقعا دلم سوخت.
میخواستم به مناسبت چهلم یادنامهای برای استاد بهزاد تهیه و چاپ کنم که متاسفانه به دلیل همان مشکلات پیش آمده مسکوت ماند.
در خبرها هم شنیدم که اصغر اردبیلی (فریاد) از شاعران کرمانشاه درگذشته است. از این بابت هم بسیار ناراحت شدم.
با SMS یکی از دوستان خبردار شدم که استاد علی اشرف درویشان در بیمارستان ایرانمهر بستری شده و در وبلاگها خواندم که گویا دچار سکته مغزی شده است. برای این نویسنده آرزوی سلامتی دارم.
این همه خبر بد در حوزه ادبیات!!! دارم کلافه میشوم، تو را به خدا یک نفر یه خبر خوبی بده تا دق نکردم.
***************************
دیروز هم روز جهانی آزادی مطبوعات بود. فکر نمیکنم در شرایط امروز بتوانم این روز را به کسی تبریک بگویم. پس باز همم مبارک بد را میگذارم برای روزی که مصیبتی در کار نباشد.
![]()
نظرات (۵)
با درود . ممنونم از اینکه نظر خود را در باره مطلب من ابراز کرده اید . در اولین فرصت وبلاگ شما لنک داده خواهد شد . شاد باشید و سرافراز . پاینده ایران
ارسال شده توسط ali -khe | ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۰:۵۲ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱۲:۵۲
خوب بود . شایدم یکمی زیادی خوب و صریح .
ارسال شده توسط سمیرا | ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۰:۵۵ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱۲:۵۵
سلام
تفسیر جالبیه
شاد باشی
آزاد و پایدار باد ایران و ایرانی
ارسال شده توسط دانای کل | ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۱:۰۳ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۰۱:۰۳
می خواستم چیزی بنویسم ، كه این ۲۸ سال همان خمینی ، خامنه ای ، خاتمی بازی در جریان است ...
دلارهای نفتی سر سفره فقرا باد كرده است ..
خمینی این پیر فرصت طلب خون زنده ، وعده اش را داده بود ...و.....
اما ان سطر بالای كامنت دانی ، نوعی سانسور مخفی است ، هر چند شما در دنیای خصوصی سازی ازادی ، بهر حال اول اخطار را یدهی و بعد شاید حذ ف ..
بسیاری لیبرال ایرانی های بی خبر از لیبرالیسم بدون اخطار نظر ها را حذف میكنند ، ایران و لیبرالیسم یعنی همین ؟؟؟
ارسال شده توسط حقیقت تلخ | ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۲:۳۶ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۰۲:۳۶
با سلام
با احترام به اطلاع میرسانم که با یک داستان/سفرنامه به انزمام شعر بروزم
منتظر حضور شما
ارسال شده توسط محمد رضا کاظمی | ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۳:۴۲ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۰۳:۴۲