
شنوندگان عزیز توجه فرمایید، شنوندگان عزیز توجه فرمایید، صدایی که هماکنون میشنوید، صدای آژیر زرد است، و معنی و مفهوم آن این است که در خانههای خود بمانید، چراغها را خاموش کرده و تا اعلام وضعیت سفید هیچگونه حرکتی انجام ندهید.
سالروز شهادت محمود صارمی و روز خبرنگار تسلیت باد.
همه چیز ما در جامعه مرده پروری که داریم با مرگ پیوند میخورد. تبریکهایمان بوی تسلیت میدهد و تولدهایمان نوید مرگ. خوب یادم هست ۱۷ مرداد ۱۳۷۷ بود که در اخبار ساعت نه شب حمله طالبان و شهادت صارمی -خبرنگار ایرنا- اعلام شد. از همان سال ۱۷ مرداد را روز خبرنگار نامیدند.
دو سال بعد برای اولین بار در این روز تبریکی نصیبم شد. -خبرنگاری یا بهتر بگویم روزنامهنگاری رسمی من از نیمه دوم سال ۷۸ شروع شد- از آن سال به بعد روزِ من یادآور مرگ یکی از همکارانم بود. اما از امسال مصیبتهای دیگری هم به آن اضافه شد. تعطیلی شرق و هممیهن و ایلنا؛ اضافه کنید جلوگیری از انتشار ویژهنامه پنجشنبههای اعتماد.
اتفاقات جدید به مراتب دردناکتر از شهادت صارمی خواهد بود. زیرا مسببان مرگ صارمی گروهی خارجی بودند که دشمنیشان با ما کاملا مشهود بود، ولی اینبار ارگانهای خبری رسمی و قانونی کشور که در هرکدام از آنها چندین تن از همکارانام مشغول کار بودند به حکم قانون کشورم محکوم به مرگ یا حداقل احتزار شدهاند.
***************************
دیروز جلسه انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران به علت به حد نصاب نرسیدن اعضای حاضر تشکیل نشد. جلسه بعدی چهارشنبه ۳۱ مرداد از ساعت ۱:۳۰ بعدازظهر در تالار حسینه ارشاد تهران واقع در خیابان شریعتی برگزار میشود. از همه دوستان عضو دعوت میشود برای نجات تنها انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران در این جلسه شرکت کنند.
در حاشیه جلسه دیروز همه ناراحت بودند. بچههای شرق بیشتر از همه.
برای من که به علت دوری از مرکز معمولا در چنین اجتماعاتی حاضر نشده بودم، بسیار آموزنده و مفید بود.
قبل از جلسه دفتر روزنامه کارگزاران بودم. با آقای صدفی -دبیر سرویس اجتماعی کارگزاران- رفتم جلسه.
***************************
شاملو گفت: «روزگار غریبی است نازنین»
میگویند غربت و تو میدانی غربت چیست. نفس کشیدن در فضای مصموم روزگاری که صحبت از آزادی جرمی نابخشودنی است. کار کردن در زمانهای که «آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.»
فضای سیاهی داریم، روزنامهنگاری سراسری محدودتر از روزنامهنگاری محلی و روزنامه نگاری محلی بیمارتر از روزنامهنگاری سراسری.
دو تا مطلب درباره وضعیت روزنامهنگاری در ایران امروز از من در کارگزاران چاپ شد. پولزایی در سرزمین فرهنگ و آزادی خبرنگار یعنی توسعه.
***************************
امروز صبح در دفتر موسه فرهنگی علیمرادیان با شیرینناز عزیز و نامزد محترماش ملاقات کردم. این دو دوست عزیز آمدند تا شاید با هم راهی برای جلوگیری از اعدام یک روزنامهنگار و فعال مدنی پیدا کنیم.
***************************
چند نفر از دوستای دانشجو آزاد شدند. این موضوع رو تبریک میگم. ولی مطمئنم «تا در تمام جهان یکی زندان هست/ در هیچ کجای عالم آزادی نیست.»
***************************
پینوشت: جهت مشاهده عکس شهید صارمی اینجا و اینجا کلیک کنید.
![]()
نظرات (۱۳)
سلام و سپاس از شما دوست عزيز . پيوند هاي وبلاگ من در دست تعمير است تا فضاي اضافه براي افزايش لينك درست شود.پوزش.
ارسال شده توسط مسيح علینژاد | ۱۸ مرداد ۱۳۸۶ ۸:۲۹ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۸ مرداد ۱۳۸۶ ۰۸:۲۹
سلام
ممنون که به من سر زدی. اگر اجازه بدید شما را لینک خودم کنم.خوشحال خواهم شد این تبادل لینک دو سویه باشد
ارسال شده توسط پارسا فرزين | ۱۸ مرداد ۱۳۸۶ ۸:۴۸ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۸ مرداد ۱۳۸۶ ۰۸:۴۸
بسیار زیبا و احساسی بود امیدوارم موفق باشید
ارسال شده توسط نوشین جعفرپور | ۱۹ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۳۳ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۹ مرداد ۱۳۸۶ ۱۲:۳۳
چنان نماند و چنين نيز...
ارسال شده توسط solmaz | ۲۰ مرداد ۱۳۸۶ ۴:۱۶ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۰ مرداد ۱۳۸۶ ۰۴:۱۶
با درود به تو محمد رضا جان
ممنون که سرزدی
امیدوارم خوب و سلامت باشی
ارسال شده توسط مسعود رفیعی طالقانی | ۲۰ مرداد ۱۳۸۶ ۹:۱۱ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۰ مرداد ۱۳۸۶ ۰۹:۱۱
با درود محمدرضا جان
ممنون که سر زدی
از آشنائیت خیلی خوشوقتم
ارسال شده توسط مسعود | ۲۰ مرداد ۱۳۸۶ ۹:۱۳ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۰ مرداد ۱۳۸۶ ۰۹:۱۳
سلام. به روزم.
ارسال شده توسط solmaz | ۲۱ مرداد ۱۳۸۶ ۲:۲۰ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۱ مرداد ۱۳۸۶ ۰۲:۲۰
من تازه 3 هفته بود روزنامه خون شده بودم با شرق که اونم قهوهایش کردن. باید یه راه واسه زنده موندن پیدا کرد.
ارسال شده توسط حامد | ۲۱ مرداد ۱۳۸۶ ۴:۴۸ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۱ مرداد ۱۳۸۶ ۰۴:۴۸
با درود
از حضورتون در هم آوا و نظر دلگرم کنندتون سپاسگزارم. امیدوارم لایق محبتهای شما باشم.
پیروز باشید.
ارسال شده توسط هم آوا/سجاد نیکنام | ۲۱ مرداد ۱۳۸۶ ۵:۲۴ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۱ مرداد ۱۳۸۶ ۰۵:۲۴
ممنون به من سر زديد در ضمن مطلب تلخی بود اونقدر كه آدم غمهای خودش رو فراموش میكنه
ارسال شده توسط لعيا افخمي | ۲۱ مرداد ۱۳۸۶ ۹:۲۷ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۱ مرداد ۱۳۸۶ ۰۹:۲۷
اميد دارم زمانی خواهد آمد كه اين روزها برايمان كابوس خواهد بود...
ارسال شده توسط كاوه | ۲۲ مرداد ۱۳۸۶ ۲:۳۵ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۲ مرداد ۱۳۸۶ ۰۲:۳۵
با درود
محمدرضا جان خیلی ممنون از نظرات زیبا و دلگرم کنندت. قلمت پرتوان باد. خوشحال میشم با هم تبادل لینک کنیم. پیروز باشی
ارسال شده توسط هم آوا/سجاد نیکنام | ۲۴ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۲۲ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۴ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۲۲
saremica@yahoo.co.uk
ارسال شده توسط ناشناس | ۴ آذر ۱۳۸۷ ۲:۰۱ قֽظֽ
ارسال شده در ۴ آذر ۱۳۸۷ ۰۲:۰۱