.........................................................................................................................................
.........................................................................................................................................
.........................................................................................................................................
.........................................................................................................................................
.........................................................................................................................................
.........................................................................................................................................
................................................................... .
امشب وقتی به کافینت میآمدم، در ذهنام بیش از ۲۷ صفحه مطلب داشتم برای جواب به وزیر ارشادی که بی شک خودش هم نمیداند دارد چه میکند یا چه میگوید؛ ولی وقتی پشت سیستم نشستم و شروع کردم به تایپ کردم، ناگهان یادم آمد که نمیشود چیزی نوشت.
آخر هرچه بگویم عقده دلام خالی نمیشود، دلام آنقدر گرفته که با یک فحش خالی نمیشود. مگر ما که میخواهیم به عنوان رکن چهارم دموکراسی عمل کنیم چه جرمی کردهایم که یکی مفسدمان میخواند و دیگری به موجودات موذی تشبیهمان میکند؟!
یک لحظه در خاطراتام به یاد روزنامه نوروز -خدایش بیامرزد و بقای عمر سایت نوروز گرداند- و آشتی افتادم که در دو اتفاق زمانی که کلام را یارای تحریر نبود، از سکوت یاری گرفتند.
آقای وزیر ارشاد! جای هرچه باید مینوشتم را خالی گذاشتهام؛ ولی مطمئن باشید این جای خالی روزی پر خواهد شد، با دانش و اتفاقی که امروز باورش ندارید.
آقای وزیر ارشاد! حرفهای شما بیش از نوشتههای من و همکارانم بوی تشویش اذهان عمومی میدهد. مگر آنقدر وقیح شده باشید که جمعیت ما را حتی جز جامعه نیز حساب نکنید و نشویم عمومی که این حرفها ذهن ضعیفمان را مشوش کند.
آقای وزیر ارشاد! به تاریخ جهان نگاه کنید، خیلی سال است که دیگر تاریخ را حاکمان نمینویسند، با اگر مینویسند کسی نمیخواند. تاریخ را ما مینویسیم، روزنامهنگارانی که شما چندان محترممان نمیدارید.
آقای وزیر ارشاد! بازهم دلمان را به درد آوردهاید و ما هم باز فروتنانه از تقصریتان میگذریم، ولی صبر ما هم حدی دارد و روزی به سر خواهد آمد و آن روز ... .
فقط همین
![]()
نظرات (۱۰)
این آقای وزیر ارشاد ... این آقای وزیر ارشاد برای وزارت جنگ مناسب تر بود ...
ممنون محمدرضا عزیز از بابت لطفتان.
ارسال شده توسط میرا | ۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۲:۳۳ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۰۲:۳۳
محمد رضا جان خیلی دیت پر بوده ها .خورش افتاد به جونم که چه جریانی پیش اومده که اینجوری داری می گی با مرام اگه توی وبلاگ ننوشتی حتما یه جورایی به خودم برسون داداش
الابته زیادم دور از نظر نیست ولی دوست دارم از زبونه خودت بشنوم !
به قوله یارو و تغحیره خودم
اینجا ایرانه لعنتی شوخی نیستش / خبری از گل بستنیه چوبی نیستش
ارسال شده توسط سجاد | ۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۲:۳۷ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۰۲:۳۷
بيش از اونكه تصور كني متاسفم.. كاش نتيجه مي گرفتيم از حركت اول كه نگرفتيم!
ارسال شده توسط آيدا | ۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۴:۴۷ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۰۴:۴۷
حرف دل خيلیها رو نوشتی. مرسی.
شادباشی و پايدار
ارسال شده توسط شيرين ناز | ۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۰:۵۰ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۱۲:۵۰
خیلی زیبا نوشتی
مخصوصا اون قسمت که میگی به تاریخ نگاه کنن...
ارسال شده توسط soheil | ۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۶:۳۱ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۰۶:۳۱
slam o sharmandeh ke dir be dir miam.delam barat tang shoode bood.
vazir ershade ma bayad vazire etelaat ya maskan mishod.sokhananesh raje be maskano ke yadet narafte??
vaziri ke nemidone filme darhale ekran sansoor shodasto alaiihesh moze migire yani adame nafahmie.donbale kare khodesh niso be hame chiz gir mide.
ba ye matlabe jadid be roozam.khoshhal misham mese hamishe ba nazarat rahnamiim koni
ارسال شده توسط manli | ۲۴ تیر ۱۳۸۶ ۲:۲۲ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۴ تیر ۱۳۸۶ ۰۲:۲۲
هر روز تهمت و تهديد...
هر بار از سوی يك نفر...
رسمی يا غيررسمی...
ممنون از اين همه اظهار لطف!!!
ارسال شده توسط كاوه | ۲۴ تیر ۱۳۸۶ ۳:۵۱ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۴ تیر ۱۳۸۶ ۰۳:۵۱
سكوت كردهام ...به دل كشيدهام تمام غصه را...ولي نمیشود..نمیشود كه تا ابد نگويم از شكستن حريم آشيانهام....صبوری....همين!
ارسال شده توسط سميرا | ۲۴ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۰۹ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۴ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۰۹
دشمنت شرمنده
با اجازه مطلبت رو تو سایت بالاترین قرار دادم.
این لینکش:
https://balatarin.com/permlink/2007/7/19/1094212
ارسال شده توسط سهیل | ۲۹ تیر ۱۳۸۶ ۴:۲۶ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۹ تیر ۱۳۸۶ ۰۴:۲۶
همه ما دلمون پره. همه ما هم درد توئیم. اما سعی کن خیلی احساسات تو نوشتههات دخیل نشه. ولی دردت قابل درکه. چون ما هم دلمون واسه این مملکت میسوزه...
ارسال شده توسط میثم | ۲۹ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۳۳ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۹ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۳۳