مرا ببخش برادرم، که نتوانستم فرياد بزنم که برادرانم را آزاد کنيد.
مرا ببخش خواهرم، که نتوانستم در مقابل آنان که میبرندت بياستم.
مرا ببخش برادرم، که نتوانستم پشت گرمیات باشم در این روزگار سرد.
مرا ببخش خواهرم، که نتوانستم دست آنکه میزدت را بگیرم؛ که تو را با خواهر من چه کار؟
مرا ببخشيد خواهران و برادرانم، که نتوانستم بر سر اين ظالمان بکوبم که اينان که میبريد پارههای تن مناند.
مرا ببخشيد خواهران و برادرانم، که نتوانستم به یاریتان بیایم، چرا که خار در چشم و استخوان در گلو به نظاره نشستم. آخر دستام بسته و پايم در زنجير بود.
دارم دیوانه میشوم از این همه ظلمی که میرود بر خواهران و برادرانم. بر دانشجویان این مرز پر گهر.
این چند روزه پر بودم از اشک و گریه.
دختری دانشجو در کرمانشاه به خاطر اینکه از سوی استادش مورد تعرض قرار گرفته بود خودکشی میکند. خبرش را سعی میکنند در نطفه خفه کنند و ما هم به هر دری میزنیم، کسی نیست که صدایمان را کمی بلند تر کند. موضوع حساس است و کسی حاضر نیست ریسک کند.
گزارش این موضوع و دیگر مسایل اخلاقی دانشگاه رازی را برای روزنامه شرق تنظیم کردم، ولی به دلایلی در آن روزنامه چاپ نشد. حداقل اینجا میگذارماش شاید در روزگار نیامده سندی شد برای مظلومیت ما.
دریافت متن PDF این گزارش کلیک کنید. دریافت فایل
اگر با متن PDF مشکل دارید، برای دریافت متن در محیط Word این گزارش کلیک کنید. دریافت فایل
***************************
راستی هفته گذشته گزارش من از نمایشگاه لباس و مد در کرمانشاه با عنوان حاشیه جذابتر از متن در صفحه جامعه روزنامه شرق چاپ شد.
برای خواندن این گزارش اینجا کلیک کنید.
***************************
پینوشت:
سایتها و وبلاگهای زیر به این مطلب لینک دادهاند:
۱) هرچه میخواهد دل تنگت بگو
۲) کمیسیون زنان تحکیم وحدت
۳) کرماشان نویسها
![]()
نظرات (۹)
شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب
شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگه رو مي شناسن
شهر هرت جايي است که همه بَدَن مگر اينکه خلافش ثابت بشه
شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه: دوباره لاف زدي؟؟
شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند
شهر هرت جايي است که درختا علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند
شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند
شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند
شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر
شهر هرت جايي است که براي مريض شدن و پيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت
شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد
شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کندشهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف
شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن
شهر هرت جايي است که 33 بچه کشته مي شن و ماموراي امنيت شهر مي گن: به ما چه. مادر پدرا مي خواستند مواظب بچه هاشون باشند
شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريالاي تلويزيونيشو توي کاخها مي سازن
شهر هرت جايي است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري
شهر هرت جاييه که موسيقي حرام است حرام
شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه
شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه
شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي
شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار
شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي
شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است
شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه...
شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه
شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر رو دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن
شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي..
شهر هرت جايي است که .......
خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست!!!!!!
ارسال شده توسط یه دوست از نهاوند | ۲۷ تیر ۱۳۸۶ ۹:۲۶ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۷ تیر ۱۳۸۶ ۰۹:۲۶
این خبر ناراحت کننده رو شنیده بودم
تو این دوره زمانه دیگه نمیشه خبری رو در نطفه خفه کرد
ارسال شده توسط سهیل | ۲۸ تیر ۱۳۸۶ ۲:۴۷ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۸ تیر ۱۳۸۶ ۰۲:۴۷
با سلام:
با اجازه شما لينک سایت شما را در وبلاگ سيد ابراهيم نبوی اضافه کردم
مطمئنم ساير دوستانم نيز از خواندن مطالب زيبايتان لذت میبرند..
ممنون از لطفتان نسبت به وبلاگ.
موفق باشيد
ارسال شده توسط مدیر وبلاگ | ۲۸ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۵۸ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۸ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۵۸
محمد جان این پستت رو کامل کپی می کنم و توی وبلاگم میزارم با ذکر منبع
به امید گسترش بیشترش
خدا خیرت بده
ارسال شده توسط سجاد جلیلیان | ۲۸ تیر ۱۳۸۶ ۰:۲۳ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۸ تیر ۱۳۸۶ ۱۲:۲۳
ما ميدانيم كاش آنها بدانند.
ارسال شده توسط شيرين ناز | ۲۸ تیر ۱۳۸۶ ۰:۲۴ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۸ تیر ۱۳۸۶ ۱۲:۲۴
گزارش شما را درباره دانشگاه خواندم. مشکل اصلی بیعدالتی و تبعیض است که موجب بروز این فسادها میشود.
موفق باشید
ارسال شده توسط عبدی | ۲۹ تیر ۱۳۸۶ ۲:۲۸ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۹ تیر ۱۳۸۶ ۰۲:۲۸
سلام محمدرضای عزیز
خبری سخت تکان دهنده است
نمیدونم چگونه طبقه ی حاکم میتونن دم از انسانیت بزنن
شاد و موفق باشی
آزاد و پایدار باد ایران و ایرانی
ارسال شده توسط دانای کل | ۲۹ تیر ۱۳۸۶ ۶:۱۲ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۹ تیر ۱۳۸۶ ۰۶:۱۲
لطفا اسم و فامیل این خانم مهسا -ن را از داخل این مطلب بردارید چه لزومی دارد که با انتشار این اسم آبروی خانوادهاش را ببرید آیا از خانوادهاش برای انتشار خبر و اسم اجازه گرفتهاید؟
ارسال شده توسط ناشناس | ۲۷ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۴۰ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۷ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۴۰
سلام حالت چطوره
ارسال شده توسط سامان سوری | ۹ مهر ۱۳۸۶ ۶:۳۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۹ مهر ۱۳۸۶ ۱۸:۳۷