
هذا سواد الاعظم، هذا تختگاه البلاد ايران فی ايام القديم، مع الدوران القاجار محمد آغا خان الی زمان الحال. هذا ديار القشنگ الملنگ. كثير المال التجاره فی هذا البلاد و قليل المال فی جيب الخلق. فی هذا البلاد خلق اشتغال الزياد و فرصت القليل فی تفريح و المطالعه. راس الخلق شلوغاْ زیاداْ فی هذا البلاد.
فكر كنيد سفرنامهنويسی از قرون اول اسلامی بخواهد در خصوص تهران بزرگ چيزی بنويسد، آن وقت نوشتهاش میشود چيزی مثل متن فوق.
هرچه هست اينجا تهران است، پايتخت دويست ساله ايران.
***************************
اتفاقات عجيب و غريبی در حال وقوع است، از يك طرف مشكلام با ادامه تحصيل در دانشگاه هنوز حل نشده و از طرف ديگر مقالههای علمیام مدام در همايشهای خارجي با استقبال روبرو میشود.
به هر دری كه میزنم نمیتوان راه گريزی براي ادامه تحصيل در دانشگاه پيدا كنم، هيچكس نتوانست راهی پيش پايم بگذارد و من ماندم و بلاتكليفی در وضعيت زندگی. از يك طرف اين وضعيت قمر در عقرب و از سوی ديگر كسب بورسيه تحصيلی از دو كشور خارجی تصميمگيری را سخت كرده است. نه میتوانم از كشور ابا و اجدادیام دل بكنم و نه میتوان با وضع موجود كنار بيايم.
به علت مشكلی كه سالها پيش و بدون دخالت من اتفاق افتاده و پارهای مسائل جزئي نمیتوان به عنوان يك مبتكر از امتيازات طرحی كه در 12 كشور دنيا به نام من ثبت شده، استفاده كنم و غيره.
***************************
امروز سری به انجمن فيزيك ايران زدم. اوضاع چندان مطلوبی ندارد و حتي از ابتدايیترين نيازهای يك انجمن صنفی برخوردار نيست. دوست دارم كاری براي اين انجمن انجام دهم. شايد براي انتشار خبرنامه كمك كنم. فعلاً چيزی معلوم نيست.
***************************
فردا سومين جلسه عادی و فوقالعاده انجمن صنفي روزنامهنگاران از ساعت 1 بعدازظهر در محل انجمن برگزار میشود. اين جلسه با حداقل 50 نفر رسميت پيدا میكند. ولي باز هم حضور هر چه بيشتر اعضا در تحكيم قدرت اين نهاد صنفی موثر خواهد بود.
***************************
الان كه دارم اين پست را مینويسم، در دفتر روزنامه كارگزاران هستم. كار روزنامه فردا تقريباً تمام شده و اعضای تحريريه يا كمكم در حال رفتن هستند و يا براي كارهای فردا برنامهريزی میكنند.
دلام برای حال و هوای هفتهنامه خودمان –نقدحال- تنگ شده است. آنجا هيچ سلسله مراتبی نيست. همهی ما هم نويسندهايم، هم تايپست، هم صفحه بند و الی آخر.
از وقتی هم كه اتاق تحريريه و فنی را مستقل كرديم، هنوز در اتاق جديد كار نكردهام، نمیدانم اوضاع كار كردن در اين شرايط جديد چطور است، ولی بی شك بهتر از اوضاع قبلی است.
***************************
یک سال پس از برگزاری سمينار «دين و مدرنيته»، «مؤسسه گفتگوی اديان» میزبان سمینار «دین و مدرنیته۲» خواهد بود که با عنوان فرعیِ «آسیبشناسیِ روشنفکری دینی» در تاريخ پنجشنبه ۱۵ شهریورماه ۱۳۸۶ از ساعت ۹:۳۰ الی ۱۹ در حسینیه ارشاد برگزار خواهد شد.
اطلاعات تکمیلی و برنامه دقیق سمینار را در اینجا -سایت آقای ابطحی- بخوانید.
ضمناْ همه دعوتید، به دیگران هم خبر دهید.
******************************************************
پنجشنبه ۱۵ شهریور/ساعت ۲۰:۱۶: امروز سمینار «دین و مدرنیته ۲» برگزار شد. از صبح آنجا بودم. ولی چون ناچار بودم شب به کرج برگردم، دو بخش آخر اون رو از دست دادم. سعی میکنم گزارش کاملی از این برنامه بنویسم.
راستی امروز سولماز هم اومده بود اونجا. از اینکه یکی دیگه از دوستای مجازی رو در دنیای واقعی ملاقات کردم، خیلی خوشحالم.
فعلاْ ...
![]()
نظرات (۱۵)
اينجا تهران نيست.
اينجا هيچ جا نيست...
ارسال شده توسط solmaz | ۱۴ شهریور ۱۳۸۶ ۲:۲۰ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۳۸۶ ۰۲:۲۰
اگه بورست قطعیه درنگ نکن. برو پرواز کن و فرصت تحصیل رو از دست نده.
ارسال شده توسط امين پورحسينقلی | ۱۴ شهریور ۱۳۸۶ ۰:۰۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۳۸۶ ۱۲:۰۷
جالب بود. اين مطلب شايد براي شما جذاب باشد
http://hooliganboy.blogspot.com/2007/09/blog-post_03.html
ارسال شده توسط محمد تاج احمدي | ۱۴ شهریور ۱۳۸۶ ۰:۳۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۳۸۶ ۱۲:۳۷
محمدرضای عزیز سلام
همهی عرصهها رو بر مردم تنگ کردن.
چه قدر ما بدبختیم که یه مشت گاگول از تحصیل جوانان و آیندگان مملکت جلوگیری میکنن.
به هر حال من به طور ویژه برای تو آرزوی بهترینها رو دارم.
علی الخصوص آرزوی حل شدن مشکل تحصیل. و همه چیز.
یکی از وبلاگهام رو راه انداختم.
فعلا با اجازه.
از هر طرف نرفته به بنبست میرسیم
نفرین به روزگار من و روزگار تو
شاد و موفق باشی
آزاد و پایدار باد ایران و ایرانی
ارسال شده توسط اسیر | ۱۶ شهریور ۱۳۸۶ ۵:۰۹ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ شهریور ۱۳۸۶ ۰۵:۰۹
با درود فراوان دوست من
بسیار سپاسگزارم از حضورتان در «نگاه فرداها » و ابراز لطفی که داشتید . از یافتن شما و وبلاگ ارزشمندتان شادمانم .از این یادداشت آخر نیز سپاس . راستی قدر پوشیدن ردای روزنامه نگاری را در عرصه حرفه ای بدانید ، هستند کسانی جز من که نانشان در صنعت است و کارشان در نوشتن ، هر چند پر نقص و نا زیبا .ضمنا با کسب اجازه از محضرتان ، با افتخار "نت هشتم" رادر لیست دوستان « نگاه فرداها »خواهم گذاشت .
با بهترین آرزوها
شادمان باشید و بهروز
ارسال شده توسط علی عسکری | ۱۷ شهریور ۱۳۸۶ ۵:۰۲ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۷ شهریور ۱۳۸۶ ۰۵:۰۲
سلام
نمیدانم كه مسئولين بیمخ دانشگاهها تا كی میخواهند به حماقت بی سر و ته خود ادامه دهند و ما جوانها را با ممنوعيت در تحصيل و يا خيلی ممنوعيت ديگه به قول خودشون تنبيه كنند.
به روزم
ارسال شده توسط عاطفه | ۱۷ شهریور ۱۳۸۶ ۹:۰۲ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۷ شهریور ۱۳۸۶ ۰۹:۰۲
با درود
ممنون از حضورتون و انتقادی که مطرح کردین. نوشتتون هم جالب بود بهتون تبریک میگم. منتظر حضور دوبارتون هستم. پیروز باشید
ارسال شده توسط هم آوا/سجاد نیکنام | ۱۸ شهریور ۱۳۸۶ ۲:۳۳ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۸ شهریور ۱۳۸۶ ۰۲:۳۳
امیدورام هر کاری که برات بهتره اتفاق بیافته...
ارسال شده توسط soheil | ۱۹ شهریور ۱۳۸۶ ۱۱:۱۰ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۹ شهریور ۱۳۸۶ ۱۱:۱۰
منم مهدی
شب نویس موفق باشین یه چند ماهی آدرستون رو گم کرده بودم نمیدونستم کجایین
پیشاپیش ماه پر برکت رمضان مبارک
___________*_______** *___________
____________***__*_**** ___________
____________**__**_____* __________
___________***_*__*_____* _________
__________****_____**___****** ____
_________*****______**_*______** __
________*****_______**________*_**
________*****_______*_______* _____
________******_____*_______* ______
_________******____*______* _______
__________********_______* ________
__***_________**______** __________
*******__________** _______________
_*******_________* ________________
__******_________*_* ______________
___***___*_______** _______________
___________*_____*__* _____________
_______****_*___* _________________
_____******__*_** _________________
____*******___** __________________
____*****______* __________________
____**_________* __________________
_____*_________* __________________
_____________*_* __________________
______________** __________________
______________* __________________
التماس دعا
راستی به وبلاگ زیرم اگه تونستین یه سری بزنین مال یکی از دوستای با حالمونه :
www.bazaregoftegoo.blogfa.com
ارسال شده توسط شب نویس | ۲۰ شهریور ۱۳۸۶ ۳:۰۹ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۰ شهریور ۱۳۸۶ ۰۳:۰۹
کجایی پسر نیستی احوالمونم نمیگیری ؟؟؟
ارسال شده توسط شب نویس | ۲۰ شهریور ۱۳۸۶ ۳:۱۰ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۰ شهریور ۱۳۸۶ ۰۳:۱۰
خسته نباشي دوست عزيز.
ارسال شده توسط شيرين ناز | ۲۱ شهریور ۱۳۸۶ ۶:۲۵ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۱ شهریور ۱۳۸۶ ۰۶:۲۵
دكتر شريعتی مي گه:اگر كسي بتواند معلم خوبی باشد خيانت كرده است اگر شغل خوب ديگری را برگزيند...منم میخوام بهت بگم اگه میتونی اينجا يك آدم موثر باشی با قلمت يا فكرت هر جايی كه بری خيانت كردی..اينو هميشه يادت بمونه!
ارسال شده توسط سميرا | ۲۱ شهریور ۱۳۸۶ ۱۱:۰۰ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۱ شهریور ۱۳۸۶ ۱۱:۰۰
سلام دوست عزیز روزنامهنگار
از حضورگرمتان در وبلاگم ممنونم. اگر چه فضای عمومی مطالبتان کمی رو به خاکستری میرود ولی..... حقیقتی چون خودسوزی زنان این سرزمین را نمیشود با رنگ سبز نوشت....
شاد و پیروز باشید
ارسال شده توسط یاغی | ۲۲ شهریور ۱۳۸۶ ۱:۰۴ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۲ شهریور ۱۳۸۶ ۰۱:۰۴
كجايی رفيق؟
ارسال شده توسط solmaz | ۲۲ شهریور ۱۳۸۶ ۳:۰۹ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۲ شهریور ۱۳۸۶ ۰۳:۰۹
روابط مهمتر از کالا و خدمات است پس امید دارم بتونم همواره این روابط را پایدار نگه داریم.
شب نویس(مهدی)
ارسال شده توسط شب نویس | ۲۶ شهریور ۱۳۸۶ ۲:۲۵ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۶ شهریور ۱۳۸۶ ۰۲:۲۵